وقتی از تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی ایران سخن به میان می آید،برخی تحلیلگران بر اساس اطلاعات و دانسته های محدود خود،شرایط ارتش را به گونه ای ترسیم می کنند که شائبه عدم تلاش یا توفیق ارتش در آغاز جنگ تحمیلی برجسته می شود.اگرچه مروری بر رویدادهای دوران پیروزی انقلاب و برخی عملکردها مثل کاهش زمان خدمت سربازی،جابه جایی های کارکنان ارتش،دور شدن از تخصص ها،نبود آموزش و نبود نگهداری تجهیزات موجود و نیز درگیری در غائله های گوناگون در نقاط مختلف را می توان از عوامل تضعیف ارتش بر شمرد.اما همواره ناگفته های بسیاری از تلاش موفق ارتش در طراحی و وارد کردن ضربات کوبنده به متجاوزین بعثی و به ویژه تثبیت و زمینگیر کردن ارتش دشمن،به عنوان اولین اقدام اساسی که زمینه پیروزی ها و توفیقات بعدی رزمندگان را فراهم کرد،وجود دارد که نکاتی هرچند کوتاه و گذرا،ما را به اهمیت این تلاش سرنوشت ساز واقف می کند.

آنچه در ادامه خواهد آمد،برداشتی کوتاه از بحث هایی است که در میزگرد هیات معارف جنگ شهید سپهبد صیاد شیرازی انجام گردیده و تلاش شده است به ابعادی از نقش و حضور ارتش در جنگ تحمیلی پرداخته شود.در این میزگرد،امیر سرتیپ بازنشسته "فرض الله شاهین راد"،امیر سرتیپ دوم بازنشسته "مسعود بختیاری"،امیر سرتیپ دوم بازنشسته "علی نیک فرد" و امیر سرتیپ دوم بازنشسته "علی صادقی" حضور داشته اند و امیدواریم هر کدام از منظری و زاویه ای ،خوانندگان ما را از گفتنی های دوران دفاع مقدس و تلاش ارتش آگاه کنند.

امیرشاهین فرد:به نظر من ،همان روز اول جنگ ،ارتش آستین ها را بالا زد و آنچه را که داشت به میدان آورد.در سوم آبان ماه سال 1359 یک گردان از نیروهای تحت امر من تا آخرین نفر جنگیدند و تا آخرین نفر مقابل تجهیزات سنگین دشمن ایستادگی کردند،برای این که موجب تاخیر 48 ساعته ورود دشمن به خاک ایران شود. نتیجه آن شد که گردان 153 به منطقه آبادان اعزام شد و از سقوط این شهر جلوگیری به عمل آمد.اما موارد یاد شده برای تعدادی که ارتش را نشناخته بودند،با وجود اینکه رزمندگان ارتش،در مقابل دشمن چنان شجاعانه سینه سپر کرده بودند،خوب تبیین نشد و از این جانفشانی ها،مردم آگاه نشدند.

امیر نیک فرد:من فرمایش های امیر شاهی راد را تایید می کنم.چون من هم مانند ایشان از روز اول وارد جنگ شدم.چیزی که ما را بیشتر ناراحت می کند،کم اطلاعی مردم عزیز ما از این همه فداکاری است.

امیرشاهین راد:در روز هفتم مهرماه سال 1359 به من ماموریت دادند که گردان 144 را سازماندهی کنم و به دزفول بروم.من به عنوان فرمانده گردان فقط توانستم به سختی نیمی از استعداد این گردان را از مرکز آموزش 06 ،لشکر 30 گرگان،کمیته ها و ژاندارمری جمع آوری کنم. جالب است که بگویم وقتی این تعداد را برای اعزام به راه آهن بردم،راه آهن به ما اعلام کرد که سکوی خالی موجود نیست و شما باید برگردید! وقتی - از سر ناچاری- ساعت 10 شب و بعد از معطلی چند ساعته برگشتیم،مرا احضار کردند و تا ساعت چهار صبح مورد مواخذه قرار دادند که "چرا برگشتید؟ باید همان جا می ماندید!" به هر حال چنین مشکلاتی در جامعه وجود داشت.اما ارتش،کوچک ترین نقصی در کارش نبود و آنچه که درتوان داشت،در طبق اخلاص گذاشت و پای کار آورد و دین خود را به مردم و انقلاب ادا کرد.

