جلال جلالی زاده، نماینده سنندج در مجلس ششم شورای اسلامی در دفتر گروهی که 30 سال پیش با پیگیری آیت الله شهید دکتر مفتح راه اندازی شد و 12 سال پیش (خرداد76 ) جلالی زاده در آنجا از پایان نامه دکترای خود دفاع کرد. او اکنون در دانشکده دوران تحصیل خود بر کرسی تدریس نشسته و راهنمای دانشجویان فقه شافعی است. درباره وحدت مسلمین در گفت وگو کرده‌ایم. ماحصل آن را می‌خوانید:

جلالی‌زاده گفت: انقلاب اسلامی ایران احیا کننده شخصیت و اعاده کننده کرامت مسلمانان و محقق کننده رویاهای صدر اسلام و تشکیل امپراطوری اسلامی بود.
جلال جلالی زاده استاد دانشگاه و نماینده مردم سنندج در مجلس ششم شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، درباره ضرورت ها و موانع وحدت بین مسلمین گفت: اولا وحدت مسلمانان یک امر ضروری است و وظیفه همگان این است که در این خصوص تلاش کنند. خود اختلاف در هر زمینه ای پدیده ای طبیعی است، نمی توانیم بگوییم که همه انسانها دارای یک سلیقه و یک زبان باشند. اگر چنین می‌بود خداوند خودش مصلحت می دانست که همه را بر یک شکل، یک هیات ، یک ‌رنگ و یک زبان می‌آفرید. اما این تنوع و تعدد در همه مظاهر طبیعت، زیبایی خاصی به زندگی انسانها و جهان هستی بخشیده است. این اختلاف موجب حرکت و پیشرفت و موجد تفکر و اندیشه است. فلاسفه نکته جالبی دارند، می‌گویند اگر تضاد نباشد فیض از طرف خدواند به انسان‌ها نمی‌رسد. من معتقدم آنچه که در جامعه اسلامی مهم است وحدت و اتحاد مسلمانها در راستای عمل به فرامین دینی و تحقق یک زندگی اسوه و نمونه برای همه انسان‌ها است. اختلاف عقیده لزوما در برابر افتراق و عداوت نیست. مسلمانان در عین اختلافات فقهی و عقیدتی می‌توانند وحدت کلمه خود را حفظ کنند‌.
وی افزود: حتی در زمان پیامبر نیز اختلاف عقیده در بین یاران ایشان حتی با وجود پیامبر در بعضی از مسائل فقهی، نظامی و ... بوده است. اما چون پیامبر اسلام به عنوان الگو و اسوه حسنه حضور داشتند، سخن ایشان فصل الخطاب بود. اما بعد رحلت پیامبر بر سر خلافت در بین مسلمانان اختلاف پیش آمد.
این تفرقه‌ها متاسفانه در مقاطع مختلف تاریخی به ضرر مسلمان ها تمام شده است. گاهی دوستان نادان و گاهی دشمنان اسلام از این اختلاف ها سواستفاده کرده‌اند. حاکمان سرزمین های اسلامی هم عموما ظالم، ستمکار و مستبد بوده‌اند و منافع خود را در اختلاف و جدایی مسلمانها می دانستند همیشه سعی می کردند افرادی را با عنوان واعظ السلاطین تحریک کنند تا با مطرح کردن برخی مسائل به تفریق مذاهب شدت بخشند.
جلالی زاده درباره نقطه آغازین اندیشه وحدت اسلامی و و نقش پیروزی انقلاب اسلامی، تصریح کرد: اختلافات و تفرقه افکنی‌ها در طول تاریخ با تمام قوت ادامه داشته است و باعث افول تمدن اسلامی و عقب ماندگی مسلمانان شده است، تا اینکه متفکران مسلمان مانند سیدجمال الدین اسدآبادی در پی چاره جویی مشکلات به طرح اندیشه وحدت اسلامی می رسند. در جریان انقلاب اسلامی یکی از مراجع بزرگ تقلید تشیع به نام امام خمینی(س) بخاطر مخالفت با حکومت استبدادی و تحقق تعالیم احکام اسلامی بنای مخالفت را با حکومت شاهنشاهی می گذارند و با پیگری تفکر تشکیل حکومت اسلامی و تحمل بازداشت و تبعید و مشکلات مختلف سرانجام بر اثر تلاش های ایشان و همراهی مردم به تاسیس نظام جمهوری اسلامی نائل می شوند.
