پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

میزگرد وحدت مسلمین از دیدگاه امام خمینی با حضور زاک زاکى، مخلص جده و مکى بغدادى‏؛

مسئله توحید است که اساس وحدت را تشکیل مى‏دهد و حضرت امام خمینى نیز با توجه به همین اصول و ترویج آن‏ها شیوه‏هاى عملى ایجاد وحدت در بین مسلمین را مطرح فرمودند و با موضع‏گیرى در قبال طراحى‏هاى انجام شده از طرف امریکا و اقمارش سعى در روشن ساختن حقایق انسانى و توجه دادن مسلمین به استقلال و آزاد اندیشى داشته و کوشیدند با طرح عملى انقلاب اسلامى ایران زمینه‏هاى ایجاد حکومت حق در جهان را فراهم سازند.

امام خمینى بزرگترین منادى حق و وحدت در دوران معاصر و مدافع حقیقت خواهى ادیان الهى در قرن بیستم است، ابرمردى که تا سالیان دراز دامن اندیشه و تفکرش راهنماى انسانیت و بشر است و رهنمودهایش در دنیاى پر هیاهوى امروز اگر بکار گرفته شود، سعادت و خیر انسان را یقیناً به ارمغان خواهد آورد.
اندیشه چنین رهبرى، اندیشه‏اى الهام گرفته از اصول متعالى کتاب آسمانى است و کردار و پندارش در جستجوى ساخت و تجلى عینى حقیقى انسان است. امام خمینى وحدت را همانند اصلى کشف شده براى استقرار حق و پیروزى مسلمانان در جهان همواره مد نظر داشت و مسلمین جهان را همیشه با دعوت به حق، به وحدت فرا مى‏خواند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، استاد شیخ محمد زاک زاکى یکى از رهبران نهضت اسلامى نیجریه، و دکتر مخلص جده از شاگردان حضرت امام در دوران اقامت ایشان در نجف اشرف و استاد معارف دانشگاه امام صادق و استاد مکى قاسم بغدادى، نویسنده، روزنامه‏نگار و مفسر فرهنگى اجتماعى عراقى‏الاصل مهاجر به سوریه، در میزگردی صمیمانه، ابعاد گوناگون و شیوه‏هاى عملى گسترش وحدت در بین مسلمین جهان و دیدگاه های امام خمینی در این باره را بررسى و بحث کردند.
استاد شیخ ابراهیم زاک زاکى، از مبارزان و رهبران حرکت اسلامى نیجریه در معرفى خود مى‏گوید:
من ابراهیم زاک زاکى، در حدود 42 سال قبل در نیجریه بدنیا آمدم. زندگى من بمدت 17 سال از دو چیز تأثیرپذیر بود، رفتن به صحرا و شرکت در مدارس سنتى اسلامى، ولى در ایندیانا در سال 1969 تحصیلات در مدارسى را که رسمى خوانده مى‏شوند، شروع کردم، مدارسى که معلمان، دور ابتدایى را آموزش مى‏دهند.
در شهر کول‏کام به تحصیل در زبان عربى پرداختم و بطور خصوصى به تحصیلات دیگر نظیر حکومت و اقتصاد نیز مشغول شدم و در پایان، در امتحانات این مواد درسى شرکت نمودم و همین کار زمینه را براى حضور و تحصیل در دانشگاه فراهم آورد؛ و از سال 1976 در دانشگاه، تحصیل اقتصاد را شروع کردم. این دوران یعنى دهه 70 دوره برخورد ایدئولوژیکى مسلمین، مارکسیست‏ها و کاپیتالیسم بود و قیام مردم ایران نیز در همین دوره شکل گرفت که سرانجام در سال 1979 منجر به پیروزى انقلاب اسلامى گردید که اثر شدید و شگرفى برجا گذاشت و از آن زمان به بعد فعالیتهاى ما به اوج رسید و تبدیل به یک جنبش اسلامى گردید. از آن پس زندگى من با مبارزه در خارج و زندانى شدن در داخل کشور سپرى شد و از سال 1981 تا 1989 یعنى حدود 5/7 سال را در زندان گذراندم و در نتیجه زندگى من یا صرف تحصیل و یا شرکت در فعالیتهاى اسلامى گردید و هیچوقت فرصت گام برداشتن در راه دیگرى را بدست نیاوردم.
دکتر مخلص جده، در سال 1956 م متولد و داراى تحصیلات علوم دینى در حوز علمیه نجف اشرف و داراى تخصص دکترى در رشت الهیات از دانشگاه است.وى در حال حاضر استاد معارف و زبان عربى دانشگاه امام صادق (ع) است.
ایشان داراى تألیفات و تحقیقاتى در زمین علوم فقهى هستند از جمله: 1. مباحث فقى علوم القران، و تفسیر 2. الامام و الخلافه 3. الرقاته فى الاسلام 4. عقیدة التوحید 5. الاانجیل الصحیح و همچنین انتشار مقالات متعددى در روزنامه‏هاى ایران.
وى در معرفى خود مى‏گوید:
مهمترین برهه از زندگى من آن زمانى است که در حوزه علمیه نجف مشرف شدم به حضور امام خمینى و در حرکت انقلابى ایشان شرکت کردم و در راه بحثهاى فقهى امام که در مسجد شیخ اعظم انصارى داشتند شرکت مى‏کردم، و همچنین در مدرسه آیت‏الله العظمى بروجردى در نجف و در خانه امام هم.
امام در مناسبتهاى مختلف، پیامهایى را که علیه رژیم شاه داشتند ما که جوان بودیم این پیامها را پخش مى‏کردیم، و در نجف، کربلا، و کاظمین و در شهرهاى دیگر عراق سخنرانیهاى امام را ضبط و ترجمه مى‏کردیم، تا آن حادثه دردناک، که منجر به‏ شهادت فرزند برومند امام، آیت‏الله سید مصطفى خمینى شد.