امیر نیک فرد:نکته قابل توجه دیگر،این است که فقط کمیت نیست که ارتش را سرپا نگه می دارد،کیفیت را هم باید درک کنیم که یکی از آن ها متکی بودن بر اصل «انضباط »است. در شرایط آن زمان،تعمیر و نگهداری ابزارهای جنگ مختل شده بود؛راننده متخصص تانک در فروشگاه کار میکرد! چون با نقل و انتقالات به صورت بی رویه موافقت شده بود،هر کسی هر جا که دوست داشت،فعالیت می کرد. یعنی ساختار ارتش لطمه خورده بود. سازمان ارتش دارای مدیریت نبود. انضباط در ارتش مختل شده بود. از همه مهم تر این که روند آموزشی متوقف شده بود. علت همه این مسائل به چه بر می گردد؟به نظر من وقتی که انقلاب شد،مسئولان وقت،برای اتفاقات بعد از انقلاب،راه حل ها و تمهیدات مناسب را پیش بینی نکردند. بنابر شرایط روز کار می کردند. بنابراین ،فقدان یک راهبرد مشخص در بعد نظامی در اول انقلاب ،مشکلات زیادی را ایجاد کرده بود.جنگ که شروع شد،حدودا یک سال طول کشید تا ما توانستیم همان 30 درصد توان رزمی باقیمانده ارتش مان را هم جمع و جور کنیم که آن هم به مدد رهبری و درایت امام (ره)اتفاق افتاد،و گرنه راهبردی در کار نبود. اما همان توان موجود،به نظر من،با تمام قوا در دفاع از کشور نقش آفرینی کرد.

امیربختیاری:ارتش طی دو سال بعد از انقلاب که به آغاز جنگ مانده بود،از جانب هیچ جناحی که به جز امام(ره)حمایت نمی شد و حتی مورد بی مهری هم قرار می گرفت. پس از پیروزی انقلاب،گروهک های مختلفی بودند که داعیه حکومت داشتند و به این فکر می کردند که ارتشی را که از نظام حمایت می کند،کنار بزنند تا راهشان برای دستیابی به قدرت هموار شود و از این رو،تمام تلاش شان را به کار می بستند تا این بازوی مسلح را از حکومت جدا کنند.تعدادی روشنفکر هم داشتیم که در عالم روشنفکری خودشان با حضور ارتش به عنوان عاملی از نظام سابق مخالف بودند. یک تجربه تاریخی ساده اندیشانه هم از واقعه کودتای 28 مرداد داشتند که ارتش علیه دکتر مصدق کودتا کرد و ممکن است دوباره کودتا کند. ببینید! از یک سو،عوامل بیرونی فشار آوردند که تمامی قراردادهای خرید تجهیزات نظامی ارتش لغو شود و نیز بودجه ارتش در سال 1358 به یک پنجم بودجه سال های 1357 - 1356 کاهش می یابد. از سوی دیگر ،15 روز قبل از جنگ،دو لشکر را در هم ادغام می کنیم که یک لشکر درست کنیم و این یعنی کاستن از حجم نیروها. لشکر یک و دو را به لشکر 21 تقلیل می دهیم.بنابراین می توان نتیجه گرفت،عوامل تضعیف ارتش در آن برهه زمانی در دست خود ارتش نبوده است. عوامل متعددی در کشور وجود داشته که عالمانه و عامدانه می خواسته ارتش را تضعیف کند و از توان آن بکاهد. آیا ما نمی توانستیم قبل از جنگ یک رزمایش برگزار کنیم و قدرت خودمان را به رخ دشمن بکشیم؟ فرمانده ارتش درباره جابه جایی یکان ها،قدرت محدودی دارد و باید دستور از سلسله مراتب بگیرد. با همه اینها،ارتش دست قدرتمندش را به مثابه یک سد آهنین،در برابر نیروهای متجاوز قرار داد. همین ارتش،در برابر حمله دشمن جانانه ایستاد و با سد کردن دشمن،راهبردش را به شکست کشاند. ما می دانیم که ارتش حتی قبل از 31 شهریور 59 ،بارها احتمال قریب به یقین حمله نظامی عراق به ایران را به مسئولین وقت گوشزد کرده بود.

