دکتر حبیبی گفت: یکی از اصول جمهوری اسلامی، مساله عدالت است که در تفکر شیعی یکی از ارکان حکومت است که از یکسو در سپردن مسوولیت ها دخیل است و از سوی دیگر در رفتار حکومت عدالت همواره باید مورد توجه حکومت باشد. عدالت در همه امور مد نظر است و فقط عدالت اقتصادی نیست. عدالت در انتصاب پست ها، عدالت در سپردن مسوولیت ها، عدالت در حق آزادی بیان و روزنامه و در اختیار داشتن تریبون های رسمی و دولتی و ملی برای اظهار نظر و... عدالت در همه شئون اجتماعی و بهره های اجتماعی که برای افراد منظور می شود، باید به گونه ای باشدکه همه بتوانند در آن سهمی داشته باشند.

حبیبی گفت: به هر حال، در آن زمان از یک سو نظام های دموکراتیک و از سوی دیگر نظام های جمهوری بسیار متنوع بودند. امام انتخاب این مساله را به عهده مردم گذاشتند. نمی‌شد که چندین نظام را لیست کنند که هر کس چیزی بگوید. پس جمهوری اسلامی را پیشنهاد دادند که مردم به صورت آری یا نه، رای بدهند. اگر آری که کار تمام است. اگر گفتند نه معلوم می شود که جمهوری اسلامی را نمی خواهند و یک نظام دیگر به رفراندوم گذاشته می شود.
دکتر نجفقلی حبیبی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران در پاسخ به این سوال که ویژگی های حکومت جمهوری اسلامی در نظر امام خمینی (س) چیست، ضمن گرامیداشت روز دوازده فروردین به عنوان روز جمهوری اسلامی، پاسخ داد: امام به عنوان رهبر انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب به جای این که طبق عرف انقلاب‌ها موافقت کنند که به طور مثال کشور با مقررات و تصمیمات شورای انقلاب اداره شود، ایشان تصمیم گرفتند که هر چه سریع تر کشور یک روال عادی قانونی پیدا کند و یک نظام مستقر بر اساس مبناهای حقوقی قابل قبول جامعه جهانی و یک جامعه بین المللی صورت گیرد.
وی اظهار داشت: بنابراین دستور دادند که رفراندوم برگزار شود تا مردم ایران که در جریان انقلاب تمام تلاششان را تحت رهبری امام برای پیروزی انجام داده بودند، خودشان بگویند چه نظامی می خواهند. در آن زمان انواع مختلف نظام ها مطرح بود. نظام شاهنشاهی نوعی نظام بود که در پرتو انقلاب سقوط کرده بود. با این حال مردم مختار بودند که رای بدهند که نظام شاهنشاهی را با یک سبک و سیاق خاصی یا یک نظام جمهوری می خواهند و اگر جمهوری می‌خواهند کدام نوع. در آن زمان جمهوری های متداول در سطح جهان بسیار متنوع بود. جمهوری‌های حزبی تا جمهوری های دموکراتیک عمومی، مرسوم بود. به عنوان مثال یک حزب با تعدادی افراد عضو، مظهر جمهوریت یک نظام بودند.
وی افزود: اغلب کشورهای کمونیستی اینطور بودند و این مساله شامل همه مردم نمی شد. اینها اسم شان جمهوری بود ولی در واقع فقط حاکمیت یک حزب بود. نوع دیگر از جمهوری این طور بود که همه مردم مشارکت داشتند و رای می دادند. سبک های دیگری هم از دموکراسی وجود داشت و دارد. دموکراسی‌هایی که مبتنی بر سلطنت بود یعنی یک پادشاه داشتند و حکومت از طریق مبناهای دموکراتیک صورت می گرفت. شاه بود ولی در اداره امور کشور اختیارات چندانی نداشت. بلکه اداره امور بر عهده مجلس و انتخابات و نمایندگان مردم بود. در نظام های جمهوری ها هم همین طور است. به طور مثال هند رییس جمهور دارد، ولی رییس جمهور اختیارات زیادی ندارد. بیشتر قدرت در دست نخست وزیر است.
