نمی دانم این نامه را خود خواهید خواند یا نه. اما امید دارم که هرآن کس آن را می خواند از جانب من، که شما را و استقامتتان را بسیار ستوده ام، پیام قدردانی این حقیر را به پاس امیدی که در دلهای جوانان کاشتید برساند.

به گزارش جماران به نقل از سایت آیت الله هاشمی، دختر جوان ایرانی در نامه ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت: امید می بندم به اینکه شما مرا و بسیاری چون مرا که به کلام شروران و بدخواهان گوش سپردند و بر ایران دوستی و تعهد شما به پیشرفت و سعادت کشور چشم بستند و مسئولیتشان در صیانت از ممکلتشان را چند سالی به فراموشی سپردند، حلال کنید. خداوند را سپاس می گویم از اینکه به من فرصت داد ببینم مردان بزرگ چطور از آزمایش الهی، به دشواری آنچه شما تجربه کردید، بیرون می آیند.

خدمت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

آقای هاشمی سلام!

این نامه را یک روز پس از پیروزی رئیس جمهور منتخب مان، آقای دکتر روحانی برای شما می نویسم. که اگر حمایت بی دریغتان از ایشان نبود، چشم امیدتان به مردم و نیز صبر و تحمل و بردباری و کیاست تان نبود، این پیروزی بزرگ را اینچنین شادمانه جشن نمی گرفتیم.

نمی دانم این نامه را خود خواهید خواند یا نه. اما امیددارم که هرآن کس آن را می خواند از جانب من، که شما را و استقامتتان را بسیار ستوده ام، پیام قدردانی این حقیر را به پاس امیدی که در دلهای جوانان کاشتید برساند.

امید می بندم به اینکه شما مرا و بسیاری چون مرا که به کلام شروران و بدخواهان گوش سپردند و بر ایران دوستی و تعهد شما به پیشرفت و سعادت کشور چشم بستند و مسئولیتشان در صیانت از ممکلتشان را چند سالی به فراموشی سپردند، حلال کنید. خداوند را سپاس می گویم از اینکه به من فرصت داد ببینم مردان بزرگ چطور از آزمایش الهی، به دشواری آنچه شما تجربه کردید، بیرون می آیند.

امّا آقای هاشمی، چیزی که مرا بر آن داشت برایتان بنویسم، جز حس قدردانی که دارم، دغدغه ایست که نسبت به آینده سرزمینم احساس می کنم. تا دو روز پیش از این، من نیز مانند بسیاری دیگر سودای کوچ از کشور را در سر می پروراندم چرا که دلم به روشنی آینده ایرانم روشن نبود و سایه شروران را بر سرزمینم سنگین می دیدم. اما، به پاس زحمات سردار سازندگی و رئیس جمهور اصلاحاتی که کودکی و نوجوانی ام را در ایام تصدی آنان سپری کردم، روز جمعه به پای صندوق رای رفتم تا کلید پاستور را به روحانی بدهم که سخن از احیای خرد در سرزمینم می گفت.

و حال خوشحالم از اینکه ثابت کردیم میزان «رای» ملت است و نگرانم از اینکه مبادا شانه های رییس جمهور منتخبم تحمل باری به سنگینی را نداشته باشد. جدا از مسئولیت بزرگ ریاست جمهوری، که شما بهتر از هر کسی آن را لمس کرده اید، تجسم ویرانه ای که از اقتصاد ایران به جای مانده آنچنان مرا به وحشت می اندازد که نمی دانم آقای روحانی عزیزمان را چگونه یارای رویارویی با آن خواهد بود. اما این را می دانم، که همانانی که چون شما که توانستند امید را از نو در دلهای ناامید ما جوانان بکارند، باید دست در دست ملت این شکوفه های امید را تا به ثمر رسیدن تیمار کنند.

آقای هاشمی، روز شنبه من، با خودم عهد بستم که در کشورم و پشت رئیس جمهورم بمانم و از شما نیز می خواهم که چنین کنید. چرا که رایی که به نام آقای روحانی به صندوق انداخته شد، رایی بود به عقلانیت و اعتدالی که مردم ایران از سران سازندگی و اصلاحات سراغ دارند. از مردم نیز می خواهم چونان شما در مقابل آنچه در 4 سال آینده می گذرد صبور باشند، چرا که ساختن یک ویرانه، آن هم در شرایطی که اشتباهات گذشته ما را تحت شدیدترین فشارها قرار داده، کاری یک شبه نیست.

امید دارم که مردم از مردی بزرگ چون شما بردباری را بیاموزند و ارزش امیدی که در دلهامان جای گرفت را نیک بدانند.

به امید آبادی ایران

دختر کوچک شما

مریم

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.