در این مقطع علمای اهل تشیع و تسنن با اعلام حمایت از رهبری امام خمینی عملا گام های اساسی را برای نزدیکی بیشتر مذاهب اسلامی برداشته‌اند. پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یک مشعل فروزان و نقطه بسیار مهمی در تاریخ اسلام مطرح می شود که موجب شکوفایی بیشتر گل‌های امید مسلمان‌ها و حمایت علمای اسلامی به خاطر تحقق آرزوی چندین ساله آنها که بعد از هزار سال حکومتی بنام اسلام از سوی یک عالم دینی در کشور مهمی همچون ایران که از نظر سوق الجیشی و استراتژیک بسیار مهم است، می شود. این هماهنگی و همدلی و همراهی بسیاری از علمای اهل تسنن و تشیع امیدبخش و شادی آفرین بود. در اوایل انقلاب شاهد هستیم که واقعا آنچه برای مسلمانان به دور از تمایلات فرقه ای و گروهی مطرح بود، اسلام بود. در مناطق سنی نشین می گفتند "عدالت عمر و شجاعت علی را به همت مسلمین زنده کنیم دوباره." یا می گفتند "شیعه و سنی با هم فرقی ندارند رهبر فقط خمینی است." واقعا کسی به دنبال مسائل جزیی فقهی اختلاف انگیز نبود هدف ، هدف بزرگرتری بود. مسلمان ها دچار یک نوع احساس شخصیت شده بودند. انقلاب اسلامی ایران احیا کننده شخصیت و اعاده کننده کرامت مسلمانان و محقق کننده رویاهای صدر اسلام و تشکیل امپراطوری اسلامی بود.
وی درباره نقش امام خمینی به عنوان یک مرجع بزرگ عالم تشیع و اندیشمند دینی در احیای پروژه وحدت اسلامی اظهار داشت: امام، رهبریت جامعیت ایران اعم از شیعه وسنی را در اختیار داشتند و به عنوان یک عالم دینی که مقتضات زمان را به خوبی می دانستند. همیشه تلاش می کردند با سخنانشان و توصیه هایشان در مورد به وحدت مسلمان ها و نزدیکی آنها این فاصله ها را کم کنند. تا زمانی که امام زنده بودند بر اثر شخصیت معنوی و کاریزماتیک و بخاطر صلابت و قدرتی که داشتند، هیچکس علنا جرات نمی کرد نسبت به احیای مسائل افتراقی و اختلافی کاری بکنند در حالی که سالهای سال شیعه و سنی در منابر و مساحد همدیگر را می کوبیدند و کتاب علیه هم می‌نوشتند، اما وقتی امام در رادیو و تلویزیون ایام ولادت پیامبر را هفته وحدت اعلام کردند و مردم دیدند که علمای اهل شیعه به مناطق سنی نشین و علمای اهل تسنن به مناطق شیعه نشین می روند و کنفرانس ها و جلسات وحدت اسلامی برگزار می شود باور کردند که زمان آن گذشته که باز یرخی مسائل را زنده کنند. مسلمانان مشکلات عدیده و فراوان دیگری دارند که باید به آنها بپردازند. من فکر می کنم که پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی مهمترین عامل برای وحدت بود و موجب تحقق اهداف مسلمان ها و ایجاد روحیه در میان آنها بودند.