حبیبی تصریح کرد: به هر حال، در آن زمان از یک سو نظام های دموکراتیک و از سوی دیگر نظام های جمهوری بسیار متنوع بودند. امام انتخاب این مساله را به عهده مردم گذاشتند. نمی‌شد که چندین نظام را لیست کنند که هر کس چیزی بگوید. پس جمهوری اسلامی را پیشنهاد دادند که مردم به صورت آری یا نه، رای بدهند. اگر آری که کار تمام است. اگر گفتند نه معلوم می شود که جمهوری اسلامی را نمی خواهند و یک نظام دیگر به رفراندوم گذاشته می شود. امام فرمودند نظر من جمهوری اسلامی است. نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. علتش هم این است که در آن زمان بحث بود که نظام جمهوری دموکراتیک ایران باشد. یک عده هم می گفتند جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران بگذاریم. امام تمام این دیدگاهها را رد کرد و نظرش این بود که اینها یک معنی هایی القا می کند که ضرورتی ندارد. مثلا جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران معنی اش این است که اسلام خودش مخالف دموکراسی است و ما چون می خواهیم دموکراسی را بیاوریم آن را اضافه می کنیم. در حالی که از نظر امام دموکراسی و حضور و اراده مردم جزو مفاهیم اسلامی است. هر چند که در طول تاریخ دچار تحولاتی شده است ولی در کل از نظر مفاهیم اسلامی، دموکراسی بودن دقیقا سازگار با اسلام است.
وی افزود: این مساله در تعریف هایی که امام از جمهوری داشتند، مشخص است. در فرانسه که بودند یک خبرنگار خارجی می پرسد که مقصود شما از جمهوری اسلامی چیست؟ امام می فرماید منظور از جمهوری همان است که در همه جای دنیا هست یعنی اراده مردم در اداره حکومت. پس ما هم همین را می گوییم. چیز خاصی نیست که پیچیده باشد. منظور از اسلامی، احکام اسلامی است. وقتی خبرنگار سوال را تکرار می کند امام می فرماید که ببینید اکثریت قاطع مردم ایران مسلمانند. پس وقتی می گویند اسلامی یعنی باز جمهوری. چون خواست همه مردم است. در همه جا این طور است.
دکتر حبیبی در ادامه اظهار داشت: اگر دیدگاه فکری یک جامعه ای مارکسیست باشد، مردمی که در آنجا رای می دهند بر مبنای آن فکر رای می دهند. جای دیگر لیبرال باشد بر آن اساس رای می دهند. تفکر مردم ایران، اسلامی بود و براین اساس رای دادند. اکثریت مردم دیدگاه های معنوی شان را درحکومتشان متبلور می کنند.
این استاد دانشگاه گفت: پس بالاخره با پیشنهاد جمهوری اسلامی توافق شد و به رای مردم گذاشته شد که بیش از 98 درصد مردم ایران به طور کلی به جمهوری اسلامی رای دادند و شکل نظام مشخص شد.
دکتر حبیبی در مورد محتوای جمهوری اسلامی اظهار داشت: برای مشخص شدن محتوای جمهوری اسلامی قرار شد قانون اساسی نوشته شود. چون مبنای حکومت جمهوری و رای مردم بود، امام درخواست کردند که انتخاباتی صورت بگیرد و مردم نمایندگان خود را برای تهیه پیش نویس قانون اساسی انتخاب کنند. در حالی که راحت ترین کار این بود که امام چند نفر را تعیین کند که پیش نویس قانون اساسی را تهیه کنند و بعد آن را به رای مردم بگذارد. اما این کار را نکرد. انتخابات انجام شد و افرادی برای تهیه پیش نویس قانون اساسی انتخاب شدند و پیش نویس قانون اساسی را نوشتند. در آن جریان هم به طور دایم در روزنامه ها از صاحبنظران و اندیشمندان خواسته می شد که اگر در مورد این اصول(قانون اساسی) نظری دارند، بیان کنند. بالاخره در یک جدال علمی طولانی و اظهار نظرهای مختلف، پیش نویس قانون اساسی تهیه شد و اصولی برای اداره کشور تعیین شد و دوباره به رای مردم گذاشته شد. یعنی سه بار برای یک کار انتخابات انجام شد و مردم سه بار در یک سال پای صندوق های رای آمدند. یکی از زیباترین شکل نظام های دموکراسی جهان است. کمتر کشوری قانون اساسی اش را این طور تهیه کرده است.