این حادثه بزرگ اثر دردناکى در نجف داشت و ثابت شد که شهادت ایشان یک توطئه و با همکارى ساواک و عوامل بعث عراق بوده است.
بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به سوریه هجرت کردم، ولى آنجا مطلع شدم که نظر امام این است که در عراق باید بمانیم و علیه رژیم بعث جهاد کنیم، امام خمینى تلگرافى براى شهید صدر ارسال کردند و از ایشان خواسته بودند که در عراق بمانند، پس از آن به عراق برگشتم و از سوى سازمان امنیت عراق دستگیر شدم و یکسال در زندان بسر بردم و به دعاى امام آزاد شدم. (چرا که هرگاه که امام را در حرم امیرالمؤمنین (ع) مى‏دیدم براى او دعا مى‏کردم که خدا شما را علیه دشمنانت، شاه و ایادى او پیروز گرداند، ایشان هم تبسم مى‏کردند و مى‏گفتند: خدا شما را سالم نگهدارد بعداً به زیارت قبر فرزندشان شهید سید مصطفى (ره) مى‏رفتند، قبر شهید سید مصطفى در جوار قبر امیرالمؤمنین است.)
در عراق ماندم و کار انقلاب را مخفیانه دنبال کردم. بعداً رژیم عراق جنگ تحمیلیش را ضد جمهورى اسلامى شروع کرد، و در این جنگ علیه ایران حتى یک ساعت هم شرکت نکردم و این امر نیز از توفیقات خداوندى بود، چرا که رژیم عراق، جوان و پیر را به جنگ تحمیلى گسیل مى‏کرد و بعد از آن جنگ دومش با کویت بود، هم این مصیبتها به منطقه تحمیل شد. انتفاضه عراق، قیام اسلامى مردم عراق در ماه شعبان آغاز شد و ما در این قیام شرکت کردیم، رژیم دستور دستگیرى اینجانب و مصادر املاک و اموال مرا صادر کرد و ناچار به اردن هجرت کردم، بعداً به سوریه و لبنان رفتم، و تقریباً دو سال است که در سایه حکومت امام خمینى و خلف صالح وى آیت‏الله خامنه‏اى (حفظالله) در ایران زندگى مى‏کنم.
مکى قاسم بغدادى، در خانواده‏اى مذهبى و اهل علم و فضیلت تولد یافت و از همان کودکى با افکار اسلامى آغاز مى‏شود. پدر بزرگ وى (شیخ عبدالحسین بغدادى) از مجتهدینى است که با مرحوم علامه اصفهانى بزرگ، همنشین و همدرس بوده‏اند.
در زمان تجاوز انگلستان به عراق «شیخ عبدالحسین بغدادى» نماینده میرزاى اصفهانى در سامرا و کلیددار حرم امامین عسگریین بوده است، مکى قاسم بغدادى مى‏گوید: من با شهید سید محمد باقر صدر و داماد ایشان آشنا بودم و در قیام حضرت امام خمینى (ره) هوادارى فعال بودم و متأسفانه با شخص ایشان از نزدیک آشنائى نداشتم. بعد از پیروزى انقلاب اسلامى از شهید آیت‏الله صدر راجع به قیام امام و انقلاب اسلامى ایران کسب تکلیف کردم. ایشان پشتیبان تام حرکت امام بودند و من به تبلیغ در مورد انقلاب اسلامى پرداختم. مردم عراق طرفدار صدیق انقلاب اسلامى بودند. ما به مردم مى‏گفتیم که امام خمینى یک مرد سیاسى نیست. چون در میان مردم عراق شایع بود که هر روحانى که درباره سیاست‏ صحبت کند از عوامل دولت عراق یا استعمار است. به همین دلیل خیلى‏ها نتوانستند باور کنند که حرکت امام مبتنى بر تکلیف شرعى بوده است ولى شهید صدر با بیان خود نتوانستند مردم را بسوى هم صدا شدن با انقلاب اسلامى راهنمایى کنند و با خون خود نیز این راه را ادامه دادند.
ایشان در یکى از سخنان مهم خود مى‏فرمایند (در شخصیت امام خمینى ذوب شوید همانطور که ایشان در اسلام ذوب شده‏اند) این گفتار امروز در رگهاى ما جارى است.
در زمان حمله رژیم عراق به بیت شهید صدر و شهادت ایشان من سرباز بودم و برادرم که از یاران نزدیک ایشان بود دستگیر و اعدام شد. آنموقع ما از عراق فرار کردیم.
مدتى در سوریه بودم و سپس در جریان جنگ تحمیلى عراق علیه ایران در سال 1361 به ایران سفر کردم و داوطلبانه در جنگ علیه قواى بعثى شرکت و دروه آموزشهاى نظامى هم دیدم. در مشاهداتم از جبهه‏هاى ایران آنچه مرا مجذوب خود ساخت، استقبال جوانان عزیز ایرانى از شهادت بود. بر اثر این تأثیر عمیق در مراجعت به سوریه کتاب «شهادت» را نوشتم.
مکى قاسم بغدادى در حال حاضر با مجله «فرهنگ اسلامى» و روزنامه «نداى رافدین» و روزنامه «الموقف» و مجله «نور اسلام» همکارى دارد و مجالس سخنرانى بنام «نگاهى به قرآن» را درحرم حضرت زینب (س) برگزار مى‏کند.
سوال: حضرت امام منادى حق در دنیاى امروز هستند، براى استقرار و حاکمیت این آرمان در جهان، شما چه راه‏حل‏هاى عملى را پیشنهاد مى‏کنید؟
شیخ ابراهیم زاک زاکى:
بسم الله الرحمن الرحیم. شما مى‏توانید از همان روشهایى که امام فقید استفاده مى‏کردند سود ببرید، بطور مثال: روشى که ایشان به ما نشان دادند تأکید بر این امر داشت که نیازى نیست ما همه چیز را از ابتدا شروع کنیم.