این استاد دانشگاه درباره قرائت‌های جعلی از جمله وهابیت و طالبان و ... از اسلام و چگونگی نیل به وحدت اسلامی تصریح کرد: اولا در اسلام نه افراط داریم و نه تفریط. آنچه که مسلمانان تا به امروز گرفتار آن بوده‌اند همین افراطی گری و سطحی نگری و خارج شدن از خط میانه روی و اعتدال بوده است. اگر بخواهیم به رفتار خوارج با حضرت علی نظر بیافکنیم، می‌بینیم خود خوارج بزرگترین ضربه و آسیب را به علی(ع) وارد کردند. چونکه همین سطحی‌نگری و دور بودن از ژرف نگری و عدم عقلانیت و تدبیر، موجب خطای خانمان سوز آنان شده است. خطرات و زیان هایی که از سوی خوارج در آن زمان بخاطر تفکر سطحی و رفتارهای جاهلانه شان بر اسلام و مسلمانان وارد شد، بیش از حد شمارش است. این تفکر خوارجی در طول تاریخ اسلام در مقاطع مختلف به صورت های مختلف مانند ابراز احساسات، قشری نگری، عمل به ظواهر متن و به دور بودن از عقلانیت و خردگرایی نمود داشته و موجد مشکلات زیادی شده است. امروز هم در میان جوامع اسلامی این توجه صرف به ظواهر احکام را مانند صدور حکم تکفیر، قبول نکردن آراء دیگران و عدم تحمل دیگران در جلوه های مختلف طالبانیسم و ... می‌بینیم. آنچه برای حال مسلمانان مهم است و می تواند آنان را سر میز گفت و گو بنشاند و آنها را وادر به پذیرفتن استدلال همدیگر کند " گفت وگو " است. و این نکته اساسی در قرآن و سنت بزرگان ما مورد تاکید قرار گرفته است.
وی افزود: در طول تاریخ، فرقه های افراطی هرگز مولد خدمت، آسایش و پیشرفت نبوده اند همیشه موجب بدگمانی، بدبختی و عقب ماندگی شده‌اند، مخصوصا در جهان امروز که بر اثر پیشرفت ارتباطات و پوشش خبری رسانه‌های مختلف همه می توانند در کمترین زمان از کوچکترین اتفاقات مطلع شوند، هر اتفاقی در هر نقطه ای از جهان اسلام می‌تواند بلافاصله وسیله ای برای سوءاستفاده دشمنان اسلام شود و از این حادثه بهانه‌ای برای کوبیدن اسلام و به هم ریختن آنها استفاده کنند. به نظر من چنین افکار و اندیشه هایی نمی‌تواند کاری جز دور کردن و بدبین کردن مسلمان ها ، ریختن آب به آسیاب دشمن و دلزدگی و دلسردی جوانان ما نسبت به اسلام بکند.
جلالی ادامه داد: به نظر من علما و اندیشمندان جوامع اسلامی و دلسوزان اسلام نباید هرگز بهانه را برای اندیشه‌های افراطی و خشن و سطحی نگر بدهند و همه این علما باید تلاش کنند که زمینه را برای استفاده از افکار و اندیشه های ملایم و معتدل، بازسازی وحدت اسلامی و تقریب مذاهب و نیز تقویت روحیه تساهل و تسامح و مدارا بین مردم مهیا کنند.
وی اظهار داشت: منافع مسلمان‌ها امروز در این است که ملایم ترین اندیشه ها در حوزه فقه اسلامی مطرح بشود تا دیگران بیشتر با اندیشه های اسلامی آشنا بشوند. اگر قرار باشد ما اسلام را از اندیشه و عمل برخی از افراد به عنوان تروریست و تک تیری و افراطی بشناسیم نه تنها شاهد روی آوردن دیگر جوامع به اسلام نخواهیم بود حتی موجب فرار بسیاری از جوانان خودمان نیز از اسلام خواهیم بود.
جلالی‌زاده درباره راهبرد وحدت و اخلاق وحدت بین مسلمین در عین پایبندی به مذاهب تصریح کرد: نمی توانیم در ظاهر بگوییم ما به دنبال وحدت هستیم و داعیه وحدت داریم مصالح اسلام و مسلمین را در رسیدن به وحدت می دانیم و در باطن اعتقادی به آن نداشته باشیم. کسانی که وحدت در نزد آنها تنها جلوه شعاری و زبانی و گفتاری دارد، به پروژه وحدت ضربه می زنند. با این رویکردها وحدت محقق نمی شود و برعکس روزبروز ضعیف‌تر شده و اثر منفی هم بر جامعه می گذارد. مسلمانان آنچنان که در سطح اسلام وحدت داشتند که آرای فقهی مختلف در کنار هم بودند و هرگز در مقابل هم قرار نگرفتند. من فکر می کنم اگر صادقانه رفتار کنیم به وحدت می رسیم. هیچکس نمی‌تواند مدعی حقیقت محض باشد.
