موسوی‌تبریزی با اشاره به اینکه «اسلام آمریکایی، مسلمانی تربیت می‌کند که به دنبال احیای منافع جامعه اسلامی نیست»، گفت: چنین مسلمانی حاضر است در مقابل ابرقدرت‌ها سر فرود آورده و اطاعت امر آنان کند؛ چرا که چنین مسلمانی به دنبال گوشه راحتی است که به دور از دغدغه جامعه، به حساب و کتاب و دودوتا چهارتای خود بپردازد.

دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، درخصوص «مبانی و اصول اسلام ناب محمدی(ص) در اندیشه حضرت امام» گفت: مقصود امام از اسلام ناب محمدی، اسلامی عاری از همه اضافات و بدعت‌هایی است که در طول تاریخ در اثر افراط و تفریط‌ها به آن افزوده شده و حب و بغض‌هایی که چهره اصیل اسلام را نامشخص و نامعلوم ساخته است

سید حسین موسوی تبریزی در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران، در این زمینه به دوره پهلوی و سال‌های اولیه انقلاب اشاره کرد و گفت: در آن سال‌ها، عده‌ای بودند که با تندروی تلاش داشتند اسلام را با مارکسیسم و تحلیل‌های مارکسیستی تطبیق دهند و برخی نیز با برداشت‌های متحجرانه، چهره اسلام را زشت و سخت‌گیر و مانع پیشرفت و مخالف علوم جدید نشان می‌دادند؛ از این روز امام رحمت‌الله علیه با توجه به اینکه با پیروزی انقلاب، نظام اسلامی و حکومت اسلامی در کشور برقرار شده بود، بحث اسلام ناب محمدی(ص) را به منظور بازگشت به اسلام اصیل مطرح و خطی را برای طی مسیر تعیین کردند.

موسوی‌تبریزی در ادامه با اشاره به اینکه «امام تأکید داشتند که نظام اسلامی باید با آوردن اسلام اصیل به متن زندگی اجتماعی و سیاسی جامعه، معضلات و مشکلات را برطرف کرده و در عین حرکت به سوی پیشرفت و علوم جدید، از افراد جامعه انسان‌هایی معنوی و اخلاقی بسازد»، گفت: اسلام اصیل همان دین فطری است که حرکت انسان را به سوی کمال می‌داند و با فطرت بشری هیچ تضادی ندارد.

دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، با بیان اینکه «امام در طرح بحث اسلام اصیل، قوانین و اصول اساسی اسلام را که در طول قرن‌ها متروک مانده بودند، مد نظر داشتند»، خاطرنشان کرد: امام تأکید داشتند که با توجه به برقراری نظام جمهوری اسلامی، لازم است مباحث فقهی چون دخالت عنصر زمان و مکان در امور به عنوان اصول اساسی اسلام ناب محمدی(ص) مورد توجه قرار گیرد. همچنین برخی احکام اسلام که به فراخور دوره‌های تاریخی مختلف تعطیل مانده‌اند به اجرا درآیند. در بحث روابط مسلمانان و دیگر مسلمانان نیز تأکید داشتند، اصولی که مورد توجه پیامبر اکرم در بحث برقراری اینگونه روابط بوده، باید در دستور کار قرار گیرد.

فرمایشات امام نیاز به تحلیل تاریخی دارند

وی درباره موضوع اسلام آمریکایی به عنوان بحثی که از سوی حضرت امام مطرح شده، اظهار عقیده کرد: حضرت امام به بحث مقتضیات زمان و مکان بسیار توجه داشتند و از این منظر در بررسی و بازخوانی دیدگاه‌های ایشان باید این موضوع به دقت مورد توجه قرار گیرد. بنده در دوره‌ای که حاج احمدآقا در قید حیات بودند یکبار به ایشان پیشنهاد کردم که علاوه بر انتشار بیانات و دیدگاه‌های امام، تحلیل تاریخی هریک از فرمایشات امام را مکتوب کنند که این کلام در چه شرایطی و در چه زمانی صادر شده است؛ کمااینکه سیدرضی(ره) نیز در گردآوری خطبه‌های حضرت امیر(ع)، مرقوم کرده که این خطبه در جنگ صفین گفته شده یا در واقعه‌ای دیگر.