حبیبی اداوه داد: اصول کلی حکومت اسلامی در قانون اساسی نوشته شد. در قانون اساسی یک سری اصول هست که متخذ از تفکر اسلامی است که اینها روح جمهوی اسلامی است. یک سلسله مبانی نیز وجود دارد که جنبه های اجرایی دارد. به طور مثال در آن زمان تصویب شده بود که بعد از رهبر، رییس جمهور باشد و بعد از او نخست وزیر و هیات دولت باشد. بعد از ده سال که این گونه اجرا شد، نقش نخست وزیر حذف شد و اختیارات دولت در اختیار رییس جمهور قرار گرفت. بحث ما الان بحث محتوایی است. در اصول کلی قانون اساسی آمده که اولا اداره امور کشور در تمام شئون باید بر اساس رای مردم باشد که به صورت شوراهایی در روستاها و بخش ها و شوراهای شهر و مجلس و خبرگان رهبری، همه با رای مردم انتخاب می شوند. یعنی اداره امور کشور از بالاترین سطوح تا پایین ترین سطوح مبتنی بر رای مردم است و این امری خدشه ناپذیر است. در دوره بازنگری بعد از ده سال نیز مجددا نوشته شد که هر زمان قرار باشد اصلاحاتی در قانون اساسی کشور ایجاد شود، مساله مبتنی بودن آن بر رای مردم نباید تغییر کند. این یک امر ثابت است برای نظام جمهوری اسلامی ایران. پس ما مکلفیم که انتخابات را به گونه ای برگزار کنیم که نماینده رای مردم باشد. یعنی هر گونه تقلب و تخلف و بدعمل کردن که باعث محدودیت رای مردم شود یا آن را مخدوش کند ممنوع است. این بحث بسیار مهمی است. یکی از انحرافاتی که در این سال ها به وجود آمده این است که صورت قضیه مانده ولی محتوا بسیار تغییر کرده است.
این استاد دانشگاه با ذکر مثالی به نظارت استصوابی اشاره کرد و گفت: این که عده ای بنشینند و تعیین کنند که مردم به چه کسانی رای بدهند و به چه کسانی رای ندهند، حرف بسیار عجیبی است و قدرت انتخاب مردم محدود می شود. این یک اصل اساسی است و به شدت باید مراقبت شود. دو اصل در قانون اساسی به هیچ وجه قابل تغییر نیست. یکی اصل اسلامیت نظام است و دیگری اداره امور کشور بر اساس رای مردم. کسی حق ندارد قانون اساسی را به نحوی تغییر بدهد که اسلامی بودن نظام از بین برود. مظاهر اسلامیت نظام هم مشخص است. یکی از این مظاهر روشن، ولی فقیه است. قوانین نباید مخالف قوانین اسلام باشد و هر حرکتی که از طرف روشنفکران به این مساله آسیب بزند ممنوع است. از طرف مدعیان اسلامی نیز اگر بخواهند برای پررنگ کردن جنبه اسلامی، رای مردم را مخدوش کنند نیز ممنوع است. این دو رکن اساسی باید پا به پای هم حفظ شود. گاهی نسبت این دو رکن، خود مشکلی برای حفظ آن می‌شود. یعنی عده ای مردم را بی اعتبار می کنند و در واقع به نحوی عمل می کنند که فقط صورت انتخاب است و نه انتخاب واقعی و باعث می‌شوند عده ای بگویند شاید این ناشی از اسلامی بودن نظام است و بر این مورد اشکال وارد کنند. در حالی که اگر این طرف که نماد اسلامی است مانند شورای محترم نگهبان، اگر درست بر انتخابات نظارت کند که رای واقعی مردم از صندوق ها خارج شود، از این طرف، اسلامی بودن قضیه نیز پررنگ تر می‌شود. هر کدام از این دو رکن که ضعیف شود، به دیگری آسیب می رساند. اسلامی بودن و مردمی بودن در این نظام کاملا به هم وابسته اند. یک عده می خواهند اسلامی بودن را قوی کنند ضربه می زنند به مردمی بودن نظام و نمی دانند که اسلام با مردم زنده می ماند و بدون حضور آنها ممکن است یک نوع حکومت داشته باشید که نامش هم جمهوری اسلامی باشد ولی این دیگر تنها اسمی است که خیلی جاهای دیگر هم هست. در جمهوری اسلامی قرار بود این واقعی باشد.