فقط باید ادامه راه بدهیم، زیرا بسیارى از کارها قبلا انجام شده است. زمانى بود که هم امت مشغول محاسبه درباره آن کارهایى بود که باید انجام بدهیم و اینکه چگونه باید آنرا به انجام برسانیم. ولى در واقع اشکال در این نبود که چه باید بکنند؟ به طور مثال‏ مى‏توان از پاکستان نام برد که بعنوان اولین کشور، نام اسلامى بر خود نهاد، اما پس از چندین سال دریافتیم که این کشور نیز نظیر سایر کشورهاست، همینطور نمونه دیگرى وجود دارد، در زمینه احزاب سیاسى که مى‏توان از حزب جماعت اسلامى نام برد که یک حزب سیاسى است و در بسیارى مناطق فعالیت مى‏کند. پیروزى انقلاب اسلامى ایران و اعتبار و تجربیات حاصله در الجزایر و تأثیرى که در سیستم موجود دارد روشن مى‏کند که دانشگاههاى اسلامى چگونه باید اداره شوند و محاکم شرعیه چگونه باید تشکیل شود، در میان نظام موجود قضایى. بنابراین، این کلام امام را تکرار مى‏کنم که فرمودند: «ما آنچه را مى‏خواهیم که خداوند براى ما مقرر داشته است»، در نتیجه نیازى نبود که همان اشتباهاتى را که دیگران داشتند تکرار کنیم و همچنین آشکار بود که یک ایده کلى وجود داشت که امت اسلامى یک رهبر مى‏خواهد و یک احساس مشترک وجود داشت که به یک رهبر نیاز است و همچنین گونه‏اى ستاد مرکزى براى هدایت، زیرا اگر کسى فکر مى‏کرد که حجاز مى‏تواند مرکزیت رهبرى را داشته باشد اشتباه مى‏کرد، اگر چه اماکن مقدس در آنجاست ولى آنجا تحت کنترل امت نبود. بنابراین مسئله با شخصیت امام حل شد. وى همان رهبرى بود که امت مى‏خواست و او را یافته بود. کارى که مى‏بایست مى‏کردیم معرفى این رهبرى بود و مرکز رهبرى که امت مى‏خواست از آنجا تحت هدایت قرار گیرد و فعالیتش را شروع کند، کانونى که از آنجا فعالیتش را توسعه دهد. و امت این را نیز بدست آورد. بنابراین امت یک رهبر بدست آورد و یک ستاد مرکزى و یک شیوه و روش براى حرکت؛ من احساس مى‏کنم از همین جا مى‏توان جمهورى اسلامى را در سایر مناطق اسلامى جهان توسعه داد. البته منظورم این نیست که اینکار از طریق نوعى جنگ صورت گیرد، مثلًا عراق ضمیمه ایران شود، نه، اینکار باید از طریق برپایى جنبش اسلامى در همه جا صورت گیرد، تمام جهان باید پیام امام را بکار بندد. و این کار را در همه جا تا کسب موفقیت ادامه دهیم، در اینجا، در آنجا و در همه جا. تا هنگامیکه بصورت یک قدرت بزرگ اسلامى درآییم، انشاءالله و بتوانیم تمامى جهان را تحت کنترل درآوریم.
بنابراین فکر مى‏کنم کارى را که باید انجام دهیم این است که به جنبش‏هاى اسلامى که جهت ایجاد تحول در امت فعالیت مى‏کنند، کمک کنیم، بر اساس پیام امام، که به ما جهت دادن و راه و روش اینکار را تعیین فرموده‏اند باید در جهان در تمامى جهت شمال، جنوب، شرق و غرب ایجاد حرکت نمائیم، همانگونه که جنبش اسلامى در افغانستان به جهان کمونیست ضربه وارد آورد، بطوریکه در نهایت موجب‏ نیاز است که پیام امام را بکار بندد و بنظر من اینجا، یعنى ایران بعنوان مرکز رهبرى جهان اسلام مى‏بایست به هدایت جنبش‏هاى اسلامى بپردازد. البته نه با پول، زیرا خود انقلاب اسلامى براى پیروزى از کسى پول دریافت نکرد. اگر چه عربستان سعودى با دلارهاى نفتى خودش براى مبارزه با اسلام استفاده مى‏کند. ایران باید فقط هدایت و راهنمایى کند.
قاسم مکى بغدادى: بسم الله الرحمن الرحیم، اجازه بفرمائید در این باره مطلبى به ذهنم رسید که آنرا بیان مى‏کنم خداوند در قرآن مى‏فرماید: «سزاوار است که از حق پیروى شود» و امام صادق (ع) فرمودند:
«اگر مردم به حقیقت سخنان و پندهاى ما واقف مى‏شدند از ما پیروى مى‏کردند»
در ادیان الهى بویژه دین مبین اسلام فطرت بشر به سوى خیر متمایل و از شر گریزان است. نفس انسانى بر حسب طبیعت ذاتى خود خیر و لاجرم حق را دوست دارد و مى‏خواهد از آن پیروى کند، لیکن آنچه که باعث انحراف فطرت بشرى مى‏شود، تبلیغات منحرف طواغیت زمان است. این تبلیغات منحرف گاه مردم را چنان در چنبره خود اسیر مى‏کنند که دیگر میلى به سوى حق ندارند. به این جمله حضرت امیرالمؤمنین على (ع) دقت کنید که مى‏فرمایند «تبعیت من از حق دوستانى برایم باقى نگذاشته است» چون حق سنگین است و هر کسى نمى‏تواند آن را تحمل کند مگر کسانى که در صراط مستقیم و اهل حق و حقیقت باشند. اما باطن سهل و آسان است و تبلیغات منحرف کننده از همین نقطه ضعف است که استفاده مى‏کنند.
به نظر اینجانب حق با معجزه پیروز نمى‏شود، بلکه با روش‏هاى طبیعى و قابل دسترس مى‏تواند بر اریکه پیروزى بنشیند و مردم را هدایت کند ما باید عوامل و زمینه‏هاى پیروزى حق را آماده کنیم تا قرین موفقیت شویم، چون معجزه یک حالت استثنایى براى پیامبران بر حق بوده که اثرش را هم در زندگى بشر گذاشته است.
