شهید رجائی به درجه ای از کمال انسانی دست یافته بود که روحیه انتقاد پذیری پیدا کرده بود. طبیعت بشر این است که وقتی مورد انتقاد قرار می گیرد ناراحت می شود و یا فرافکنی می کنند و یا فکر می کند دیگران او را نمی فهمند و قدرش را نمی دانند. ولی شهید رجائی از این مسائل عبور کرده بود اول از همه خود را اصلاح می کرد اگر انتقادی بجا بود آن را می پذیرفت

اشاره:می توان سالهاریاست کرد و لحظه ای درخاطره ها نماند و می توان 28 روز خدمت کرد و برای سالها ماندگار شد.او راه دوم را انتخاب کرده بود. برای بسیاری شاید درنگاه اول سخت باشد قبول اینکه شهید محمدعلی رجایی تنها 28 روز رئیس جمهور بود و سالیان،سال ماندگارماند. اینک او نماد دولت درایران شده است و شهادتش فرصتی برای مرور شیوه دولتمردی درجمهوری اسلامی.رازماندگاری رجایی راویان و تحلیل گران بسیار دارد.یک روای و شاهد عینی عاتقه صدیقی است، همسرشهید رجایی که تنها به همسری رئیس جمهور خدمتگذار ایران شناخته نمی شود و خود نیز شخصیتی سیاسی است و جایگاه هایی چون نمایندگی مجلس را نیز تجربه کرده است. از او که سالها با رجایی زیسته است تنها چند سوال کوتاه پرسیده ایم؛ رجایی چگونه جوانی برای خانواده بود، چگونه ای همسری برای او، چگونه بنده ای برای خدا، چگونه مریدی برای امام، چگونه مبارزی برای انقلاب، چگونه رییس جمهوری برای ایران و... و خانم رجایی، در پاسخ به این سوالات، رمز و رازهایی را گشود که مهمترین آنها راز ماندگاری رجایی است.متن این گفتگو را باهم می خوانیم :

به عنوان سئوال نخست، بفرمایید شهید رجایی چگونه جوانی بود؟

جوانی بود فعال، دلسوز خانواده، آینده نگر ، تلاش گر و فداکار. جوانی مومن، مذهبی و انسانی مقاوم در برابر سختی ها و اهل عمل. جوان صادقی بود صداقتش مرا تحت تاثیر قرار داد اولین بار که بعد از عقد به دیدن من آمد کتابی تحت عنوان«از حجله عروسی تابستر شهادت» به عنوان هدیه برای من آورد. در اولین دیدارهایمان صادقانه به من گفت که چه نقطه ضعف ها و معایبی از نظر اخلاقی و جسمی دارد ویژگی های اخلاقی منحصر به فرد او باعث شد که من با وجود اختلاف سنی ده ساله به سمت او کشیده شوم.

از رجایی پس از ازدواج بگویید او چگونه همسری برای شما بود؟

فعالیتهای فرهنگی و سیاسی ایشان باعث شد که ایشان را کمتر در زندگی ببینیم. عقاید و آموزه های مذهبی من و رفتارهای معنوی ایشان، باعث شد که من با این برنامه ها کنار بیایم. رجائی خیلی کم حرف می زد یاد ندارم که بگوید این کار را بکن یا نکن. با شیوه های معلمانه خاص خودش ما را تحت تاثیر قرار می داد. توجه بسیاری به خانواده داشت. از نظر اقتصادی خیلی دقیق بود مواد غذایی مورد نیاز منزل را کیفی و به اندازه لازم تهیه می کرد. در مورد خانواده دست و دل باز بود اما در مورد خودش سختگیر بود. من به یاد ندارم که مرا سوار اتوبوس کند همیشه با تاکسی رفت و آمد می کردیم اما اگر خودش تنها بود با اتوبوس یا پیاده می رفت. به خانواده عجیب علاقه مند بودند حق و حقوق همه را کاملا رعایت می کرد. من که با مادر ایشان به مدت 4 سال زندگی کردم این موضوع چشمگیر بود و باعث شد رابطه خوبی بین من و مادر ایشان به وجود آید. به من و مادرشان احترام خاصی قائل بودند.