وی افزود: اختلافات فقهی را نباید آنقدر پررنگ کنیم. این مساله اصلا عامل جدی افتراق نیست. همچنان که اختلاف فقهی بین شیعه و سنی هست بین مذاهب درونی این دو مذهب بزرگ هم هست. نظر ابوحنیفه با شافعی یکی نیست و نظر حنبلی با این دو همینطور و الی آخر. اما چرا یک نفر شافعی با یک نفر حنبلی می توانند در کنار هم باشند اما یک شیعه و سنی نتوانند در کنار هم باشند؟
وجود علمای روشن بین در بحث وحدت بسیار مهم است. امکان دارد فردی عالم باشد، اما دیدگاه تنگ نظرانه‌ای داشته باشد. اگر شخص متعصب باشد و افق دید محدودی داشته باشد، نمی تواند تاثیر مثبتی بگذارد. شما بعضی از کتاب‌های فقهی را که نگاه می کنید پر از مذمت و بدگویی نه تنها نسبت به علمای شیعه که حتی به علمای مذاهب مختلف سنی است. حتی جعل احادیثی درباره شخصیت‌ها است. این عالم دینی زحمت پژوهش را به خودش نداده تا حالا که کتابی می نویسد احدایث جعلی را در کتاب نیاورد.
جلالی زاده ادامه داد: لازمه وحدت یک مقدار جرات و شهامت و صرف نظر کردن از بعضی از مزیت ها و امکانت مالی و معنوی که هر کسی برای خودش دارد، است. اگر انسان به آن حد برسد که حق و حقیقت برایش هدف و معیار باشد به نظر من این مسائل تفرقه برانگیز جایی نخواهند داشت.
وی اظهار داشت: من خودم در بحث طلاق بارها گفته‌ام نظرات اهل تشیع برای جامعه امروز نظرات درست و مفید و موثر هستند. به من گفته‌اند شما این را نگویید. حتی پشت سر من گفته‌اند فلانی شیعه شده است. من می گویم اگر بنا باشد بر روی یک مذهب پافشاری بکنم حتی اگر این مذهب روی یک مساله نظرات ناقص داشته باشد آن آدم نمی تواند بگوید من دنبال حق و حقیقتم. ما باید افراد را با حق بشناسیم نه حق را با افراد. من نمی‌توانم بگویم که چون من سنی‌ام همه مذاهب دیگر باطلند و برعکس، نه، دنیای امروز دنبال این مسائل تصب برانگیز نیست. طرف می‌آید تحقیق می کند دنبال آیات و احادیث مستند می گردد محقق راستین دنبال مقاصد شرعیه و مصالح مردم هست. من معتقدم امروز باز هم می توانیم وحدت داشته باشیم .قرار نیست حالا که من در یک مساله فقهی اختلاف دارم اجازه ندهد در کنار مخالفم بنشینم و به حرفش گوش دهم. اجازه ندهد در بسیاری مسائل عقیدتی و جهان بینی مشترک در یک سنگر باشیم. به نظر من مخصوصا در ایران با توجه به اینکه قدرت در دست علماست و یک عالم دینی، رهبری جامعه را بر عهده دارد و از قدرت حکومتی و ملی هم برخوردار است می توان با کنفرانس های نقش آفرین و نه تجملاتی و تعارفاتی و با بیان شفاف مسائل و دیدگاه های مختلف جامعیت اسلام را طرح کرد. این بهترین فرصتی است که می‌تواند برای جهان اسلام فراهم باشد که هر مساله مستحدثه ای که پیش می آید همه علما از شیعه و سنی جمع بشوند و نظرات خود را بگویند.
این استاد دانشگاه گفت: نکته دیگر که لازم است اشاره کنم این است که مگر ما چقدر مسائل اختلاف برانگیز داریم. ما باید بجای این مسائل معدود اختلاف برانگیز فقهی، به توصیه های بی اندازه اخلاقی توجه کنیم. روایات اخلاقی ما تاکید می کنند که مسلمان نباید بداخلاق باشد، نباید بدزبان باشد، نباید طعنه زننده باشند، نباید تهمت بزند و ... . حداقل ما این مشترکات را از نظر اخلاقی داریم، وقتی یک عالم دینی متخلق به اخلاق نباشد چگونه می تواند جامعه را به سمت اخلاق هدایت کند. به نظر من متخلق شدن به اخلاق اسلامی بر اساس روایات مشترک به عنوان مفاهیمی که نمی توان آنها را نادیده انگاشت، در درجه اول وظیفه علمای اسلام است و در درجه دوم خود اخلاق وحدت می تواند به عنوان یک موضوع اساسی مورد بحث باشد، اینکه کسانی داعیه وحدت اسلامی دارند باید دارای چه شاخصه هایی باشند؟ وحدت چگونه اخلاقی را می طلبد؟ وقتی کسی منادی وحدت است باید قبل از همه، حق مخالف خود را مراعات کند، بدگویی نکند، به او تهمت نزد، او را باطل نداند. این اخلاق وحدت که متاثر از اخلاق اسلامی و در پرتو آیات و احادیث است، اگر هر مسلمانی به آن معتقد باشد جایی برای بهتان ها و تهمت ها نمی‌ماند.
