عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اشاره به اهمیت وحدت کشورهای اسلامی اظهار داشت: اسلام و تربیت و اصول اسلامی و آداب و رسوم و فرهنگ اسلامی مهم ترین زمینه وحدت کشورهای اسلامی است.

عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اشاره به اهمیت وحدت کشورهای اسلامی اظهار داشت: اسلام و تربیت و اصول اسلامی و آداب و رسوم و فرهنگ اسلامی مهم ترین زمینه وحدت کشورهای اسلامی است.
دکتر نجفقلی حبیبی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در پاسخ به این سوال که ضرورت وحدت کشورهای اسلامی و عوامل و موانع ایجاد این وحدت چیست، پس از تبریک هفته وحدت گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لحاظ اهمیت وحدت امت اسلامی، ایام مبارک تولد پیامبراکرم(ص) را به صورت هفته وحدت نامگذاری کردند و تقریبا همه ساله در مراسمی، دست کم در ایران این موضوع را به صورت بحث های علمی و تخصصی با حضور دانشمندان و اندیشمندان مورد بحث قرار می دهند. البته بحث وحدت امت اسلامی یک بحث مبنایی است. امت اسلامی در چند زمینه وحدت دارند. یکی از این زمینه ها سرزمین است. سرزمین امت اسلامی یک سرزمین وسیع متصل به هم است که از قلب آفریقا شروع می شود و قسمت اعظم خاورمیانه تا شرق دور را دربر می گیرد که وسیله بسیار خوبی برای وحدت امت اسلامی است. مساله دومی که در واقع خودش یک ابزار و امکان خوبی است، سرمایه های مادی سرزمین های اسلامی است. انواع منابع مادی و اقتصادی مانند نفت و گاز و انواع معادن و... در این سرزمین ها در یک وضعیت بسیار خوبی قرار دارد که باعث می شود برای استفاده از این منابع کشورهای اسلامی متحد شوند. جمعیت زیاد این کشورها نیز دلیلی است که می توانند از طریق ارتباطات اقتصادی و تجاری یک قدرت عظیم اقتصادی را به عنوان یک مرکزیت و وحدت مجموعه اقتصادی، به وجود بیاورند. مهم تر از همه اینها مشترکات دینی و فرهنگی ایشان است. اصول کلی عقاید اسلامی مورد قبول و پذیرش نزدیک به یک میلیارد و نیم جمعیت است و در یک سرزمین متصل و ثروتمند با یک فرهنگ بسیار قدرتمند و قوی قرار دارند. بنابراین خود اسلام و تربیت و اصول اسلامی و آداب و رسوم و فرهنگ اسلامی هم مهم ترین زمینه است برای اتحاد مردمی که در این منطقه از جهان زندگی می کنند. بنابراین زمینه های وحدت موجود است.
دکتر حبیبی در ادامه افزود: از دیگر زمینه های وحدت، سابقه تاریخی مسلمانان است. در طول تاریخ بیش از هزار و چهارصد سال علیرغم پراکندگی هایی که به وجود آمده در مجموع منطقه اسلامی بوده و مسلمان ها در آن جا قدرت داشتند. گرچه گاهی این جریان قدرت می گرفت و گاهی جریان دیگری. ولی به هر حال در مجموعه مسلمانان بودند و خودشان تصمیم می گرفتند. در روزگارانی که این بهره مندی از امکانات اسلام برای مسلمانان بهتر فراهم شده بود، مسلمان ها سروری علمی جهان را در اختیار داشتند. علاوه بر آن، به عنوان یک قطب قدرت اجتماعی و اقتصادی جهانی، از نظر علمی یکی از قدرتمندترین گروه های اجتماعی بودند و این قدرت علمی را تقریبا تا حمله مغول در اختیار داشتند. این ها پیش زمینه های قضیه است. به مرور که استعمار وارد عرصه زندگی مسلمانان می شود در طول سه چهار قرن اخیر، به تدریج یک قطب دیگری درعالم که معروف است به جهان غرب، آرام آرام شکل و قدرت می گیرد و برای این که مسلط شود بر جهان، راههایی در پیش دارد و یکی از این راه ها این است که بتواند بنیه اقتصادی مسلمانان را تضعیف کند و به وحدت و یکپارچگی سرزمینی آنها آسیب بزند و از نظر فرهنگی نیز آنها را تضعیف کند. این کارها متاسفانه به مرور در دوره ای که ما به آن می گوییم دوره غفلت مسلمانان، انجام شده است. زمان زیادی طول کشید تا عصر بیداری مسلمانان شروع شود. حدودا از اوایل قرن بیستم این بیداری شروع می شود، ولی زمان می برد تا به ثمرهای مطلوب خود برسد. اوج این بیداری را باید در انقلاب اسلامی ایران