دکتر علی بیات استاد تاریخ تشیع در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است. گفت و گو با کسی که سالهاست در مواجه با جدال های تند دانشجویان معتقد و مقید سنی و شیعه مذهب این دانشکده آنان را به همدلی و اتحاد دعوت می کند، در بازکاوی تئوری، وحدت اسلامی حائز اهمیت فراوانی است. تاکیدات بسیار وی در بازگشت به اصول والای اسلامی، پرداختن به مشترکات، پرهیز از افراط و تفریط و نگاه فرهنگی و معرفتی به دین از نکات بارز این گفت و گو بود.

بیات گفت: وحدت نمی تواند به معنی عمل به یک مذهب و نظام فقهی و ترک مذاهب دیگر باشد این مساله فهمی بسیار نازل و سطحی است.

دکتر علی بیات،در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران درباره وحدت مسلمین و نیز ریشه های تاریخی اختلافات آنها، گفت: نخستین دلیل این افتراق دور شدن تدریجی مسلمانان از رهنمودهای قرآنی است. غفلت از آیاتی مانند " وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون‏ ( آل عمران 103 ) ، وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فیهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیب ‏( شوری10 ) ، یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً " باعث اختلافات و در پی آن افتراقات و شکاف بزرگ بین اکت اسلامی شده است.

وی افزود: دلیل دوم دور شدن از سنت و سیره رسول خداست . در امر دین، سنت رسول خدا (ص) مفسر و مکمل قرآن کریم است. و هیچ مسلمانی را نرسد که در برابر نص صریح و سنت آن حضرت اجتهاد کند بلکه همگان باید مطیع سنت او باشند و بر اساس نصوص قرآنی و سنت نبوی به استنباط احکام بپردازند. اینکه در برابر و مقابل آن بنام مقتضیات عصری و نسلی دست به اجتهاد بزنند البته مقتضیات زمان و مکان و یا امور مستحدثه نه خود رمز کشف احکام دینی و نواندیشی مناسب با پویایی و ماندگاری دین است، اما باید بر مبنا، معیار و محکمات قرآنی و سنت نبی صورت گیرد و نه بر اساس برداشتهای شخصی.

این مدرس دانشگاه اظهار داشت: امام علی (ع) در این باره در خطبه 105 نهج الابلاغه می فرماید:" اِنَّهُ لَیْسَ عَلَى الاِْمامِ اِلاّ ما حُمِّلَ مِنْ اَمْرِ رَبِّهِ: الاِْبْلاغُ " و نیز در خطبه 176 فرمودند : " مردم دو دسته اند آنکه پیرو شریعت است و آن که پدید آورنده بدعت که نه با او از خدای سبحان برهانی است و نه نوری از حجت." در خطبه 149 اینچنین به مسلمانان سفارش کرده اند: " اما وصیتی : فالله لماتشرکوا به شیئا و محمد صلی الله علیه و اله فلاتضیعوا سنته اقیمو هذین الحمودین و اوقدوا هذین المصباحین."

بیات در بیان سومین دلیل گفت: افتراق مغفول ماندن از اصل ولایت و امامت. بعد از دور شدن تدریجی مسلمانان از معارف و رهنمودهای هدایتگرانه قرآن و سنت و سیره رسول خدا(ص) مهمترین ریشه اختلافات مذهبی مسلمانان و فرقه فرقه شدن آنان پس از پیامبر، مغفول ماندن از اصل ولایت و امامت است. اصلی که رشته وحدت فکری و جامع جمع امت متفرق حول محور قرآن و سنت رسول الله (ص) بود. علی (ع) در خطبه 88 با شگفتی از اختلافات فرقه ای و مذهبی مسلمانان می فرماید : در شگفتم و چرا شگفتی نکنم از خطای فرقه هایی که چنین با گوناگونی صحبت هایشان در دین نه پی پیامبری را می گیرند و نه پذیرای کردار جانشینند ... به شبهه ها کار می کنند و به راه شهوت ها می‌روند معروف نزدشان چیزی است که شناسند و بدان خرسندند و منکر آن است که آن را نپسندند. در مشکلات خود را پناهگاه شمارند و در گشودن مهمات به رای خویش تکیه دارند و گویی هر یک از آنان امام خویش‌اند که در حکمی که می دهند چنان بینند که به استوارترین دستاویزها و محکمترین وسیله ها چنگ زده اند. " این سخنان نشانگر این است که جامعه ای که پس از رحلت پیامبر (ص) اسیر این پندارها و هواهای نفس شده و به جای پیروی از امام و پیشوای حقیقی در دام رای و ریا گرفتار آمده است.