من می خواهم بحث را به این سو ببریم که آیا ارتش در جنگ،حماسه ای سراسر افتخار نیافرید؟ چه نیروی دریایی ،چه نیروی هوایی و چه زمینی،آنچنان در عرصه جنگ قدرتمند ظاهر شدند که عراق در همان آغاز جنگ پی به اشتباهش برد. پیروزی هایی که از آن پس در جنگ آفریده شد،نمی تواند بدون نقش ارتش مورد ارزیابی قرار گیرد.ظرافت هایی در طراحی عملیات مروارید به کار بسته شد که هنوز هم نیازمند بحث و تبادل نظر کارشناسان نظامی است. من همین جا یاد شادروان دریادار رحمان الفتی- این افسر دلیر که از خطه کردستان برخاست- را گرامی می دارم.ایشان کسی بود که مبتکر و طراح اصلی عملیات مروارید بود. می بینید که جنگ با تکیه بر اندیشه چه افسران آگاه و خردمندی به نقطه ای رسید که امروز شاهدش هستیم.

امیر صادقی گویا:من نکته ای را درباره آغاز جنگ بگویم و آن ،اینکه مسئولان وقت ما متاسفانه یک خوشبینی غیر واقعی به مردم ناراضی عراق داشتند وگمان می کردند که چون مردم عراق از حکومت صدام ناراضی اند،برای ما تهدید محسوب نمی شوند. در حالی که ما دیدیم که همین مردم،دل شان با ما بود و سلاح شان علیه ما.چون از دیکتاتوری صدام وحشت داشتند.اگر به روی ما سلاح نمی کشیدند،صدام به روی شان سلاح می کشید و این کار را هم کرد.

امیر شاهین راد:اجازه دهید کمی به عقب برگردم.در مرداد ماه 58 با گردان 106 به پیرانشهر رفتیم. مرحوم ظهیر نژاد فرمانده لشگر 64 بود. پیرانشهر از ضد انقلاب پاکسازی شد. گردان 106 آنجا واقعا با کمک سپاه و بسیج و ژاندارمری و کمیته موجب پاکسازی شهر و منطقه شد،البته همراه با گردانی از تیپ 1 لشگر 64 .دو ماه بعد با باقیمانده همین گردان به گردنه مروارید سنندج رفتیم و تا شروع جنگ با تمام موجودی خود در گردنه بودیم و گردنه مروارید و محور سنندج کامیاران را باز نگاه داشتیم. حال تصور کنید یک گردان با چه شرایطی در این ماموریت های سنگین حضور داشته و در ابتدای جنگ بخشی از همین گردان با گردان 144 ادغام شد و از گردان 144 همانطور که عرض کردم کسی برنگشت.همانطور که گفته شد دو لشکر از نیروی زمینی البته با پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز در 800 کیلومتر از گلوگاه ها جلو دشمن را گرفتند که هیچ اسمی از آنها ،از شهدایی که سرباز و درجه دار و افسر بودند، برده نمی شود. به نظر من دشمن با فداکاری ارتش در همان ابتدای جنگ به هیچ کدام از اهدافش نرسیده است. در مورد پدافند عرض کنم:چگونه شد که دشمن نتوانست تمام نقاط حساس ما را بزند.در اندیمشک و دیگر مناطق فقط با توپ های «اورلکین»پدافند هوایی ،چند فروند هواپیما ساقط شد،ولی گفته نشد. یا با توپ های 23 تعدادی از بالگردهای دشمن را زدند اما کجا گفته شد؟ من درود می فرستم به روان پاک رزمندگان گمنام بویژه سربازان ما که جلو رفتند،زمین را نگه داشتند،مجروح شدند،برخی 27 تا 30 ماه خدمت کردند و هیچ منتی هم سر مردم نگذاشته اند در حالی که بسیاری ذی حق بوده و هستند.