جلالی زاده دربارهخ نقش روند نزدیکی کشورهای اروپایی و در عین حال تلاش آنها برای تفرقه بین ملل اسلامی که امام خمینی مهمترین عامل افتراق امت اسلامی را عامل خراجی و استعمار می داند. تصریح کرد: اینکه کشورهای بزرگ و ابرقدرتها نمی خواهند مسلمین وحدت داشته باشند در این شکی نیست. در دنیای امروز هر فرقه و دسته و حکومتی به دنبال منافع خودش است. اصلا معتقد به ضوابط اخلاق و دینی نیست. از طرف دیگر هم برخی از حاکمان کشورهای اسلامی وابسته و مزدور ابرقدرتها هستند و از آنها دستور می گیرند. چون اسلام برایشان مهم نیست و حکومت هایشان تحمیلی و جبری است، بجای اینکه به فکر منابع ملت خودشان و توسعه کشورشان باشند، بیشتر نگاه‌شان به اربابانشان است که چه دستور بدهند.
من معتقدم که مسلمانان اگر خودشان زمینه دخالت کشورها و قدرت‌های دیگر را فراهم نکنند، هیچکس نمی تواند این کار را انجام بدهد. همین انقلاب ایران نمونه این مساله است. هیچکدام از قدرت های بزرگ موافق این انقلاب نبودند. این بحث های اختلاف برانگیز که الان هست، توهین ها و اهانت هایی که از تریبون های مختلف پخش می شود، در زمان امام نبود. وقتی امام فتوا می داد که مثلا شیعیان می توانند پشت سر اهل سنت نماز بخوانند، بسیار اهمیت پیدا می‌کرد و موجب تغییر نگرش ها می شد. این فتاوا تاثیرگذار بودند. بدبینی ها را از بین می‌بردند.
وی اظهار داشت: نقل قول‌ها و آثاری که از امام هست شاهد این است که امام معتقد به حکومت اسلامی بودند نه حکومت مذهبی. یعنی دیدگاه گسترده و وسیعی نسبت به حکومت داشتند. به دنبال حاکمیت تنها یک نظر و عقیده نبودند. ایشان چون پایه گذار یک مکتب و حاکمیت جدید در عصر جدید بودند به نظرم به هیچ وجه نظرشان این نبود که الان هست. اینها از سخنرانی هایشان در مورد وحدت و دوری از تفرقه و پیام هایی که در مناسبت های مختلف بخصوص در ایام حج می دادند مشهود است.
جلالی ادامه داد: اگر به دنبال وحدت هستیم باید واقعیت همدیگر را بپذیریم احترام متقابل را قبول کنیم. همان گونه که تبعیض به اهل تسنن را قائل نمی دانیم، تبعیض به اهل تشیع در عربستان نیز باید محکوم شود. به هر صورت فرق نمی‌کند مسلمانها هر کجا که باشند باید هوای همدیگر را داشته باشند. آنجا که شیعه قدرتمندی هست باید نسبت به اهل سنت این وظیفه را داشته باشد که سعی کند اهل سنت از هیچ حقوقی محروم نباشد سنی هم همینطور است. حالا اگر از نگاه مذهبی هم بگذریم ظلم و بی عدالتی و تضییع حق در مورد هر انسانی در دنیا باشد اصلا قابل قبول نیست. هیچ انسانی ظلم را نمی پذیرد آنهم به نام دین.