شاید مهمترین و ویژگی شهید رجایی،مذهبی بودن ایشان باشد. رجائی چگونه بنده ای برای خدا بود؟

ایشان در شب زفاف، نماز مخصوص آن شب را ادا کردند. به دعا بسیار معتقد بود و این در زمانی بودکه این مسائل مطرح نبود و فرهنگ جامعه ما خیلی خوب نبود در جامعه طاغوتی آن زمان که فرهنگ بی بندباری حاکم بود، رجایی دعای کمیل را ترک نمی کرد این کار را به خاطر خدا و معنویتی که این دعا به او می داد انجام می داد. چون دقیق بود می خواست مادرشان هم از این کار بهره مند شوند چون مادرشان به دعای کمیل خیلی علاقه داشت. ویژگی های اخلاقی او در سطح بسیار بالایی روز افزون بودند اینها همه از اعتقادات ایشان و تیز بینی نسبت به مسائل نشئت می گرفتند.

به عنوان نزدیکترین فرد به رجایی، از کسی بگویید که بیشترین شکنجه را در زندان متحمل شده بود.

هفت ماه بعد از ازدواج ما ایشان در قزوین به مدت 50 روز بازداشت شد بعد از آزادی دوباره در سال 53 به مدت 5 سال حکم زندان به او داده شد. ایشان نسبت به همه کسانی که همزمان دستگیر شده بودند، بیشتر شکنجه شد. تنها کسی بود که بصورت جیره ای زیر شکنجه بود. آنها می دانستند که رجائی چیزهایی می داند که نمی گوید. بعد از 8 ماه بازجویی محاکمه کردند. آن زمان محکومین را دو بار محاکمه می کردند. دادگاه دوم ایشان از روال عادی خارج شده بود و چون طولانی شده بود ما را نگران کرده بود. بعدها متوجه شدیم که شخصی بنام منیژه اشرف زاده که محکوم به اعدام بود، در برابر تقلیل حکمش به حبس ابد اطلاعاتی را در مورد رجائی داده بود. این اطلاعات باعث شد که بارها از او بازجوئی کنند. و در نهایت با طی شدن روند غیرمعمول و مدت زمان طولانی، 5 سال برای او حبس بریدند. بازجویش به او گفته بود اگر این 5 سال بگذرد تو دوباره به بخاطر حرف های ناگفته محاکمه خواهی شد. ایشان در جریان مبارزات مردم ایران در سال 1357 ، همراه دیگران بعد از 4 سال زندانی، یکسال مانده با پایان محکومیتشان، آزاد شدند.

از رابطه امام و شهید رجایی بگویید. در مرحله اول شهید رجایی چه دیدگاهی در مورد امام داشتند؟

رجایی از نظر اعتقادی نگاه به مرجعیت را یک اعتقاد اسلامی می دانستند بعد از فوت آیت الله بروجردی رژیم چندین مرجع مطرح کرد رژیم تصمیم گرفته بود برای سردرگمی مردم بین مراجع تفرقه ایجاد کند و مردم را از امام خمینی دور کند. البته با همه تلاشی که رژیم کرد مردم هوشیار بودند و دریافتند که امام اعلم بر دیگر مراجع هستند مخصوصا مبارزین مذهبی که در این مورد بیشتر آگاه بودند.

شهید رجایی مثل دیگر مبارزین، از امام شناخت خوبی داشتند و ایشان را به عنوان مرجع اعلمِ تقلید انتخاب کرده بودند. بعدها امام، علاوه بر مرجعیت، برای شهید رجائی به عنوان یک مراد مطرح شد. رجائی شیفته معنویت، صداقت و عرفان حضرت امام بودند. دیدید که چگونه با اخلاص دست امام را می بوسید.