در اینجا باید اضافه کنم،اصولا در ارتش برای حفاظت از مرز و مناطق مرزی،طرح های خاصی وجود دارد. تا چند ساعت بعد از حمله در روز سی و یکم شهریور که هواپیماهای دشمن بمباران را آغاز کردند،هیچ یگانی جز دو لشکر 81 زرهی کرمانشاه و 92 زرهی خوزستان در مرز نداشتیم. این دو لشکر،پاسگاه های مرزی را تقویت کرده بودند. باید بدانیم،یک واحد نظامی در صورتی موفق است که با تمام امکانات نظامی خود بتواند در مرز جلوی دشمن را بگیرد که ما آن را نداشتیم .طبیعی است که یک تیپ 2 زرهی دزفول نمی تواند به تنهایی در مقابل دو لشکر زرهی،مکانیزه عراق ایستادگی کند. اما همان پاسگاه و همان نفرات تا آخرین نفر ایستادند و 48 ساعت،دشمن را در مرز نگه داشتند! بقیه نیز که در نقاط دیگر جمع شده بودند ،رفتند و گلوگاه های عبور دشمن را گرفتند. رودخانه های کارون و کرخه باعث شد که ما بتوانیم با نیروی کمتردر مقابل دشمن ایستادگی کنیم. این فداکاری ها از روز اول جنگ تا روز هفتم وجود داشت. نیرویی که نگذاشت عراق به اهداف خودش برسد،همین تعداد اندک سرباز و درجه دار ارتش در لب مرزها بود و این،سندی روشن و آشکار است. دشمنی که می خواهد طی 48 ساعت به هدف برسد،تا هفت روز مجبور می شود در مقابل نیروهای کم و کوچک و اندک ارتش ایران بایستد. این یک واقعیت است. همین نیروها بودند که اجازه ندادند در غرب پیشروی شود و در خرمشهر ،28 روز دشمن را در کنار رودخانه اروند نگه داشتند. اینها تاریخ است و سند دارد.ما افتخار می کنیم که چنان ارتشی داشتیم که با تمام نامهربانی هایی که گفته شد،تا آخرین نفر و اخرین نفس مقابل دشمن ایستاد؛تانک های دشمن از روی جنازه های رزمندگان مان رد شد.یک گردان که تحت فرماندهی من بود،450 شهید تقدیم انقلاب کرد و مابقی هم مجروح شدند؛دلیلش هم این بود که گردان پیاده در سرپل،مقابل 5 گردان زرهی،مکانیزه دشمن ایستاده بود.