ولى امروزه نباید در انتظار معجزه باشیم بلکه باید زمینه مساعد براى رشد و پیروزى حق را فراهم آوریم. عرضه اسلام به مردم، باید با شیوه‏اى پسندیده و توأم با جذابیتى که ذاتى این دین الهى است انجام پذیرد. حق همان اسلام است، همان کلام خداوند است، همانست که حضرت رسول (ص) و ائمه معصومین بیان کرده‏اند. اما برخى چهر اسلام را مخدوش مى‏کنند، خیلى صریح بگویم اسلام را خیلى بد و با بیانى نارسا و دور از جذابیت ارایه مى‏دهند، این کار پسندیده نیست، ما باید چهره اسلام را همانطور که هست منور و نورانى عرضه کنیم تا مردم گرایش هر چه بیشترى به آن نشان دهند، چنانچه حضرت امام خمینى چنین کردند. از سوى دیگر دشمنان حق و اسلام تمام کوششان مصروف دگر گونه جلوه دادن چهره حقیقى اسلام است. اصولًا کار منفى و نابود کننده خیلى آسان‏تر از کار مثبت و سازنده است.
ما به فرموده پیامبر عظیم الشان اسلام باید از اخلاق الهى پیروى کنیم تا مثبت و سازنده باشیم و بتوانیم در مقابل دشمنان اسلام استوار بایستیم.
حضرت رسول (ص) فرموده است: خداوند سربازانش را بین مردم پخش کرده و آن‏ها را مشخص نکرده است ما هم باید بکوشیم که جزو این سربازان گمنام باشیم که در هر عصر و زمانى حضور دارند. یا باید این سربازان را از پست‏هاى مهم دور کنیم و یا مطمئن باشیم که یکى از آنان را در رأس کار قرار داده‏ایم.
در واقع بهتر است افراد مناسب را در پست‏هاى مناسب بگذاریم. باید از این امت مردان شایسته انتخاب شوند تا قادر باشند این مکتب عظیم را روى شانه‏هاى خود حمل کنند. من خیلى از فرزندان این امت بزرگ را دیدم که شهادت برایشان شیرین‏تر از عسل بود و مکتب با خون آن‏ها رشد کرد، پیدا کردن این فرزندان از طریق همین بحث‏ها میسر است، این‏ها همان سربازان گمنام الهى‏اند.
سوال: آقاى دکتر مخلص جده نظر شما در این رابطه چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
در تمام طول تاریخ اسلام، این واقعیت که اسلام منادى حق و حقیقت است، در ذهن مسلمین بویژه متفکرین اسلامى وجود داشته است. برقرارى حکومت الله در زمین یکى از آرزوهاى دیرین مسلمین جهان است.
بعد از رحلت پیامبر (ص) و پس از خلفا و حکومت حقه امیرالمؤمنین على (ع) دولت اموى در جهان اسلام زمام قدرت را به دست گرفت و همه مى‏دانیم حکام آن از صراط مستقیم اسلام منحرف شدند. در همان زمان ائمه معصومین (ع) پیکار براى حکومت حقه الله را در زمین شروع کردند. پیکار امام حسن مجتبى (ع) با معاویه و شهادت سرشار از رشادت امام حسین (ع) و بعد از آن‏ها پیکار همه ائمه (ع) با طواغیت زمان آغاز شد. هدف آنهایى که در زندان‏هاى اصحاب باطل عمرى را سپرى کردند و بعد هم در راه حق و حقیقت شهید شدند، هدف همه آنها برقرارى حکم الله در زمین بوده است. بویژه که اسلام اکمل ادیان و آخرین دین الهى است که براى سعادت بشر به ارمغان آورده شده است.
شخصیت والاى امام خمینى (ره) با توجه به سیر مختصر تاریخى که ارائه شد به خوبى روشن و آشکار مى‏شود، زیرا پس از قرن‏ها او توانست از طریق مبارزات پیگیرش این هدف بزرگ مسلمین را تحقق بخشد. در واقع امام خمینى (ره) علیه رژیم منحط شاه جهاد کرد، رژیم شاه، فاسد و منحرف از اهداف عالیه اسلام بود، رژِیمى بود که بیشتر به استعمار غربى وابسته بود و دشمنى آشکارى با موازین اسلامى داشت امام (ره) مسلمین را آگاه کرد و به حقیقت فطرى وجودشان که کاملًا با موازین غربى منافات داشت باز گرداند. باطل را به آنها شناساند و راه درست زیستن و از قید استعمار رها شدن را به آنها آموخت و این چیزى بود که همیشه رِژیم شاه از آن هراس داشت. امام خمینى (س) ابرمردى است که آرزوى میلیون‏ها مسلمان را برآورده کرد، آرزوئى که حتى از بیان آن بخاطر وجود قدرت‏هاى جابر زمان خوف داشتند. امام توانست در یک مملکت شصت میلیونى مسلمان حکم الله را جارى کند و این کارى عظیم است که از صدر اسلام بزرگان دین به دنبال دست یافتن به آن بوده‏اند.
من حضرت امام را در نجف اشرف ملاقات کردم و مدتى شاگرد ایشان بودم. بگذارید شمه‏اى از زندگى بى‏پیرایه او را براى شما بیان کنم تا عظمت معنوى حضرت ایشان بیشتر آشکار شود.
ایشان اگرچه از بزرگان علماى اسلام بود اما در عین حال زاهد و عابدى بود که خویش را انکار مى‏کند. ایشان هم در تفسیر قرآن و هم در فقه اسلامى و هم در اصول و فلسفه استاد ارشد حوزه علمیه نجف اشرف بود، وجوه شرعیه از سوى مؤمنین ایران و پاکستان و کشورهاى خلیج فارس براى حضرتشان مرتب مى‏رسید و لاجرم مى‏توانست در بهترین کاخ‏هاى عراق اقامت کند، ولیکن در خانه کوچکى که بیش از 50 متر نبود چهاده سال، آن هم به عنوان مستاجر، زندگى کرد.