حبیبی افزود: یکی دیگر از اصول، آزادی های مدنی است که مردم دارند. در قانون اساسی ما برای آزادی های مدنی مردم اهمیت بسیار بالایی قایل شدند. آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و تشکل ها و انجمن ها و... یعنی حاکمیت باید این آزادی هایی را که در قانون اساسی آمده نه در حرف بلکه در عمل، به رسمیت بشناسد و به آن اعتبار بدهد. حزب ها و تشکل ها باید بتوانند در قالب جمهوری اسلامی به نقد و بررسی و بیان نظرات و آرای خود بپردازند. بستن و گرفتن و تعطیل کردن روزنامه و حزب و... چیزهایی است که به آزادی های مدنی مردم آسیب می زند. باید به این مسایل دقت کرد، درغیر این صورت از جمهوری اسلامی تنها نامی باقی می ماند که بدون محتوا ارزشی ندارد.
وی ادامه داد: مساله دیگر فرهنگ اسلامی است که باید در جامعه مسلط شود. در قالب این فرهنگ احترام قایل شدن به مردم و خانواده و روابط اجتماعی، یک نوع احترام متقابل در جامعه به وجود می آورد که نتیجه آن نوعی اعتماد متقابل است. ببینید وقتی این احترام ها و کرامت ها به هم می ریزد چقدر جامعه مخدوش می شود. در قالب فرهنگ اسلامی، انسان کرامت دارد. یعنی مظاهر کرامت باید در عمل اجتماع صورت بگیرد. فرض کنید حکومت تصمیم بگیرد به فقرای جامعه رسیدگی کند، این کمکی که به فقرا می کنیم باید به گونه ای باشد که به کرامت انسانی آنها لطمه وارد نشود. به طور مثال ما آمدیم کمیته امداد امام خمینی(س) را برای کمک به مردمی که محروم هستند، ایجاد کردیم. بعد آمدیم برای دو جوان مراسم عروسی برگزار کردیم و همه محله هم خبردار شدند. اصلا دقت نکردیم که برای این خانواده این طور مراسم برگزار کردیم و این خانواده در این محل می خواهند زندگی کنند در حالی که آبروی این خانواده را نزد مردم خدشه دار کرده‌ایم. آثارش هم در آینده این خانواده ها مشخص می شود. در حال حاضر هم به نحوی دیگر برای کمک به مردم جامعه از سیستم صدقاتی استفاده می شود که این راه و روش متناسب با کرامت انسانی نیست.
این استاد دانشگاه گفت: در اوایل انقلاب بحثی بود مبنی بر اینکه مگر رای یک مجتهد که این همه مقلد دارد می شود با رای یک انسان عامی یکسان باشد. این دیگر یک رای عقلایی است و به انسان بودن و کرامت ذاتی بر می گردد و فرقی نمی کند چه شخصیتی با چه ویژگی هایی دارند.