امیر بختیاری:مهم ترین و بزرگ ترین خدمت ارتش در تمام دوران دفاع مقدس،آن حرکت اولیه،یعنی متوقف کردن دشمن بود. عراق هدفی داشت،با قصدی به این کشور آمده بود. به دنبال اهداف بزرگ بود. ارتش عراق و طراح و نظریه پرداز(استراتژیست)داشت. چه چیزی باعث شد که دشمن مهاجم در لاک پدافندی فرو برود و در بیابان های خوزستان،پشت کرخه و کارون در مواضع نامناسب،زمینگیر شود؟ نیروهای مردمی دارای جوشش و حرکت بودند و هیچ کس منکر آن نیست،اما جنگ هنرمندی و تخصص نیاز دارد؛در مقابل گلوله باید گلوله شلیک شود وفقط صرف ایثارگری ،نیروهای مردمی نمی توانستند جلوی گلوله و تانک دشمن را بگیرند. نیروی هوایی عراق با 192 فروند هواپیما بعد از ظهر 31 شهریور آمد و از پایگاه و فرودگاه تبریز تا امیدیه خوزستان را مورد حمله قرار داد.دو ساعت بعد خلبان نیروی هوایی ارتش ما که دو سال پرواز نکرده ،آماده برای انجام ماموریت است و این همان تخصص مورد نیازی است که در جنگ ما به آن نیاز داریم. طبق قوانین بین المللی ،خلبانی که شش ماه پرواز نکرده باشد،آمادگی مجوز انجام ماموریت ندارد. آیا این هنر مردان رزمنده و مبارز سرزمین ما نیست که بلافاصله هواپیمایشان را در آن بحبوحه مسلح می کنند و بر فراز آسمان عراق به پرواز در می آیند؟ تنها به فاصله دو ساعت بعد از حمله عراق ،چهار هواپیما از پایگاه بوشهر پرواز می کنند و دو ساعت بعد هم چهار هواپیما از پایگاه شهید نوژه همدان به پرواز در می آیند و به شعیبیه،کرکوک و موصل حمله می کنند. بدون تردید این ضربه نیروی هوایی ما به دشمن بعثی بسیار کوبنده و وحشتناک بود که باید در اینجا از شهید بزرگوار فکوری،فرمانده وقت نیروی هوایی و سرهنگ قیدیان،معاون عملیات آن نیرو به نیکی یاد کنیم.شایسته است این اقدام حائز اهمیت بارها و بارها برای جوانان ما و علاقه مندان به تاریخ دفاع مقدس بازگو شود. قطعا این حرکت قهرمانانه ،شوک غیر قابل تصوری را به ارتش بعثی وارد کرد. روز بعد هم عملیات کمان 99 شاهکار نیروی هوایی و پرواز 140 فروند هواپیما و 300 سورتی پرواز را داریم. شاید تعجب کنید که 140 فروند 300 سورتی،تعدای از جنگنده ها 2 تا 3 بار پرواز کردند.عراق،در همان نیمه روز نخست و روز دوم چنان پاسخ قاطع و محکمی از نیروی هوایی ارتش ما دریافت کرد که کاملا به اشتباه خود در راهبردش پی برد.نیروی هوایی ما در 17 روز اول جنگ 30 خلبان شهید داد که بهترین خلبان های ما بودند واین شهدا کسانی بودند که شب و روز پرواز کردند تا قدرت ارتش ما را به رخ دشمن مهاجم بکشند.اساسا نیرویی که تهاجم می کند،برای پیروزی وارد یک کشور می شود.وقتی عراق با مقاومت نیروهای ایرانی مواجه می شود،به توپخانه ای بر می خورد که یک لحظه خاموش نیست. بنابراین ،متوجه می شود که خبری از پیروزی نیست.به نظر من متوقف کردن عراق،بزرگ ترین و مهم ترین اقدامی بوده که از نظر تاکتیکی و رزمی در ابتدای جنگ انجام شده است.

امیر نیک فرد:من موافقم که بزرگ ترین افتخاری که ارتش دارد،متوقف کردن دشمن است؛قبل از این که به اهدافش برسد.ارتش با همان 30 درصد توازن رزمی باقی مانده ،دارای نظریه پردازانی بود که تاکتیک و زمین را خوب می شناختند . اگر ما شش روز دشمن را لب کرخه و 34 روز پشت دروازه های خرمشهر نگه داشتیم،به خاطر اجرای یک عملیات کاملا علمی و تخصصی نظامی بود . دانش نظامی می گوید وقتی در مقابل دشمن توان نظامی اندکی داری،تحرک کمی داری و از پشتیبانی هوایی مناسبی برخوردار نیستی،باید «عملیات تاخیری»انجام دهی.ما باید از مزایای موجود خوب استفاده می کردیم. این مزایا لب مرز وجود نداشت،بلکه رودخانه های کرخه و کارون بودند. ما توانستیم به خوبی از زمین وامکاناتی که داشتیم استفاده کنیم.توانستیم نقطه به نقطه به دشمن ضربه بزنیم و به او تلفات وارد کنیم.توپخانه ما انصافا آتش خوب و قدرتمندی تهیه دید. هواپیمایی نیروی زمینی ارتش و نیروی هوایی ما به خوبی عمل کردند و دشمن را در مواضع نامناسبی که توان پیشروی در آنها را نداشت.متوقف کردیم. اگر این مسائل خوب تبیین شود،مظلومیت ارتش در زمان حال بیشتر نشان داده می شود.