وی افزود: چهارمین ریشه اختلافات مذهبی، رهبران و پشوایان گمراهی بودند که برای سود خود و خاندان خود بدعتها را دامن می زدند و سنتهای پسندیده را محو و نابود می کردند و بذر اختلاف و کشمکش و منازعه مذهبی را میان مردم و علمان می کاشتند. به فرموده امام علی (ع) در خطبه 164 " که خود گمراه و موجب گمراهی دیگران شد و سنت پذیرفته شده را بمیراند و بدعت واگذارنده را زنده گرداند."

بیات در ادامه با اشاره با برخی ریشه های اختلافات معاصر اظهار داشت: اختلافات دوره معاصر ریشه در اختلافات دوره های تاریخی دارد که پیشتر به آن پرداخته شد. با این حال اختلافات مذهبی مسلمانان در دوره های معاصر به عوامل مختلفی بازمی گردد از جمله :

1- پیروی متعصبانه از سنتها و پندارهای غلط نیاکان و گذشتگان، بدون آنکه عقل خود را به کار گیرند و به اندیشه و نواندیشی روی آورند.

2- غفلت از مشکلات، واقعیات، مسائل، دردها، آلام و عقب ماندگی های مسلمین و کوشش برای حل آنها و یافتن مردمی و راه نجات.

3- جزم اندیشی مذهبی و گرفتار آمدن بسیاری از عالمان مسلمان در کشورهای اسلامی در پیله تنگ منافع فردی و فرقه ای.

4- تاکید بر افتراقات فرعی و فرقه ای به جای کوشش در شناسایی و شناساندن اشتراکات اصولی سرنوشت ساز جهان اسلام و گشودن باب افترا و وارونه نمایی و تهمت بدون توجه به اینکه آب به آسیاب دشمن مشترک می ریزند.

5- بازیچه شدن برخی عالمان دینی و مردم کشورهای مسلمین در دست تبلیغات و القائات فکری و فرهنگی دشمنان بدون آنکه به دسایس و فتنه گری های دشمن توجه نکنند.

این مدرس دانشگاه در خصوص نقش استعمار در تفرقه افکنی بین مسلمانان تصریح کرد:

پدیده استعمار که در پی بیداری و قدرتمندی کشورهای غربی با هدف بسط سلطه بر کشورهای عقب مانده پدید آمد، طبیعتا در برهه هایی به صورت و شیوه آشکار درصدد تسلط بر منابع و سرمایه های سرزمین های اسلامی برآمد و پس از مدتی نیز به شیوه پنهان و یا همان استعمار نو بر سرزمین های اسلامی خیمه زده از مهمترین عواملی که سلطه کشورهای اسلامی را هموار کرد، تفرقه و پراکندگی مذهبی و فکری مسلمانان بود و این کشورها به نوبه خود به تفرقه و اختلافات مذهبی و فرقه ای مسلمانان دامن می زدند. در پیدایش فرقه هایی همچون وهابیت ، بهائیت و گروه های سیاسی - مذهبی همچون طالبان و ... سیاستها و سرویس های امنیتی و ماموران سیاسی کشورهای غربی نقش اساسی داشتند.

وی درباره حکام کشورهای اسلامی نیز گفت: از آنجا که غالب دولت های استبدادی در کشورهای اسلامی بدون پایگاه مردمی تشکیل شده اند برای تثبیت موقعیت خود چاره ای جز تظاهر به مذهب از سویی در جبه سیاست های داخلی نداشتند حال آنکه در جبهه و سیاست های خارجی برای بقای خود ناگزیر به همگرایی با یکی از قدرت های مسلط بین المللی بودند. بنابراین استبداد در کشورهای اسلامی همواره در جهت سیاست ها و خواست کشورهای استعماری حرکت کرده تا بتواند به رغم نداشتن پایگاه مردمی به حیات خود ادامه دهد. شرط این ادامه حیات هم این بوده و هست که به هر طریق خصوصا از طریق اختلاف افکنی مذهبی میان مردم و القاء این مطلب که دین و مذهب با توسعه و پیشرفت و تمدن ناسازگار است، از بیداری دینی آنان جلوگیری کنند و مردم و عالمان دینی را با اختلافات جزئی سرگرم کنند.