امام چه نگاهی به رجائی داشت؟ چرا امام از رجائی تجلیل می کردند؟

امام افراد را معیارهای الهی می سنجیدند و شهید رجائی را نیز با محک زدن همین معیارها در مدت کوتاه دوره کم مسئولیت ایشان در دوران نخست وزیری، با عملکرد خوب رجائی، شناختند. امام شهید رجائی را قبلا نمی شناختند بیشتر شناخت امام از رجائی بعد از مسئولیت های ایشان در حوزه نخست وزیری مربوط است. در دوران نخست وزیری رفتار تند و غیر مودبانه بنی صدر با رجائی و جواب های مودبانه رجائی به او، باعث شناخت بیشتر امام از رجائی شد. رجائی اگر چه می دانستند امام در سیاست تقلید را جایز نمی دانند اما در اختلافات با بنی صدر، به تذکرات امام با جان و دل و با اعتقاد قوی عمل کردند. امام گفته بودند دراین مسائل در جمع و در میان افکار عمومی صحبت نشود. رجائی در جمع خصوصی هم حرفی نمی زد. اما بنی صدر همچنان به کار خود ادامه می داد.

بنی صدر و اعضای نهضت آزادی علم خود را به رخ شهید رجائی می کشیدند و او را تحقیر می کردند اما امام می گفتند عقل رجائی از علمش بیشتر است امام بعد از شهادت رجائی به اطرافیان خود گفته بودند که دلشان برای رجائی تنگ شده است. همه جملات امام حساب شده بود. این جملات نشان از علاقه امام به رجائی داشت. در ایام شهادت رجایی مردم خیلی بی تابی می کردند چون شخصیت بزرگ و دلسوزی را از دست داده بودند. شهادت ایشان اثر عمیقی بر روحیه مردم گذاشته بود حضرت امام برای دلداری و امیدواری مردم گفتند؛ "اگر رجائی رفت خداهست" و این نشانگر مقام معنوی شهید رجائی است.

چرا رجائی مشهور و ماندگار شد؟

آنچه رجائی را مشهور کرد اخلاقش بود. بندگی انسان اگر برای خدا باشد ماندگار است. او هر چه می دید خدا بود و بندگی خدا. غیر خدا و خود را نمی دید. عزت و ذلت دست خداست. رجائی هیچوقت به عملکرد خود متکی نبود او حتی در زیر شکنجه هم به یاد خدا بود. هنگامی که برای شکنجه او را به صلیب می کشیدند بسم الله الرحمن و الرحیم می گفت. شکنجه گرها سرش داد می کشیدند که فلان فلان شده شکنجه مگر بسم الله دارد؟

چطور شد که رجائی رئیس جمهور شداو چگونه رئیس جمهوری بود؟

رجائی به راحتی مسوولیت نمی پذیرفت. او هیچ ادعایی نداشت. بار مسوولیت را انقلاب به دوش او گذاشت. وقتی نمایندگی و بعد ها نخست وزیری به او پیشنهاد شد گفتند، من ترجیح می دهم معلم بمانم. روحیه فرهنگی بالایی داشت باور داشت که انقلاب اسلامی، انقلابی فرهنگی است. می خواست در آموزش و پرورش باشد اما اصرار بزرگان انقلاب باعث شد که مسوولیت های سنگینی را بپذیرد. در آن شرایط سخت و پیچیده آنها می دانستند که نخست وزیر و رئیس جمهور باید با چه کسانی دست و پنجه نرم کند. بنابراین رجائی را مطرح کردند. شهید رجائی نیز در مراسم معارفه خود در مجلس شورای اسلامی گفت؛ "من از دنیا چیزی ندارم اگر آبرویی هم دارم برای اسلام می گذارم." مقاومت رجائی ستودنی بود. ایشان در برابر توطئه ها می ایستاد. آرزوهای زیادی برای انقلاب و ساختن کشور داشت مخصوصا رشد و تعالی نیروی انسانی که بزرگترین آرزوی شهید رجائی بود و برای آن برنامه هایی هم داشت اما متاسفانه با ترور و به شهادت رساندن ایشان نگذاشتند رجائی این بار سنگین را به مقصد برساند.