امام همین شیوه و روش را بعد از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران نیز داشته‏اند، زیرا بعد از اینکه مرد شماره یک ایران و زعیم و رهبر مسلمین شد، قادر بوده است که در بهترین و مجلل‏ترین کاخ‏ها زندگى کند ولى ایشان در جماران در منزل کوچکى زندگى مى‏کرد و در حسینیه جماران نیز سخنرانى مى‏کرد، من این منطقه را از نزدیک دیده‏ام، امام در یک ساختمان قدیمى کوچک اجاره‏اى زندگى مى‏کرد تا دارفانى را وداع گفت. زندگى امام توأم با زهد و تقوا بود، این مسئله عظمت ایشان را بیشتر نشان مى‏دهد، عظمتى که فقط از یک روح بزرگ مى‏توان دید، از یک انسانى که داراى روحى فوق و برتر از دیگران است والا غرق در حب مال و جاه مى‏شوند و زهد و تقوا را فراموش‏مى‏کنند. وقتى نام «خمینى» را مى‏بریم و قدرت‏هاى بزرگى مثل امریکا وحشت مى‏کنند، به خاطر عظمت روحى امام است.
راهى که امام طى کرد، راه پر افتخارى است که همه کشورهاى اسلامى باید طى کنند تا بتوانند حکم الله را در زمین جارى نمایند و حق را بر باطل پیروز کنند. زیرا راه امام باید دنبال شود و بر همه مسلمین و بویژه رهبران جهان اسلام لازم و ضرورى است که از خط امام پیروى کنند. امام در بندگى خدا فانى بود، مطیع امر خداوند و پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) بود. براى مردم مستضعف دلسوز بود. از هیچ کسى جز خدا ترسى نداشت و براى خدا مبارزه مى‏کرد، نه از شاه مى‏ترسید و نه از عمّال ساواک واهمه‏اى داشت. در نجف هم موقعى که فرزند برومندش که مجتهدى عالیقدر و مبارز بود شهید شد اصلًا اشک نریخت و تزلزلى به خود راه نداد. بلکه از این حادثه ناگوار حسن استفاده را کرد و براى ملت و ایران پیامى مبنى بر ادامه مبارزه فرستاد و متذکر شد که از ارتش و ساواک هراسى به دل راه ندهند زیرا سرانجام پیروزى با آن‏هاست و چنین نیز شد. براى تحقیق آرمان انقلاب اسلامى، ایران پیشگام بوده است و شهیدان بسیارى چه در قبل از پیروزى انقلاب و چه در دوران جنگ تحمیلى براى پیروزى حکم الله داده است، کار ملت ایران درسى براى سایر کشورهاى اسلامى مى‏تواند باشد.
سوال: وحدت اسلامى یکى از آرمان‏هاى بزرگ امام خمینى (س) است در این زمینه دو سئوال مطرح است‏
اصول و پایه‏هاى ایجاد وحدت اسلامى در بین مسلمین چیست؟
موانع وحدت مسلمین کدامند؟
زاکزاکى: دین یکى است و صاحب دین هم یکى است. او وحدت را ایجاد کرده تا بنیادى باشد براى این که غیر از خداوند متعال کسى را نپرستیم و براى این کار پیامبرانى را از مردم برانگیخته است و از میان همه پیامبران خاتم الانبیاء را برگزیده است تا همه از او پیروى کنند زیرا قرآن جامع‏تر از تمام کتب آسمانى قبل از آن است، امت باید متوجه این نکته باشد و از رهبرى پیروى کند، این رهبرى زمانى در دست حضرت محمد بن عبدالله (ص) بود و این در دست جانشینان او است، اما همه باید یک رهبر داشته باشیم، نمى‏شود در این زمینه داراى وحدت نباشیم و هر کدام یک رهبر داشته باشیم. مسئله اصلى پیروى از رهبر است و آنچه امام خمینى انجام داد منجر به وحدت امت گردید که باعث سعادت مى‏شود. امام خمینى (ره) رهبرى بود که امت را به سوى خدا دعوت کرد. در واقع او بر جنبه طبیعى و ذاتى خود دین عمل کرد، این شیوه امام باید همچنان چراغ راه باشد.
وحدت مورد نظر با عمل به دین تحقق مى‏یابد. وحدت در ذات دین نهفته است عمده عمل به آن است و نقش رهبرى در عمل به آنچه که اسلام گفته است بعنوان یک کل غیر قابل تفکیک باید براى امت روشن شود که دین یکى است، امت یکى است و رهبرى هم یکى است. بى‏آنکه منظور عدم استقلال کشورهاى اسلامى باشد.
سؤال شد که به چه عواملى مانع وحدت است. بعضى از مردم، در مورد عدم وحدت مسلمین، به تفاوت در مذهب یا تفاوت در فرهنگ و زبان و آداب و رسوم ملل و اقوام اتکا مى‏کنند، اما به نظر من این‏ها اصلًا مهم نیست، عمده این است که هدفى داشته باشیم اگر این هدف وجود داشت آنچه که به عنوان وجوه تفرقه مطرح مى‏شود به خودى خود کنار مى‏رود و هدف، وحدت لازم را ایجاد مى‏کند. تفاوت‏هاى گفته شده خیلى طبیعى است به این اعتبار همه آنان نمى‏توانند مثل هم باشند. در هر کشورى زبانى و آداب و رسومى خاص وجود دارد، اما حقیقت دین هیچ توجهى به این تفاوتها ندارد، و همه را به سوى خداوند و پیروى از حکم الله دعوت مى‏کند.
باید کارى کرد که زمین وحدت ایجاد شود و این فقط در وجود رهبرى است که متجلى مى‏شود همانطور که حضرت امام خمینى چنین کردند و انقلاب اسلامى ایران را به پیروى رساندند.