بیات درباره نقش علما ی جهان اسلام گفت: عالمان دینی به تعبیر امام علی (ع) اگر ربانی باشند و برای خدا و به سوی خدا به انسانها خدمت کنند، عمیق ترین و موثرترین نقش را می توانند در وحدت بخشی جامعه و جهان اسلام ایفا نمایند. این نقش در حوزه اندیشه و تفکر بیشتر جلوه می نماید زیرا عالمان حقیقی بر دل و فکر مردم حکومت می کنند و مردم رهرو آنها هستند و حتی بالاتر از این، عالمان بر امرا و قدرتمندان نیز حاکمند به فرموده امام صادق(ع) " الملوک حکام علی الناس و الحکما حکام علی الملوک (بحار ، 1/138 )" این قدرت فکری و فرهنگی علما است که می تواند در جهت وحدت و همدلی جهان اسلام به کار گرفته شود.

وی درباره نقش سیاسیت مداران در وحدت بین مسلمین گفت: متاسفانه بسیاری از قدرتمندان سیاسی برای تسلط بیشتر به اختلاف افکنی میان مردم و علما می‌پرداختند. خطرناک‌تر از آن زمانی که عالمانی در بند هواها و مطامع نفسانی فرو می افتادند و برای قدرت گرفتن و اعتبار بخشیدن به خود، فکر و عمل می کردند. چنین افرادی که از آنان به عالمان سوء تعبیر شده، خود گمراه و عمال و منشاء گمراهی هزاران انسان دیگر می شدند و فرقه و تفرقه ای دیگر پدید آورده و شق عصای مسلمین کردند و این چنین عالمان در تاریخ کم نبودند.

وی در باره لزوم توجه به اسلام سیاسی اظهار داشت: در دهه‌های اخیر مخصوصا تا آغاز انقلاب اسلامی ایران به اسلام از منظر فقهی و فرهنگی نگریسته می شد. مسوولیت و وظایف دینداری متوفق و محدود به انجام تکالیف شرعی آن هم در امور شخصی خلاصه می شد، اما به تدریج عالمان و روشنفکران دردمند که درد دین و اندوه عقب ماندگی، رنج و فقر مردم مسلمان را داشتند به وجه دیگری از دین توجه کردند که مغفول مانده بود و آن هم وجه سیاسی اسلام بود. وجهی که بیداری و حضور همدلانه و متحد مردم را در صحنه می‌طلبید و بدینسان جنبش های بیدارگرانه دینی در سرزمین ها و کشورهای مختلف اسلامی پدید آمد و سرانجام در انقلاب اسلامی به ثمر نشست. به باور من افراط و تفریط در هر کاری و امری موجب گمراهی و انحراف می شود و عدالت و تعادل موجب ثبات. بنابراین افراط کاری در بعد سیاسی اسلام می تواند به اندازه افراط گری در بعد فقهی مضر باشد. مهم این است که مبلغ و مروج اسلام فرهنگی و سیاسی باشیم ،نه فقط اسلام فقهی و فرهنگی و یا فقط اسلام سیاسی.

بیات درباره چگونگی گسترش وحدت معرفتی بین فرق اسلام گفت: وحدت نمی تواند به معنی عمل به یک مذهب و نظام فقهی و ترک مذاهب دیگر باشد این مساله فهمی بسیار نازل و سطحی است. وحدت در حقیقت یعنی داشتن اصول، اهداف و خط مشی و به تعبیری دیگر داشتن بینش و روشی واحد است. اگر وحدت در اصول یعنی اعتقاد و التزام عملی و علمی به تعالیم قرآنی و سنت نبوی و در اهداف یعنی کوشش در راه خدا ، پیشرفت و سعادت انسانها و در خطی مشی یعنی داشتن منطق فکری و قواعد تحقیق در بهره گیری از مصادر و منابع اسلامی. در چنین صورتی خودبه خود به وحدت و همدلی و همگرایی مسلمانان می رسیم . وحدت امر و قضیه‌ای دستوری و رسمی نیست بلکه امری بینشی و روشی است. اگر اصول سیاسی مثل شیوه تفکر و اندیشه و تحقیق صحیح در مراکز علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی پدید آید این وحدت فکری و روش فکری به وحدت و روش های عملی هم منجر خواهد شد. اصل کشف و فهم و استنباط احکام شرعی است بر اساس اصول ثابت اسلام متناسب با متغیرات و مقتضیات زمانی و مکانی یا عصری یا نسلی ولو اینکه به تغییر و دگرگونی پاره ای از فتاوا بیانجامد.