موسوی‌تبریزی با تأکید بر لزوم توجه به شرایط زمانی و مکانی هر یک از فرمایشات حضرت امام، تأکید کرد: اگر امروز بخواهیم بحث اسلام آمریکایی را بدون توجه به شرایط و زمان طرح آن از سوی امام راحل، مطرح کنیم ممکن است برای جوانان ما برداشت‌های اشتباه به وجود آید و یا حتی برخی منافع خود را از این مسیر جست‌وجو کنند.

وی خاطرنشان کرد که امام زمانی موضوع اسلام آمریکایی را مطرح کردند که بحث‌های مربوط به اقتصاد آزاد، اقتصاد سوسیالیستی و غیره مطرح بود. و افزود: در عین حال، آن زمان دخالت‌های آمریکا در کشور ما نیز بسیار چشمگیر بود که در نهایت به تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان خط امام و پس از آن قطع رابطه آمریکا با ایران منجر شد. در همان زمان کسانی بودند که اعتقاد داشتند باید رفتار ملایم‌تری با آمریکا داشته باشیم و در عین آنکه مسلمان بودند اما حوصله درگیری نداشته و نمی‌خواستند در راه استقلال کشورشان هزینه بپردازند؛ در چنین شرایطی بود که حضرت امام بحث اسلام آمریکایی را مطرح کردند.

رئیس خانه احزاب ایران در توضیح شرایط طرح بحث اسلام آمریکایی از سوی حضرت امام، افزود: در آن زمان هنوز فرهنگ آمریکایی و غربی در جامعه و در میان عده‌ای وجود داشت و هنوز به قول حضرت امام، عده‌ای باور نداشتند که کوخ‌نشینان و مستضعفین می‌توانند رشد و پیشرفت داشته باشند.

«بی‌دردی» خط مرز اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی است

وی با تأکید بر اینکه «اسلام آمریکایی از نظر امام اسلام ثروتمندان صرف نیست، بلکه اسلام مرفهین بی‌درد است»، افزود: امام قید بی‌دردی را برای مرفهین مطرح می‌کند و آنگاه آنها را طرفداران اسلام آمریکایی می‌خواند. این اسلام، اسلام وابسته‌های سیاسی است. اسلام کسانی است که به دنبال سود خود هستند. اسلام همان خاصه‌ای که حضرت علی (ع) به مالک اشتر امر فرمود که به دنبال رضایت آنان نباشد و به رضایت عامه مردم بیندیشد چرا که عامه مردم هم زود راضی می‌شوند و هم بیشتر خدمت می‌کنند.

موسوی‌تبریزی در ادامه گفت: اسلام ناب محمدی(ص) در کلام امام، همان اسلام مستضعفان و همان اسلام پابرهنگان است و اسلام آمریکایی همان اسلام مرفهین بی‌درد است و این خط مرز اسلام ناب محمدی با اسلام آمریکایی است.

وی تفاوت میان اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را در عرصه روابط خارجی در بحث «استقلال نظام و جامعه اسلامی و پاسداری از آن» عنوان و اضافه کرد: مهمترین اصلی که اسلام ناب محمدی در بحث سیاست خارجی بر آن تأکید دارد، اصل «عزت، حکمت و مصلحت» است که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند و این درست همان توصیه‌ای است که حضرت امام در جریان مک‌فارلین به بزرگان نظام داشتند.

موسوی‌تبریزی با اشاره به اینکه «اسلام آمریکایی، مسلمانی تربیت می‌کند که به دنبال احیای منافع جامعه اسلامی نیست»، گفت: چنین مسلمانی حاضر است در مقابل ابرقدرت‌ها سر فرود آورده و اطاعت امر آنان کند؛ چرا که چنین مسلمانی به دنبال گوشه راحتی است که به دور از دغدغه جامعه، به حساب و کتاب و دودوتا چهارتای خود بپردازد.

