حضرت امام خمینی(س) اختلاف در خانواده انقلاب را یک امر طبیعی می دانست که سرپوش گذاشتن به آن چیزی را حل نمی کرد . ایشان اختلافات را مدیریت می کرد و درصدد نابودی آن نبود زیرا حذف و رفع آن هم امکان پذیر نبود و شاید به مصلحت هم نبود

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در سالروز صدور پیام روشنگرانه حضرت امام خمینی(س) مشهور به " منشور برادری "،به بازخوانی تاریخی و ضرورت بهره گیری از آن در شرایط امروز جامعه در گفت وگو با شخصیت های سیاسی ، مذهبی ، دانشگاهی و حوزوی و فعالان عرصه سیاست پرداخته است تا گامی به سوی "وحدت ملی "بردارد .علی یونسی وزیر اسبق اطلاعات و عضو مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با خبرنگار ما در خصوص "منشور برادری " ضمن برشمردن راههای رسیدن به وحدت و تفاهم ملی گفت :حضور یک جریان افراطی خطرناک مانع وحدت است.

حجت‌الاسلام والمسلمین علی یونسی گفت: وحدت از اصول سیاسی مورد تاکید حضرت امام خمینی (س)بود که همواره در طول مبارزاتشان با رژیم شاه مخصوصا در اوج خیزش ملت ایران در سال 1357 و همچنین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در طول جنگ تحمیلی بر آن تاکید فرمودند. بزرگترین هنر امام (س)این بود که تنوعات قومی مذهبی و سیاسی را به فرصت تبدیل کرد. نگاه ایشان به جامعه ناشی از نگاه قرآن بود که اختلافات ظاهری مثل رنگ و زبان و قوم را جلوه ظهور آیات الهی می داند .
وی افزود: به پیروی از راه امام خمینی (س) باید مدیران جمهوری اسلامی همیشه با پذیرش واقعیت تاریخی طبیعی قومی و مذهبی ملت ایران وحدت ملی را تعریف نمایند . خطر و تهدید واقعی آن گاه رخ می نماید که پای ترویج و تبعیض ناروا در میان باشد . وحدت با شعار و گفتار عملی نیست . چتر وحدت وقتی به بر سر همه سایه می افکند که همگان احساس اعتماد، اطمینان، مشارکت و امنیت نمایند.
وزیر اسبق اطلاعات در پاسخ به این سوال که راه و روش امام برای تحقق شعار وحدت چگونه بود و با مخالفان و منتقدان خود چگونه عمل می کرد ؟ گفت:
امام خمینی (س) همه احزاب و گروههای سیاسی و شخصیت های مبارز را که قصد همراهی و خدمت داشتند، علیرغم اختلاف سلایق می پذیرفت . نمونه مشخص آن تعیین و نصب اولین رییس دولت بود . مرحوم بازرگان با پذیرش مشی محافظه کارانه در طول حیات سیاسی خود معمولا روش های انقلابی رهبر انقلاب را برنمی تابید ولی امام خمینی (س)هم ایشان و هم تعدادی از یاران مرحوم بازرگان را در پست های حساس دولت موقت و شورای انقلاب تحمل کردند و اگر مهندس بازرگان استعفا نمی داد شاید حضرت امام تا پایان دوره اش او را تحمل می کرد. بازرگان بعد از استعفا همچنان نقدهای تند حود را علیه سیاست های امام خمینی (س) اعلام می کرد ولی هرگز امام خمینی (س) درصدد برخورد با او برنیامد. البته امام با گروهک های تروریست و شرور شجاعانه برخورد می کرد که آن هم لازم بود.
یونسی آنگاه به بیان این نکته اشاره کرد که مدل حکومتی امام خمینی (س)برگرفته از حکومت امام علی (ع)بود که هرگز مخالفان سیاسی خود را زندان و یا محدود نکرد و حتی اجازه نداد با قاتلش ابن ملجم به جز مجازات قصاص برخورد دیگری صورت گیرد و در لحظات پایانی عمر پربرکتش توصیه می کرد که مبادا ابن ملجم را اذیت کنید و می فرمود :«من از پیامبر خدا مکرر شنیدم که می فرمود :«شکنجه نکنید حتی سگ ها را» و همچنین می فرمود:مبادا کسانی دیگر را به صرف ارتباط و دوستی با ابن ملجم دستگیر نمائید.» این روش حکومتی امام علی است که عدالت و رافت اسلامی را به درستی معرفی کرد و نام مقدس او را برای همیشه قرین عدالت قرارداد.
وی ادامه داد :برگردیم به روش حکومتی امام خمینی (س)که در پایان عمر مبارکشان در چند ماهه آخر دست به اقدامات بسیار مهمی زدند مانند اصلاح و بازنگری قانون اساسی و تاکید بر بازگشت همه به اجرای قانون زیرا در زمان جنگ گاهی ضرورت های دفاعی ایجاب می کرد بر خلاف قانون عمل شود . حضرت امام برای اینکه استثناء به یک روش و رویه تبدیل نشود، آن را ملغی فرمودند. همچنین اجازه ندادند در زمان حیاتشان، بستگان خودشان وارد امور اجرایی کشور شوند. زیرا ورود بستگان امام خمینی در امور اجرایی کشور شبهه و شایعه دور زدن قانون را تقویت می کرد.