وی درباره نقش جمهوری اسلامی در وحدت بین مسلمین گفت: اصلی ترین خصیصه انقلاب اسلامی ایران اسلامیت آن است. اسلامی که عامل اصلی تشکیل امت واحده اسلامی از هر نژاد و قوم است و قدر مشترک و عامل پیوند سرگذشت و سرنوشت مسلمانان. انقلاب بر این بنیاد شکل گرفت و شعارها و خط مشی آن نیز در طول سه دهه گذشته از دل این اصل برآمده و تبیین شده است. با انقلاب اسلامی ایران بود که روح از دست رفته از کالبد جهان اسلام بار دیگر به آن دمیده شد و جهان اسلام حیات دوباره یافت. امروز روح بیداری اسلامی در همه سرزمین های اسلامی از دغدغه های جدی انسان معاصر برای رهایی از ورطه ها و گرداب هایی است که طی قرون پیش در آن فرو افتاده بود. پس باید این هدیه الهی را قدر شمرد و در موفقیت هر چه بیشتر آن کوشش کرد.

وی در باره وحدت در اندیشه امام خمینی(س) به عنوان رهبر و موسس نظام جمهوری اسلامی، گفت: به گفته یک شهید " ذوبوا فی الخمینی کما هو ذاب فی الاسلام ". از ویژگی های خاص شخصیتی امام خمینی آن بود که در همه وجود خود را وقف اسلام و نجات مسلمانان اعم از شیعه و سنی کرده بود. در منظومه اندیشه امام خمینی، وحدت نگری دینی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کلید حل و گشایش بسیاری از معضلات و گرفتاری های مسلمانان است و در طول رهبری انقلاب و خصوصا وصیت نامه الهی - سیاسی اش از آن به عنوان رمز عظمت جهان اسلام یاد کرده است. در فتاوای او در خصوص حج شیعیان نشان داد که باید برای مصالح اسلام و منافع مسلمین از پاره ای فتاوا بنابه شرایط زمانی و مکانی چشم پوشید و این یعنی پشم و دل و روح بیدار امام.

بیات درباره وضعت کنونی جهان اسلام تصریح کرد: جهان اسلام با دارا بودن امکانات بالقوه و بالفعل فراوان طبیعی ، معدنی، اقتصادی و ... و موقعیت های ژئوپلتیکی، سیاسی، اقتصادی و مهمتر از همه فرهنگ غنی دینی ، عرفانی و ... در حال بیداری است. این بیداری اگر در جهان اسلام فراگیر شود شکوه و عظمت دوباره خود را خواهد یافت و رمز این احیای دوباره شکوه در گرو وحدت و همگرایی همه جانبه مسلمانان است.

وی اظهار داشت: اخلاق مقوله ای است که همه جنبه های زندگی آدمی را دربر گیرد. یکی از این جنبه ها اخلاق در گفتمان وحدت میان اندیشمندان و مذاهب اسلامی است که مع الاسف تا کنون نه تنها چنین فضایی بر گفتمان وحدت اسلامی حاکم نبوده که فضایی ضداخلاق بر آن گسترانده شده است. از این رو بر همه دلسوزان و علاقمندان وحدت اسلامی فرض است در تضارب و تعاطی فکری با یکدیگر 1) سعه صدر و مدارا در تحمل آراء مخالف داشته باشند 2) از تعصب و جانبداری و یکسونگری پرهیز کنند 3) روحیه اخوت دینی را در خود تقویت کنند 4) فروتنی و تواضع داشته باشند 5) از خودبینی و خودمحوری پرهیز کنند 6) با خوشوریی با هم رفتار کنند 7) خوش زبان باشند. و در نیل به این امر مهم ، رسول خدا ، ائمه و بزرگان از صحابه را که تربیت یافتگان سنت و سیره نبوی بودند، الگو و نصب العین خود قرار دهند تا در پاسخ به این بیت مولای رومی که گفت: شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر چه مانی بگو ، بگویند که متخلق و آراسته به اخلاق والا و نیکوی پیامبرند.

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.