ما با کشورهاى مختلف و زبان‏هاى مختلف و فرهنگ‏هاى گوناگون به عنوان انسان مسلمان مى‏توانیم متحد شویم. وحدت یعنى گرد هم آمدن و اعتقاد داشتن به یک چیز و عمل کردن به آن. این وحدت است. نه این که برخى فکر مى‏کنند ما به دنبال این موضوع هستیم که هیچ تفاوتى با یکدیگر نداشته باشیم. این به معنى، هم شکل شدن است که البته ما به دنبال آن نیستیم. به طور کلى ما ذاتاً داراى وحدت هستیم عمده عمل کردن به آن چیزى است که به آن معتقد هستیم.
خداوند ما را چنین خلق کرده است بنابراین آنچه گفته شد مانع وحدت نیست، عمده‏ترین مانع وحدت این است که گروهى از امت به بیگانگان به عنوان رهبرى نگاه کنند و از آنها تقلید و تبعیت کنند. بخشى به غرب براى هویت و هدایت مى‏نگرند که نمى‏دانم آن را هدایت بنامیم یا گمراهى. این مسئله زمین مساعدى را براى اختلافات مهم فراهم مى‏آورد و از این طریق بیش از هر چیزى دچار تفرقه مى‏شویم.
سوال: جناب آقاى بغدادى خواهشمند است در همین مورد نظر خود را بیان فرمائید.
بغدادى: پاسخ به این سئوال احتیاج به چند جلسه دارد ولى من بطور مجمل به چند نکته اشاره مى‏کنم.
به نظر من وحدت اسلامى دو وجه دارد، یکى در شکل و اساس و یکى فقط در شکل ظاهرى. امید ما این است که از شکل ظاهرى وحدت اساسى تحقق یابد زیرا به تعبیر قرآن کریم: «مؤمنان برادرند» به نظر من باید دل‏ها به هم نزدیک شوند فقط وحدت زبان‏ها و قلم‏ها کافى نیست. همه ما طالب وحدت هستیم. اما مشکل اصلى وجود تفرقه بین مسلمانان است. این اشاره‏اى بود اما براى به نتیجه رسیدن، طرح سه عامل را باید در نظر داشت:
نوشتن طرح‏
روش حرکت طرح و نقشه و مسیر آن‏
نقشه اجراى عملى آن‏ها
این سه عامل باید با هم تحقق یابد که این نظر در هفتمین کنفرانس وحدت اسلامى نیزطرح شد.
مسئله اساسى و مشکل اصلى اینجاست.
بنظر من باید مکانیزم‏هاى اجرا نیز فراهم شود، در کنفرانس همه به تفاهم اتکا و اکتفا کردیم، همه نظریه داشتیم و مکانیزم‏هاى اجرائى فراهم نبود. چرا مفهوم وحدت را نباید اجرا کنیم، اگر موانعى وجود دارد باید آنها را شناخت و از راه ایجاد وحدت برطرف کرد، بنظر من فرق است بین مطرح کردن مفهوم و نیت داشتن براى اجراى آن.
من با چند تن از شخصیتهاى شرکت کننده در کنفرانس صحبت کردم حتى آنهائى که در کنفرانس سخنرانى داغ داشتند و به آنها گفتم آیا راه‏حل براى اجراى این نظریه‏هاى شما وجود دارد؟ همه طالب وحدت هستیم، ولى در اجرا و انجام آن جدى نیستیم، آنطور که باید. خیلى از افکار و طرحهاى مهم بعلت خوب مطرح نشدن و یا بد عرضه کردن، منتفى مى‏شوند، من به فنى بودن طرح نظر دارم و اینکه مسئله وحدت مسلمین در جهان بصورت فنى، هنرى، فرهنگى مطرح شود، چون اگر شیعى بگوید مذهب من حق است و سنى هم همینطور، به نتیجه واحدى نخواهیم رسید، پس باید دو مذهب را یکى بدانیم و مسایل خلاف قرآن را بزدائیم و این پس از کنفرانس، کار تحقیقى، عملى و فنى و فرهنگى لازم دارد.
سوال: آقاى دکتر مخلص جده سپاسگزار خواهیم شد چنانچه نظر شما را هم بطور اجمال و خلاصه داشته باشیم.
دکتر جده: نقاط توافق بین مسلمین زیاد است اول آن قرآن کریم است که مسلمانان جهان را به وحدت دعوت کرده، حتى سایر ادیان که داراى کتب آسمانى هستند را نیز به وحدت با مسلمانان دعوت کرده است. در قرآن کریم آمده است: «بگو اى اهل کتب آسمانى بیائید به کلمه‏اى که همه ما به آن ایمان داریم این که به غیر از خدا هیچ کسى را نپرستیم و هیچ چیز را به عنوان شریک خدا نپرستیم و همدیگر را به عنوان ارباب نگاه نکنیم» پس مسلمانان بیشتر مورد خطاب این آیه هستند. رکن دیگر، مسئله توحید است که اساس وحدت را تشکیل مى‏دهد و حضرت امام خمینى نیز با توجه به همین اصول و ترویج آن‏ها شیوه‏هاى عملى ایجاد وحدت در بین مسلمین را مطرح فرمودند و با موضع‏گیرى در قبال طراحى‏هاى انجام شده از طرف امریکا و اقمارش سعى در روشن ساختن حقایق انسانى و توجه دادن مسلمین به استقلال و آزاد اندیشى داشته و کوشیدند با طرح عملى انقلاب اسلامى ایران زمینه‏هاى ایجاد حکومت حق در جهان را فراهم سازند. امام خمینى (ره) بت پرستى و وابستگى به طواغیت زمان را مردود شمرده است و همه انسان‏ها حتى غیر مسلمانها را به سوى خداوند یگانه دعوت کرده است که پیام حضرت امام به گورباچف نمونه بارز آن است.