یونسی در ادامه توضیحات خود در ضرورت قانون گرایی گفت: به نظر من علت اصلی منع ورود نظامیان در امور سیاسی، جناحی و حزبی از سوی حضرت امام خمینی (س) حفظ و تقویت جایگاه قانون است. زیرا اصولا نظامی ها خود را فوق قانون تصور می کنند و تربیت نظامی ایشان اقتضاء می کند بنا به فرمان و دستور مافوق عمل کنند نه بنا به دستور قانون و برای رسیدن به هدف، خود را در محدوده قانون اسیر نمی کنند .
همچنین نظامی ها عادت کرده اند که هر میدانی را میدان جنگ تصور کنند و هرکس را که در مقابلشان باشد دشمن بدانند . در صورتیکه میدان سیاست میدان رقابت است نه میدان عداوت. یکی از مشکلات امروز ما این است که مرزبندی ها بهم ریخته و مرز دشمن، رقیب، مخالف و منتقد یکی شده است.
یکی از پیامدهای بسیار بد حضور نظامیان در امور سیاسی کشور امنیتی شدن فضای جامعه است و هر وقت فضای جامعه امنیتی شد ، توسعه کشور به محاق می رود.
وزیر اطلاعات دولت اصلاحات در پاسخ این سوال که چرا امام خمینی(س) به جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت رضایت دادند؟ گفت:من عضو هیچ کدام از دو نهاد روحانی نیستم . شما جواب کامل و درست را باید از اعضای محترم این نهادها سوال کنید. ولی به نظرمن حضرت امام خمینی(س) اختلاف در خانواده انقلاب را یک امر طبیعی می دانست که سرپوش گذاشتن به آن چیزی را حل نمی کرد . امام خمینی اختلافات را مدیریت می کرد و درصدد نابودی آن نبود. زیرا حذف و رفع آن هم امکان پذیر نبود و شاید به مصلحت هم نبود . حضرت امام خمینی به هر دو جریان روحانی کمک مالی می کرد و از هر دو نهاد در پست های مهم کشور استفاده می کرد . امام خمینی (س) در همان زمان که از آیت ا... جنتی و آیت ا... یزدی در پست بسیار مهم شورای نگهبان استفاده می کردند از شخصیت های بزرگواری مانند آقایان خوئینیها و کروبی در جایگاه بسیار رفیع دیگر بهره می گرفتند.
یونسی در پاسخ به این سوال که دعوا و اختلاف طلبگی بر سر چه بود که حضرت امام خمینی(س) آن را مهم نمی دانست ولی دیگران خیلی ناراحت می شدند؟پاسخ داد: به نظر من بیشتر اختلافات ناشی از این بود که میزان اختیارات حاکمیت دینی چیست؟ و تا کجا حاکم اسلامی می تواند در امور مردم دخالت نماید ؟ اختیار و اراده حاکم در محدوده قانون است و یا فوق قانون ؟ جریان های سیاسی آن روز هرکدام به یک نظریه گرایش داشتند . در آن زمان عناوین اصولگرا و اصلاح طلب نبود بلکه اصطلاحاتی از قبیل چپ، راست، محافظه کار، رادیکال، انقلابی، سازش کار و ... مطرح بود. در آن زمان اکثر اصلاح طلبان طرفدار مشی انقلابی و رادیکال بودند و این محافظه کاران و یا به تعبیر امروز اصولگرایان بودند که از حقوق شهروندی، حقوق بشر، اقتصاد آزاد، همکاری با جامعه جهانی و ... دفاع می کردند. ولی اصلاح طلبان امروز در آن دوران خواهان روش های سختگیرانه، تصرف سفارت امریکا، ادامه جنگ و .... بودند.
امروز جایگاهها عوض شده است . امام خمینی هر دو جریان را هدایت می کرد و از هر دو جریان هم کمال بهره گیری را به عمل می آورد . رقابت این دو جریان نشاط سیاسی جامعه را تضمین می کرد و حذف هر کدام به زیان انقلاب و امنیت ملی است .
یونسی در پاسخ به این سوال که پس مشکل کجاست؟ جواب داد: به نظر من مشکل در ذات هیچ کدام از دو جریان سیاسی نیست بلکه مشکل ناشی از حضور یک اقلیت تند و افراطی در میان آنهاست. حضور یک جریان افراطی خطرناک مانع وحدت و سبب اصلی تولید بحران است. البته جریان های رسمی کشور گاهی از آن اقلیت رادیکال به عنوان ابزار و وسیله استفاده می کنند و همین که بهره خود را از آن بردند از آن فاصله می گیرند. عناصر این اقلیت افراطی نان شان در دعوا و بحران است و هیچ خاصیتی در شرایط عادی ندارند. در حقیقت بحران زا و بحران‌زی هستند.
وی با بیان اینکه جامعه همیشه از افراط و تفریط و خشونت متنفر است، گفت: آنچه سبب زوال گروههای تروریست مثل منافقین شد، خشونت طلبی آنها بود. زیرا خشونت و افراطی گری آنها سبب شد که مردم از آنها فاصله بگیرند.
وزیر پیشین اطلاعات در پاسخ به این سوال که راه بازگشت به حالت عادی و وحدت ملی چیست؟ گفت:این که قانون بی استثناء به اجرا گذاشته شود.
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.