وی افزود: من فکر می کنم که یک جنبش فراگیر علمی عمیق منطقی نیاز است تا با پشتوانه و حمایت علما برای حفظ هویت مذهبی، وحدت اسلامی را پیگیری کند. دنیای امرزو دنیای فقه فردی و مذهبی نیست. امروز دنیای فقه مقارن و تطبیقی است ما در حوزه های علیمه و دانشکده های الهیات باید به طرف این برویم که همه مذاهب تدریس بشوند و همه آرا گفته شوند و علما بیایند مسائل را تشریح کنند. امروز که از دیدگاه اندیشه های سیاسی، غربی ها که سالهای سال در آتش و تفرقه بودند که نمونه هایش همین جنگ های جهانی است که میلیون ها کشته و زخمی داشت، به اتحاد رسیده اند. اما در جهان اسلام این اختلاف های بنیادبرافکن مایه تاسف است. انگار حاکمان اسلامی دنبال این نیستند. اصلا چرا باید بین کشورهای مسلمان مرز و ویزا باشد؟ چرا مسلمانان نتوانند به راحتی به مبادلات فرهنگی و اقتصادی در سرزمین های اسلامی بپردازند؟
این استاد دانشگاه اظهار داشت: به نظر من خیلی از مشکلات، تفرقه و اختلاف ها به خود ما مسلمانها برمی گردد به باورهای غلطی که در ذهن ما رسوب کرده است، به عقاید منفی که در دل و قلب ما هست. باید کسانی که اندیشمند و دلسوز و متعهد هستند حتی اگز از نظر شخصیتی هم به ضرر خودشان تمام شود، در این حوزه گام بردارند.
جلالی زاده درباره تاثیرات افتراق امت اسلامی در توسعه و پیشرفت نیافتگی جهان اسلام ونیز در دین گریزی جوانان تصریح کرد: یکی از مضرات تفرقه و اختلاف که آثارش خیلی مخرب است همین دین گریزی است. اگر کسی بنام اسلام مرتکب خطایی شد آثار و نتایج آن تنها دامن مذهب مقابل را نمی گیرد، بلکه همه جهان اسلام را تحت تاثر قرار می دهد. اختلاف علما بر روی جوانان و نسلهای بعد تاثیر گذار خواهد بود. جامعه از نظر مسائل ارتباطی دیگر جامعه بسته ای نیست. اگر به فرض یک عالم شیعه مرتکب خطایی می شد جوان سنی نمی گوید این فرد یک عالم شیعی است می گوید این یک دیندار است که چنین خطایی را مرتکب شده است. رفتار کسانی که داعیه دین دارند عامل اصلی دین گریزی جوانان است. تناقض بین رفتار و گفتار رهبران مهمترین عامل است. امروز متاسفانه دچار چنین وضعیتی شده ایم. خیلی از افراد و خانواده های مذهبی از نظر دینی تضعیف شده اند. شاهد سست شدن اعتقادات خانواده هایی هستیم که جان و مال خود را برای اسلام داده‌اند.
وی گفت: امروز مهمترین نکته ای که مطرح است که می تواند ارکان وحدت را استحکام بخشدف آزادی بیان است. باید کسانی که درد دین دارند اجازه داشته باشند حرف خود را بزنند. محدود کردن تریبون های دینی به قشر خاص و اصحاب قرائت های خاص موجب فرار جوانان از دین و عدم اشباع فکر و اندیشه آنان خواهد بود. امروز هیچ گروه و دسته ای نمی تواند داعیه بیان کامل حق از آن خود بداند.
جلالی تاکید کرد: ما به افرادی که در کمین جوانان ما هستند نباید اجازه بدهیم نیروهایی که در حال حاشیه رفتن هستند به طرف خود بکشانند اگر کسی بتواند این سرمایه های انسانی را دور خود جمع کند امید اینکه اینها مانند رودخانه های خروشان به دریای اسلام بریزند هست. اما اگر فقط هر کسی بگوید تنها راه و دیدگاه خودش درست است، این مشکلات درست نخواهد شد.
این مدرس دانشگاه اظهار داشت: وحدت اسلامی و جامع نگری مسلمانها بدور از تنگ نظری می تواند در جذب جوانان موثر باشد جوان ما دیگر جوان سنتی نیست مثل قدیمی‌ها بطور سنتی نسبت به دین نگاه نمی کند. جوان ما از خرافات بدور است. جوان ما از بسیاری از پیرایه هایی که بر دین بسته شده متنفر است، جوان ما نمی تواند تقلیدی و سنتی دین را بپذیرد او همه چیز را با منطق و عقلانیت قبول می کند

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.