پس نقاط مشترک زیاد است؛ یگانه بودن خداوند، قبله واحد، یک پیامبر، و یک قرآن. آیا این همه مشترکات کافى نیست تا ستون وحدت مسلمانان باشد؟ باید به این ستون‏هاى متسحکم وحدت تمسک جست. البته در میان مسلمانان جاهلانى نیز دیده مى‏شوند. وقتى انسان جاهل شد، دشمن حق مى‏شود. اگر مسلمانان هر چه بیشتر اهل علم و دانش بشوند راه وحدت نیز سهل‏تر و آسان‏تر است. تعصب هم خود از جهل ناشى مى‏شود. عده‏اى مى‏کوشند تا از این جهل استفاده کرده و بین مسلمانان ایجاد تفرقه کنند. سومین مسئله مهم، رژیم‏هاى طاغوتى است که به جوامع اسلامى حکومت مى‏کنند بى آن که اعتقاد به وحدت مسلمین داشته باشند. پس اگر مسلمانان تابع بیگانگان و یا مسلمان نمایان نباشند راه وحدت هموارتر مى‏شود. رژیم‏هاى طاغوتى مثل رژیم عراق باعث تفرقه مسلمانان است و نمى‏گذارد مردم مسلمان ایران و عراق وحدت لازم را بیابند و یا رژیم طاغوتى مصر که همه کار را مى‏کند تا مانع وحدت باشد و همین طور رژیم‏هاى تونس و الجزایر و دیگر رژیم‏هاى کشورهاى اسلامى که مانع ایجاد وحدت مسلمانان مى‏شوند، این رژِیم‏ها نمى‏خواهند که ملتشان با سایر ملل مسلمان رابطه حسنه‏اى داشته باشند. این مسئله بسیار اهمیت دارد.
اولین قدمى که در راه وحدت ملل مسلمان برداشته شد توسط حضرت آیت‏الله خامنه‏اى رهبر معظم انقلاب اسلامى ایران بود که مجمع تقریب بین‏المذاهب را تشکیل دادند، این یک گام بسیار عظیم و مؤثر در راه تحقق وحدت اسلامى بود. امروز هم ایران اسلامى جهت وحدت جهان اسلام حسن نیت کافى دارد و هم نظامى است که داراى امکانات و نیت صادق است، در واقع جهان‏ اسلام چشم به ایران اسلامى دوخته است.
سوال: آقاى شیخ زاکزاکى به نظر شما روش‏هاى معرفى افکار و اندیشه‏هاى امام خمینى به جهان امروز چگونه باید باشد؟
شیخ زاکزاکى: در این مورد رسانه‏هاى گروهى نقش بسیار شگرفى را ایفا مى‏کنند. آن‏ها قادرند یاد و اندیش امام را به هم خانه‏ها ببرند به عنوان مثال چند ماه قبل از سالگرد حضرت امام ایشان را در همه خانه‏ها میشد دید. رادیو و مطبوعات هم طبیعى است که نقش بسیار مهمى در این خصوص دارند. از طریق رسانه‏هاى گروهى مردم به تفکر دربار افکار امام مشغول مى‏شوند، حتى اگر خانواده‏اى غیر مسلمان باشد. من در جایى مطالعه کردم که دبیر کل سازمان ملل هنگام رحلت امام گفته است احساس کردم که مردى مذهبى هستم و از این احساس حال افتخار و سربلندى به من دست داد. از این نکته مى‏توان به نقش بسیار مهم رسانه‏هاى گروهى پى برد. مهم این است که باید رسانه‏هاى خاص خودمان‏ را داشته باشیم و تحت تأثیر رسانه‏هاى گروهى غربى قرار نگیریم.
تلویزیون از هم رسانه‏هاى دیگر مهم‏تر است، زیرا وقتى مردم تصویرى از امام خمینى را در حال سجود مشاهده کردند حالشان منقلب شد و این مسئله اثر شگرفى روى آنان گذاشت.
افکار امام مانند کتاب «حکومت اسلامى» را باید به زبان‏هاى گوناگون ترجمه کرد، البته باید در نظر داشت که ماهواره‏هاى غربى نفوذ بسیارى در مردم جهان دارند. اما ما باید کار خود را انجام دهیم.
من قبلًا در ملاقاتى با معاون وزیر ارشاد به ایشان گفتم: این کویت کوچک یک رادیوى بسیار قوى دارد که مى‏توان صداى آن را در همه جا شنید و هر زمان که رادیو را روشن کنیم مى‏توانیم صداى کویت را بشنویم، ولى نمى‏توان صداى ایران اسلامى را از طریق رادیو دریافت کرد.
کنفرانس‏هائى نظیر همین کنفرانس، اثر بسیارى در مطبوعات جهان داشت و این بسیار خوب است. کنفرانس‏هایى از این قبیل، تنها نباید در تهران تشکیل شود، باید به صورت منطقه‏اى برگزار گردد، مثلًا کنفرانسى درباره افکار امام در منطقه امریکا، در منطقه اروپا، در منطقه افریقا، و جهان عرب و غیره.
علاوه بر رسانه‏هاى گروهى، مؤسساتى براى نشر آثار و افکار امام لازم است و نیز یک دانشگاه بین‏المللى که از سراسر جهان بیایند و در آنجا حقایق اسلامى و افکار امام را تحصیل کنند. ترجمه آثار امام و افکار ایشان نیز خیلى مهم است و لازم است که بنیادى ایجاد شود که به چاپ کتاب‏هاى امام (س) به زبان‏هاى خارجى بپردازد.
سوال: مسئله مورد اشاره از طرف استاد زاک زاکى بحث شیرین و قابل توجهى است، بخصوص بحث رسانه‏ها و ایجاد یک مرکز خبرى که بتوانیم با توجه به آن اخبار مسلمین جهان را بصورت صحیح به افکار عمومى منتقل نمائیم، آقاى مکى قاسم شما دربار ایجاد وحدت در شکل عملى آن و برخوردارى از ابزار و اهرم‏هاى لازم براى متحد ساختن مسلمین چه شیوه‏هایى را مد نظر دارید.