پس از ارتحال امام، متأسفانه متحجرین مجال بسیاری برای رواج اندیشه‌های خود یافته‌اند

وی همچنین با اشاره به اینکه «اسلام آمریکایی، اسلام متحجران است»، یادآور شد: امام در موضوع تحجر بسیار حساس بودند و اعتقاد داشتند که حتی اگر همه قدرت‌های استکباری برای ضربه به اسلام اجماع کنند، به اندازه متحجرین نمی‌توانند به اسلام ضربه بزنند.

موسوی‌تبریزی در تعریف تحجر گفت: تحجر در یک عبارت، یعنی بد و ناقص معرفی کردن اسلام و جلوگیری از پیشرفت جامعه اسلامی را گرفتن است و بر این اساس، هیچ چیز به اندازه تحجر به نفع ابرقدرت‌ها و مستکبرین نخواهد بود.

وی با اشاره به اینکه «تحجر در جامعه مسیحی و در اروپا موجبات جدایی جامعه از کلیسا را فراهم کرد»، افزود: آن زمان که اروپا در برابر کلیسا قرار گرفت، به معنی واقعی کلمه، کلیسا مانع پیشرفت جامعه مسیحی بود؛ اما در کشور ما در زمان پهلوی جماعتی خواستند آن فضا را به ایران تعمیم دهند و از یکسو کمونیست‌ها دین را افیون توده‌ها می‌خواندند و از سوی دیگر، غربزده‌ها و دارو دسته شاه و دربار، دین را متعلق به مرتجعان می‌نامند و این در کنار برخی مقدس‌مآبان و مقدس‌نمایان حوزوی که علوم جدید را منع می‌کردند، موجبات انحراف افکارعمومی را فراهم می‌کرد.

موسوی‌تبریزی اضافه کرد: تقدس‌نمایی باعث شد متحجران، مقدس معرفی شوند و پیروان اسلام ناب محمدی، غیرمقدس و از این منظر، هرکس از علوم جدید سخن می‌گفت، تکفیر و هرکس در مسائل سیاسی اظهارنظر می‌کرد، طرد می‌شد.

وی با اشاره به هشدارهای جدی حضرت امام درباره خطر تحجر، اظهار داشت: امام هم در وصیت‌نامه خود و هم با صراحت بیشتری در آخرین نامه خود یعنی منشور روحانیت این خطر بزرگ را به عنوان جدی‌ترین تهدیدکننده حوزه‌های علمیه مطرح فرموده‌اند که متأسفانه همچنان پرونده آنها باز است و روز به روز بر فعالیت‌های خود در حوزه‌ها و جامعه می‌افزایند.

موسوی تبریزی، با اشاره به اینکه « در دهه هفاد و پس از آن، متأسفانه متحجرین مجال بسیاری برای رواج اندیشه‌های خود یافته‌اند»، تصریح کرد: این روزها اظهار زیاد علاقه به اهل بیت(ع) و امام عصر(عج) و همچنین برخی تقدس‌نمایی‌ها از شیوه‌های اصلی جریان تحجر است و از این منظر، وظیفه‌ای بزرگ و خطیر بر دوش حوزه‌های علمیه است.

وی تأکید کرد: حوزه‌های علمیه قم موظف‌اند بحث اسلام ناب محمدی را که حضرت امام مطرح فرمودند، بیش از پیش تبیین کرده و آسیب‌هایی را که از مسیر تحجر به اسلام و انقلاب وارد خواهد شد، شناسایی کنند که البته متأسفانه این موضوع آنگونه که شایسته و بایسته است مورد توجه حوزه‌های علمیه قرار نگرفته و با توجه به این خلأ جدی، دشمنان دین با استفاده از ابزار تحجر و ظواهر مقدس توانسته‌اند در میان عامه مردم موج‌های خطرناکی ایجاد کنند که غلفت از آنها آسیب‌های جدی را وارد خواهد کرد.

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.