امیر صادقی گویا:از شلمچه تا خرمشهر 15 کیلومتر راه است.دشمن با آن همه مطالعه،طراحی،امکانات و ادوات جنگی هوایی و زمینی ،34 روز طول کشیده تا این مسافت کوتاه را بپیماید. این یعنی این که ما قوی عمل کردیم. به طور میانگین ،مسئولیت بیش از 70 درصد خطوط پدافندی بر عهده نیروی زمینی ارتش بود. ارتش باید در برابر پاتک های سنگین دشمنی که برای حفظ حیثیت خودش و برای بازپس گیری مناطق از دست داده در منطقه اجرا می کرد،مقاومت کند. متاسفانه ما همیشه تاریخ جنگ را عملیات محور بازگو کرده ایم. به طوری که وقتی صحبت از شهیدی می شود،این گونه به ذهن ها متبادر می شود که این شهید در کدام عملیات شهید شده است؟!در حالی که بسیاری از شهدای ما در پدافند به شهادت رسیده اند. عملیات های آفندی تنها بخشی از جنگ است.

امیر بختیاری:جنگ تحمیلی،در مردادماه سال 1367 پایان یافت،اما ارتش تا سال 1372 یعنی پنج سال پس از پایان جنگ نیز با همان شکل زمان جنگ در خط مرزی مستقر بود که دشمن مجددا حمله نکند؛کما اینکه در حال حاضر نیز با تغییراتی حضور دارند و انجام وظیفه می کنند.لازم است برگردم به روزهای ابتدای جنگ،ما در همان روزهای اول دفاع،750 دانشجوی آموزش دیده دانشگاه افسری را که آموزش دیده بودند تا افسران و فرماندهان آینده ارتش باشند،در خرمشهر مانند یک سرباز وارد میدان کردیم. قطعا در اینجا باید یادی از تفنگداران نیروی دریایی کنیم. امیر سیاری که هم اکنون فرمانده نیروی دریایی هستند،در آن زمان افسر جوانی بودند که با وجود زخمی شدن،به کمک سرهنگ کهتری که خود نیز مجروح بود شتافت.ناخدا صمدی،ناخدا پیرایش،ناخدا ضرغامی والبته گردان دژ نیروی زمینی در خرمشهر که حماسه های بزرگی از خود به یادگار گذاشته اند. و باید یاد کنیم از استوار سعیدی که با تانک های غنیمتی و باقیمانده یک گروهان،گروهانی به نام المهدی تشکیل داد و به دفاع از خرمشهر پرداخت.ما به نقش شهید جهان آرا و نیروهای مخلص مردمی بسیار اعتقاد داریم و یکایک آن بزرگان مورد تکریم و احترام ملت ما هستند؛مردانه جنگیدند،اما بدون شک محور دفاع از خرمشهر،ارتش بوده است.البته با همراهی مخلصانه نیروهای مردمی و سپاه و حتی شهربانی و ژاندارمری خرمشهر. این یعنی این که ارتش هرچه داشت،در طبق اخلاص گذاشت و به میدان آورد. شما ببنید در سال 1345 در ارتش پل شناور خریداری شده؛یعنی 12 سال قبل از انقلاب و 14 سال قبل از جنگ و 16 سال قبل از اینکه در عملیات بیت المقدس از رودخانه عبور کنیم.این پل شناور جزو تجهیزات سازمانی ارتش بوده که بعد ها به کار می آید.ما گروهان های پل داشتیم. این امکانات در ارتش بوده که ما توانستیم این گونه عمل کنیم.

امیر صادقی گویا:در تمام تاریخ هشت ساله جنگ تحمیلی،بدون استثنا،هیچ عملیات زمینی یا مشترک- کوچک یا بزرگ،محدود یا گسترده ای را نمی توان یافت که ارتش در آن نقش موثر و تعیین کننده ای نداشته باشد. حتی در عملیات هایی که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به صورت مستقل اجرا می گردید،نیروی هوایی ،پدافند توپخانه ،مهندسی و هواپیمایی نیروی زمینی ارتش(هوانیروز)به انحای مختلف حضور حیاتی و تعیین کننده داشته اند؛همین طور نیروی دریایی که شاهرگ حیاتی اقتصاد کشور را حفاظت کرد.