نگاه رجایی به قدرت چه تفاوتی با دیگران داشت؟

رجائی قدرت را وسیله خدمت می دانست و آن را بار سنگینی بر دوش خود می دید. این نگرش باعث شد که حداکثر استفاده را از وقت را بکند و شب و روز را برای انجام مسوولیت خود صرف کند. در طول مدتی که من با او زندگی کردم دو روز او را یکی ندیدم همواره در راه خودسازی و تهذیب نفس بود. اینجاست که باید برای ریاست جمهوری از میان افراد سرشناس، مورد اعتماد مردم و خدا ترس انتخاب شود. شهید رجائی به درجه ای از کمال انسانی دست یافته بود که روحیه انتقاد پذیری پیدا کرده بود. طبیعت بشر این است که وقتی مورد انتقاد قرار می گیرد ناراحت می شود و یا فرافکنی می کنند و یا فکر می کند دیگران او را نمی فهمند و قدرش را نمی دانند. ولی شهید رجائی از این مسائل عبور کرده بود اول از همه خود را اصلاح می کرد اگر انتقادی بجا بود آن را می پذیرفت. یکی از صفات مومن متهم کردن خود است. اگر انسان متوجه خدا باشد می بیند که انتقاد دیگران درست است باید روش های خود را اصلاح کند. حضرت امام بعد از مدتی که از نخست وزیری رجایی گذشته بود گفته بودند گذشته رجائی با بعد از به قدرت رسیدنش هیچ فرقی نکرده است. قانون مداری با جان و بینش دینی رجایی آمیخته بود. بر عکس رجائی، امروز قانون شکنی خیلی رایج است و برخی آن را گناه نمی پندارند. این مسئله به روحیه خود خواهی انسان بر می گردد کسی که قانون را می شکند خود را فراتر از قانون می داند. رجائی خود‌بزرگ‌بینی را در خود کشته بود.

امام خمینی چه دیدگاهی درباره دولت داشت دولت خوب از دیدگاه امام چه دولتی است؟

امام ارزشهای انقلاب را در دولت رجائی می دیدند و تایید می کردند. البته نصحیت هم می کردند اگر توطئه ای بر علیه دولت از طرف ضد انقلاب و در راس آن بنی صدر هم بود به شدت عمل می کردند. امام از دولت آقای موسوی هم حمایت کردند چون ارزشی و کارآمد بود زمانی که این دولت از سوی خودی ها مورد کارشکنی قرار گرفت، امام در پاسخ به نامه 136 نفر از نمایندگان موسوم به خط امام که از امام کسب تکلیف کرده بودند، مرقوم فرمودند که آقای موسوی فردی متدین و متعهد است. این نشان می دهد که تدین و تعهد برای امام خیلی مهم بود. در دید امام تخصص و تعهد با هم اهمیت داشتتند. آقای موسوی هم تخصص و هم تعهد داشتند و در برابر کارشکنی ها می ایستادند.

در انتها اگر توصیه و یا ناگفته ای از رجائی دارید بفرمایید.

من شهید رجائی را به عنوان یک الگوی غیر مرسومِ توجیه شکن می دانم او هیچ توجیهی را برای کارهای خود نمی پذیرفت سعی می کرد درست عمل کند. برخی می گویند نمی شود همچون علی(ع) بود، برای توجیه خود، می گویند چون علی(ع) خیلی بلند مرتبه بود و ما انسان های ضعیف نمی توانیم مثل او باشیم. اما رجائی ثابت کرد که اگر بخواهیم شیعه واقعی باشیم می توانیم دنباله رو علی باشیم حتی اگر تدریجی و کم باشد.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.