وی گفت: یکی دیگر از اصول جمهوری اسلامی ما، مساله عدالت است که در تفکر شیعی یکی از ارکان حکومت است که از یکسو در سپردن مسوولیت ها دخیل است و از سوی دیگر در رفتار حکومت. عدالت همواره باید مورد توجه حکومت باشد. عدالت در همه امور مد نظر است و فقط عدالت اقتصادی نیست. عدالت در انتصاب پست ها، عدالت در سپردن مسوولیت ها، عدالت در حق آزادی بیان و روزنامه‌ها و در اختیار داشتن تریبون های رسمی و دولتی و ملی برای اظهار نظر و... عدالت در همه شئون اجتماعی و بهره های اجتماعی که برای افراد منظور می شود، همه باید بتوانند در آن سهمی داشته باشند. یکی از بهترین راه های تحقق عدالت، گسترش علم و دانش است. ممکن است به یک انسان فقیر روستایی ماهانه مبلغی پول بدهید تا اداره شود و یا ممکن است به همان انسان مدرسه و معلم و دانشگاه و تخصص بدهید که هم عزتش محفوظ بماند و هم به آبادانی محیط اطرافش کمک کند. مسلما این گونه عدالت محقق می‌شود.
دکتر حبیبی مساله دیگر را عزت حکومت اسلامی دانسته و خاطر نشان کرد: باید تلاش شود این عزت در سطح جهانی محفوظ بماند. چنانچه در داخل هم عزت حکومت باید محفوظ بماند. یعنی حاکمان اسلامی باید رفتارشان به نحوی باشد که مردم آنها را دوست داشته باشند.
وی تاکید کرد: اینها چند اصل است. مشکل بر سر فهم این اصول است که هر کس معنایی متفاوت دریافت می کند. به طور مثال دیدگاه هایی که نسبت به حاکمیت اسلام هست، بسیار متنوع و متفاوت است. امام در اواخر عمر شریفشان واقعا با نگرانی این امر را دنبال می کردند. دایما در سخنرانی هایشان هشدار می‌دادند. اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام آمریکایی را مطرح کردند. اصلا چرا این بحث را امام مطرح کردند؟ برای این که هر کس یک جور آن را معنی می کرد. ما در انقلاب اسلامی باید معیار معنای اسلاممان آن چیزی باشد که امام فرموده است که در آن عدالت و کرامت و آزادی های انسانی و اجتماعی و فرهنگ و تربیت اسلامی هست که اگر همه این ها تحقق پیدا کند، یک جامعه متعالی به وجود می آید و خرافات در آن راه پیدا نمی کند. وقتی اسلام محدود بشود به مسایل کوچک، خرافات در آن راه پیدا می کند و مسایل به طور سطحی و بی محتوا ارزش می شوند و این آن اسلام آمریکایی است که امام فرمودند.
وی همچنین افزود: یکی از چیزهایی که باید دوباره احیا شود و بر آن تاکید شود، تفاوت دو اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی است که گم شده سال‌هاست که دیگر در مصاحبه ها و مطبوعات و روزنامه ها به این موضوع پرداخته نمی شود. هر دو گروه ترجیح می دهند که نامی از آن به میان نیاید. یک عده از گروه روشنفکران که تمایل به سازش با مستکبرین دارند با آن مخالفت می کنند. به دلیل این که در جریان اقتدار اسلامی، استکبار صدمه می بیند و جایگاهی ندارند. گروه دیگر هم کسانی که همه اصول اسلام ناب محمدی(ص) را نمی پسندند. پس هر دو تمایل دارند که این بحث خاموش بماند و این بسیار وحشتناک است. به طور دایم این دوخلط می شوند. اگر خط اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی مشخص باشد، جمهوری اسلامی می تواند مسیر بهتری را تا رسیدن به یک حکومت واقعی جمهوری اسلامی و نه سوری، بپیماید. این مساله ای است که امروز عده ای نمی خواهند مطرح شود و آن روز هم که امام این موضوع را مطرح کردند، عده ای اعتراض کردند به این دلیل که مصداق هایی به وجود می آمد و مظاهر اسلام آمریکایی مشخص می شد و افرادی که مظهر آن بودند شناخته می شدند. این معیار دفن شده است. آنچه مد نظر است افراد نیستند تفکر است. بسیار مهم است که اصول اسلام ناب محمدی(ص) را درک کنیم و از افتادن در دام اسلام آمریکایی و سطحی پرهیز کنیم.
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.