امیر شاهین راد:نکته دیگر این که تا آخرین روز جنگ،ارتش نه تنها در آفند بلکه در پدافند هم حضور داشت. نیروهای مردمی،خط پدافندی نداشتند. البته ساختارشان هم اجازه نمی داد در عملیات ها حضور داشتند ،ولی پس از عملیات خط پدافندی را ارتش حفظ می کرد. یعنی ارتش 1200 تا 1800 کیلومتر خط پدافندی را نگه داشته بود. در ابتدای جنگ،وقتی شما عملیات سنگین پدافند را اجرا می کنید،دیگر نیرویی برای آفند ندارید. وقتی نیروهای مردمی در جبهه ها حضور پیدا کردند،موجب تقویت این نیروها شدند. در عملیات ثامن الائمه (ع) هنوز حضور نیروهای مردمی در جبهه ها پررنگ نبود،تنها دو هزار نفر نیروی مردمی در این عملیات شرکت داشتند و این عملیات با محوریت لشکر 77 خراسان با موفقیت انجام شد.در عملیات طریق القدس،نقطه ضعف دشمن این بود که چون از یک طرف به هور و از طرف دیگر به رمل محدود شده بود،تصور می کرد ممکن نیست از این مناطق ضربه بخورد.ولی با طراحی متخصصان و طراحان عملیات در ارتش،جهاد در رمل جاده کشید و ما از پشت سر دشمن در بستان به او ضربه زدیم.

امیر نیک فرد: ما در ترسیم آنچه که در حوزه ارتش طی سال ها مجاهدت اتفاق افتاده ،با حوزه های دیگر نیروهای مسلح فاصله زیادی داریم.البته جای خوشحالی است که اقشار مختلف مردم به ویژه جامعه هنری در قالب نیروهای بسیج از زوایای دید خود ضمن حضور در مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس،ایثار رزمندگان را دیدند و در مراجعت از جبهه گفتند و به تصویر کشیدند و نوشتند و منشا تالیف و تولید آثار ماندگاری شدند. اما به دلایل متعددی زمینه وامکان حضورشان در ارتش فراهم نبود.ملاحظه کنید سر کار خانم حسینی کمتر از یک ماه در پشت خط یکی از جبهه ها حضور یافتند و محصول این حضور کتاب پرطرفدار«دا»شد.اما محصول بیست سال اسارت پرفراز و نشیب شهید بزرگوار خلبان لشگری چه بوده است؟به خاطر دارم در اوایل جنگ ،افسران شهربانی از تهران به کمک شهربانی آبادان آمده بودند و کمک بسیاری کردند. اما آیا شما نامی از شهربانی در ضربه زدن به دشمن که آبادان را محاصره کرده بود شنیده اید؟ آن سروان دلاور از شهربانی در محور آبادان ماهشهر در ایستگاه 7 درعملیات شناسایی رزمی به شهادت رسید و پیکرش چند روز در همان محل ماند؛یا به خاطر دارم در دوم مهرماه که به خرمشهر رفتم،افسر ناظر مقدم نیروی هوایی در آنجا بسیار فعال بود. به نظرم سروان جمشیدی نامی بود که با جان و دل تلاش می کرد تا نیروی هوایی در خرمشهر مانع پیشروی دشمن بشود. به یقین بخشی از کند شدن حرکت و پیشروی دشمن،محصول این تلاش بود.در محاصره آبادان هم یادم هست نیروی دریایی با هواناوهای خود از ماهشهر از طریق دریا به خلیج فارس و خورموسی و چوبیده (روبه روی خسروآباد) تخلیه مجروح انجام می دادند. این هواناوها در مدتی که عملیات ثامن الائمه (ع)اجرا می شد بسیار موثر واقع شدند؛یعنی دشمن را دور می زدند و در همین حرکت با نیروی هوایی هم هماهنگی می کردند که در زمان حضور هواناوها که هم نیروهای ما را می آوردند وهم مجروحان را حمل می کردند،پوشش مداوم هوایی را برقرار کند.