دید که مسلمانان به برکت اسلام گردهم آمدند و حرکتی را انجام دادند. مسلمانان اکنون دیگر فهمیده اند که تنها راه نجاتشان این است که متحد شوند و مبانی فرهنگی و فکری اتحادشان را که آسیب دیده دوباره مورد بررسی قرار دهند. این کنفرانس هایی که در مورد اندیشه اسلامی و وحدت اسلامی و... برگزار می شود و مرتب مسایل مسلمانان را مورد بحث قرار می دهند، در همین راستاست. یا مثلا همایش هایی در مورد قرآن کریم که در اغلب کشورهای اسلامی با مشارکت بقیه صورت می گیرد. در فضای سیاسی هم که کنفرانس اسلامی به وجود آمده است. همه این ها نشانه هایی است از بیداری امت اسلام که می خواهد دوباره به یکپارچگی برسد. هر چند دشواری هایی هم در راه است. پس، از یک طرف یک گذشته مطلوبی وجود دارد، سپس یک فاصله ای ایجاد شده و بعد از آن بیداری امت اسلامی اتفاق افتاده که اوجش پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده. حالا یک تلاش آغاز شده که ملت های اسلامی به قدرت واقعی خود برسند. هم از نظر علمی هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی. از نظر سیاسی چند اتفاق بزرگ در جهان اسلام اتفاق افتاده که هر چند با مشکلاتی همراه است ولی اصل مساله مطلوب است. گرچه موانعی بر سر راه هست و دشمنان سعی می کنند این موانع را بزرگ کنند. بعضی از عوام مسلمانان در داخل سرزمین های اسلامی از جریان های گوناگون مذهبی نیز به اختلافات دامن می زنند به دلیل این که متوجه عمق فاجعه اختلاف نیستند. آنها ممکن است بر جنبه های فرقه ای اسلام بیشتر تاکید کنند که در نتیجه امکان تحقق وحدت را با دشواری مواجه می کنند. الان سپاه صحابه در پاکستان یا بخشی از وهابی ها در عربستان در این مسیر حرکت می کنند. در میان شیعیان نیز وجود دارد و کسانی هستند که خیلی سعی می کنند این دشمنی را تقویت کنند اما مصلحان بزرگ امت اسلام رفتاری در جهت ایجاد وحدت داشتند. مانند رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (س) که هم به عنوان یک مجتهد و مرجع تقلید بود، هم به عنوان یک رهبر حرکت سیاسی و بیداری امت اسلامی، یک شیعه بسیار معتقد بود و در عین حال به شدت به وحدت امت اسلامی اهمیت می داد به طوری که در مراسم حج هم به حجاجی که از ایشان تقلید می کردند دستورداده بود که در نمازها و عبادت ها و رفت و آمد ها به گونه ای عمل کنند که با یکپارچگی امت سازگار باشد و همه جا امام، وحدت امت اسلامی را جزو وجهه خود قرار داده است. ما باید این مساله را بسیاربزرگ بشماریم و به این قضیه اهمیت بدهیم. پس هر گونه حرکت تفرقه انگیز فرقه ای، که اتفاق بیفتد همه مسلمانان از همه گروه ها وفرقه های مختلف اسلامی باید جلوی آن را بگیرند و اجازه ندهند که این اعتقادات فرقه ای سبب پراکنده شدن مسلمانان و به هم ریختن وحدت آنها شود. پس یکی این مساله فرقه هاست که ممکن است عده ای بخواهند دامن بزنند و دوباره کشمکش های فرقه ای ایجاد کنند و در نتیجه زمینه را برای تفرقه امت اسلامی فراهم کنند. مساله دیگر مساله سرزمینی است. بعد از این که در قرن بیستم مساله ناسیونالیسم مطرح شد و کشورها با یک خط و مرز جغرافیایی مشخص به وجود آمدند، کم کم مساله ناسیونالیسم بزرگ شد. و ما مسلمان ها نیز تقسیم شدیم به ایرانی و عراقی و یمنی و عربستانی و پاکستانی و ... در حالی که قبلا همه یک سرزمین بزرگ اسلامی بودیم و هر کس در جایی از سرزمین پهناور اسلامی زندگی می کرد. بعد از به وجود آوردن ناسیونالیسم، غرب خیلی تلاش کرد که ناسیونالیسم و ملیت را به عنوان یک عامل فوق العاده مهم جا بزند و بعد برای این که ملت ها به ملیت خود بچسبند، زمینه هایی را ایجاد کردند که هر ملتی به گذشته تاریخی خود افتخار کند. به طور مثال به مصری ها گفته شد سابقه شما فراعنه مصر است و اهرام و جلال و جبروت و شکوه و عظمتی که در گذشته داشتید و در نتیجه شما اصلا ربطی به مسلمان ها ندارید و خودتان تاریخ بسیار کهن و ارزشمندی