امیر بختیاری:شما ببینید آسمان این کشور را در طول جنگ چه کسانی مراقبت کرده اند؟پدافند هوایی ما از روز اول،نقش ارزنده ای ایفا کرد؛محافظت از جزیره خارک با موشک های هاگ و انهدام هواپیمای دشمن که قصد بمباران شهرها را داشت تا حراست از جماران و پالایشگاه ها ،تا والفجر 8 که اوج افتخارات پدافند است. نیروی هوایی ما در پشتیبانی از نیروی دریایی و نیروهای زمینی ارتش و سپاه پاسداران حماسه ها آفرید.چگونه می توان کار قهرمانانه شهید عباس دوران در سال 1360 و برچیده شدن محل کنفرانس سران غیر متعهدها و یا حمله به الولید در 15 فروردین سال 1360 را فراموش کرد. در خلیج فارس چه کسی 10 هزار کشتی نفتکش و بازرگانی را اسکورت کرده تا اقتصاد این کشور با صادرات نفت سرپا بماند؟بدون تعارف نیروی دریایی ما بود که گردش چرخ اقتصاد کشور را تامین و تضمین کرد. نیروی دریایی عراق ضعیف نبود،موشک های اس تیکس روی ناوچه های اوزای ساخت ایتالیا بسیار خطر آفرین بود. اما نیروی دریایی ما چه در عملیات مروارید و چه در طول سال های حضور خود در خلیج فارس و دریای عمان ،طومار نیروی دریایی عراق را در هم پیچید.ما فقط می شنویم عملیات اشکان و صفری روی اسکله های البکر و الامیه که پایانه های بزرگ نفتی عراق بودند،اما این که عملیات قهرمانانه نیروی دریایی چه تاثیری بر قطع صادرات نفت عراق داشته تا کنون بازگو نشده است. توجه داشته باشیم که تاکید بر نیروی هوایی ،پدافند و نیروی دریایی به معنای کمرنگ شدن نقش تعیین کننده نیروی زمینی چه در ارتش و چه در سپاه نیست.قطعا نیروهای زمینی ما دشمن را بیرون رانده اند و قهرمانی ها و جانفشانی های خود را به شایسته ترین شکل به انجام رسانده اند. در واقع قصد دارم بگویم که ما از کنار برخی اخبار زمان جنگ تحمیلی به راحتی عبور نکنیم؛باید هزاران کتاب از لحظه لحظه غیرت و پایمردی عزیزان ایثارگرمان در ارتش سرافرازمان نوشت.حقیقتا از بیان بسیاری واقعیت غفلت شده که ما وظیفه داریم به آنها بپردازیم.و نکته مهم دیگر از جلوه های پرعظمت ارتش در دفاع مقدس سازماندهی ،پشتیبانی و به کارگیری گسترده رزمندگان وظیفه در جبهه هاست. براساس آمار موجود مکتوب و مستند،ارتش دو میلیون و 500 هزار سرباز و درجه دار و افسر وظیفه وارد جبهه کرده است،با متوسط 20 ماه توقف در جبهه.همچنین بر اساس آمارهای سامانه آمادی ارتش،در طول جنگ 50 میلیون گلوله توپخانه بر سر دشمن باریده است! 700 فروند بالگرد هوانیروز ،8 سال در عملیات های آفندی و پدافندی مختلف فعالانه شرکت داشته اند.

امیر صادقی:یکی از نکاتی که باید به آن توجه کنیم،هواپیماهایی است که توسط پدافند ما ساقط شد و موجب شد صدام چندین بار نیروی هوایی خود را با هواپیماهای جدید تجهیز کند.این فداکاری ها چه توسط پدافند و چه توسط نیروی هوایی در پشتیبانی از نیروهای زمینی بدون تردید در پیروزی های ما و سربلندی کشورمان تعیین کننده بوده است. اما یادمان باشد از نقش خانواده های رزمندگان در دوران جنگ غافل نشویم. فشار روحی و روانی که بر خانواده یک خلبان از لحظه برخاستن هواپیما تامراجعت می آمده ،یا چند ماه ماموریت دریایی بدون هیچ گونه تماس تلفنی،چه نگرانی هایی را برای خانواده آنان ایجاد می کرده است؟ اینها قطعا در تبیین نقش و جایگاه خانواده های ارتش بسیار حائز اهمیت است و باید به آنها نیز پرداخته شود.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.