دارید پس باید به آن استخوان های پوسیده افتخار کنید و به آن برگردید. به ایرانی ها گفته شد شما این وارث دستگاه جبروتی و با شکوه و عظمت شاهان هخامنشی هستید که باید به آنها افتخار کنید . پس شروع کردند به پرورش دادن این مساله و انجام تحقیقات تاریخی و بزرگ کردن آن برای ملت ها. به عراقی ها یک چیز دیگر گفته شد، به ترکیه ای ها یک چیز دیگر گفته شد و به هر طریقی از سابقه تاریخی ملت ها استفاده کردند برای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی. ما 1400 سال دور هم بر پایه اسلام جمع شده ایم. بدون این که آن گذشته ها را نفی کنیم. گذشته ها را حفظ می کنیم و حریمش را هم نگه می داریم، همه این ها محفوظ است ولی دلیل نمی شود که آن گذشته باعث شود، این فرهنگ 1400 ساله که هویت فرهنگ اسلامی ما را در چهارده قرن ایجاد کرده ندیده بگیریم. بعد حتی در تقسیم بندی اراضی، در مرزهای مشترک کشورهای اسلامی به گونه ای عمل شد که ریشه های اختلاف باقی بماند. در بسیاری از سرزمین های اسلامی یکی از عواملی که به دنبال ناسیونالیسم ایجاد شد، همین اختلافاتی بود که زمینه اش را به عنوان یک وسیله ای برای ایجاد اختلاف همسایه ها در تصاحب زمین ها گذاشتند بماند و همین عامل دستاویزی شد برای آنها که هر وقت لازم بود به وسیله آنها اختلافات مسلمانان را عمیق تر کنند که در سال های گذشته رخ داده و عموما یکی از عوامل مهم اش همین اختلافات ارضی است. وقتی این وضعیت پیش می آید دولت ها سعی می کنند که برای تصاحب سرزمینی که فکر میکنند از لحاظ تاریخی متعلق به آنهاست، بجنگند. اگر چند روز هم آشتی می کنند، عوامل فتنه گر دشمن خارجی همیشه یک زمینه ای برای تحریک این قضیه دارند که ملت ها و همسایه ها را به جان هم بیندازند بعد هم به هر دو کمک می کنند که اینها بتوانند با هم خوب بجنگند. این یک عامل برای نابودی سرمایه های اسلامی می شود. پس یک عامل سرزمین است دیگری مسایل فرقه ای است که به طور کلی همیشه مورد استفاده دشمنان وحدت اسلامی چه در داخل این سرزمین و چه در خارج از آن بوده است که عموما هم استعمارگران هستند که از قرن هفدهم شروع کرده بودند تا قرن بیستم که بیداری ها آغاز شده و این دعواها هنوز وجود دارد. تلقی هایی است که در مسایل مذهبی به وجود می آید نیز عاملی است برای تفرقه که اگر بخواهیم یکپارچه اش کنیم باز برمی گردد به همان مسایل فرقه ای. اما باز هم شاید کمی عمیق تر باشد. به هر حال امت اسلامی همه دارای فرهنگ اسلامی هستند. فرهنگ مشترک.
دکتر نجفقلی حبیبی در ادامه اظهار داشت: آنچه که الان در پرتو همین وحدت واجب است، این است که به خصوص اندیشمندان و سیاستمداران، متفکران به این مطلب و حقیقت رسیده باشند که در بین خودشان، هرگونه اختلافی را دامن بزنند چه مذهبی ، چه فرهنگی، چه سوابق تاریخی و ملیت های گوناگون و چه سرزمین های جغرافیایی باشد، همه این ها هیچ سودی برای امت اسلامی ندارند. فقط زیان خواهد داشت و فقط مستکبران و استعمارگران بین المللی هستند که از این موضوع استفاده می کنند. همه اگر این موضوع را بفهمند، تلاش خواهند کرد که این مسایل جزیی که در تمام ملت ها ممکن است پیش بیاید و حتی در یک خانواده هم ممکن است به وجود بیاید را حل کنند و تمامی این سرمایه ها در خدمت رفاه و رشد و ترقی قدرت امت اسلام خواهد بود و مسلمانان را به جایگاهی که شایسته آنهاست خواهد رساند. شایستگی تاریخی ما خیلی بالاست. اسلام را داریم که هیچکس ندارد. یعنی بزرگترین سرمایه معنوی، فرهنگی و اعتقادی که می تواند سعادت بشر را تامین کند. بنابراین مساله توجه به حفظ وحدت و هفته وحدت که فرصتی است برای همه که این نکات را یادآوری کنند و از این بابت بسیار مغتنم است و ما امیدواریم که ان شاءلله خداوند کمک کند که این جاه طلبی های فردی و سیاسی و اجتماعی آنقدر بزرگ نشود که ما را تسلیم تفرقه کند.
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.