مکى قاسم: دربار این مسئله سخن بسیار مى‏توان گفت، ولى من به طرح چند نکت اساسى اکتفا مى‏کنم.
1. حفاظت از نظام جمهورى اسلامى که مهمتر از هر چیزى براى اثبات حقانیت افکار امام است. چون نقطه شروع براى احیاى اسلام در دنیاى امروز است و باید آن را بسیار تقویت کرد تا طرح و اندیشه‏هاى‏ امام خمینى به دنیا منتقل شود.
2. وحدت اسلامى باید در شکل ظاهرى و نیز اصل باطنى استوار باشد. چون فکر امام یک عمل تطبیقى است، کسانیکه فقط به اسلام نظرى توجه دارند با اندیشه‏هاى عملى امام جمع نمى‏شوند.
3. فکر وحدت اسلامى از ذات مسلمین جهان مى‏جوشد باید زمینه عملى این تفکر، یعنى افکار امام خمینى بخوبى شناسانده شود تا آدم‏هاى با اخلاصى پیدا شوند. به یاد دارم که هنگام عزل بنى‏صدر، امام روى صفحه تلویزیون ظاهر شدند و دست روى زانو کوبیدند و گفتند اخلاص از هر چیزى مهمتر است. این سنت امام باید همیشه مراعات شود. زیرا وحدت در نظر امام در فکر و عمل یکى بوده است.
اسلام هم مى‏گوید نیت از منفعت مقدم‏تر است و نیت آدمى از کارش بهتر است، پس هم این اسباب باید جمع شود تا بتوانیم فکر امام را گسترش دهیم و به هدف برسیم.
4. فکر امام یک فکر فطرى است. یک فکر انسانى ملهم از دین است. او با فطرت آدمیان صحبت مى‏کند و انسان بسوى فطرت خود کشش دارد.
5. بیرون راندن ترس از دل مخالفین یک مسئله خیلى مهم است. در حرکت پیامبر (ص) اسلام، قریش از پیامبر ترس داشتند که اموال آنان را مصادره کند، شغل‏ها و پست‏ها و مقامات را از آن‏ها بگیرد، اما حضرت قول دادند که قصدشان فقط کمک به مردم است و هدف انسانى است. با این روش ترس را از دل آن‏ها بیرون راندند.
6. پس بعد از تلاش استکبار جهانى براى منع گسترش افکار امام، عامل بعدى، همان دورى از فطرت است که مسلمانان را از فکر فطرى امام دور مى‏کند.
بنظر من وحدت مسلمانان و بلکه وحدت اتباع انسانیت راه‏حل اصلى است، وحدت در روش و مسائل و هدف و حرکت. این قاعده شامل مسلمانان فقط نیست، شامل شیعه و سنى فقط نیست، بلکه شامل هم انسانها است.
استکبار از فکر امام ترس دارد، این امر مهم در راه اسلامى ما باید مراعات شود. همانطوریکه مى‏دانید در حرکت پیامبر اسلام (ص) با قریش، راه حل این مسئله را طرح کردم.
7. فکر امام محدود به یک مذهب خاص و یا منطقه خاصى نیست.
8. سیره شخصى امام (س) را براى مردم تشریح کنیم و زندگى او، زهد او، قناعت او و دورى از تجمل و پرهیز از زندگى مرفه او را.
و جهان را آگاه کنیم که در افکار امام، مستضعفین تحت حمایت و پوشش قرار مى‏گیرند، از طریق مثلًا کمیته امام و امثال آن. و اینکه امام همیشه به مسئولین ادارى و نظامى و وزراء توصیه مى‏کردند که از مسئولیت و پست خود سوء استفاده نکنند و از مرفه بودن جدا شوند و همیشه با فقرا و عامه مردم باشند.
دکتر مخلص: نباید در فکر ما این باشد که غربى‏ها را از خود راضى کنیم، چون خداوند متعال در قرآن کریم فرموده: یهود و مسیحیان از شما راضى نمى‏شوند، مگر اینکه به مذهب آنان بگرائید. بلکه غربى‏ها نظرشان به شخصیت پیامبر اسلام نظر خیلى بدى است ولى بهر حال اسلام کم کم در غرب منتشر مى‏شود.
سوال: با توجه به مسائلى که عنوان شد آینده جهان و موضوع دین باورى را چگونه ارزیابى مى‏کنید؟
زاک زاکى: بلى این یک رویا نیست، ما باید به واقعیات فکر بکنیم. واقعیات نشان مى‏دهند که جهان در حال تقسیم شدن به دو جناح است. این دو جهان عبارتند از جهان اسلام و جهان سرمایه‏دارى. با سقوط اتحاد شوروى و نظام کمونیستى، با سقوط کمونیسم، غرب اخیراً اعلام کرده است که در جهان هیچ دشمنى غیر از اسلام ندارد. در همین زمینه امریکا اعلام کرده است که تنها تهدید علیه امریکا از جانب اسلام است.
رئیس جمهور سابق امریکا، جرج بوش، در جایى گفته است که خطر ایران براى امریکا بیشتر از خطر سلاح هسته‏اى است. بنابراین ما مى‏توانیم متوجه شویم که جهان به دو جناح تقسیم شده است و مطمئناً در آینده نزدیک روشن خواهد شد که جهان دو قطب خواهد داشت، در یک سمت اسلام و در سمت دیگر سایرین که شما هر چه مى‏خواهید نامش را بگذارید. ولى ما آنرا جهان کفر مى‏نامیم. و ما مى‏دانیم که در نهایت این دو جهان بالاخره وقتى با یکدیگر بجنگند، نتیجه معلوم است. در تاریخ وقتى دو قوا با یکدیگر جنگیدند و یکى از این دو، قواى الهى بود و دیگر قواى طاغوت، خداوند وعده داده است که قواى الله پیروز خواهد شد. آیات زیادى در این زمینه وجود دارد. مثل «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهّم فى الارض» و یا امثال ذالک، که وقتى این برخورد پیش آمد، قواى الهى پیروز خواهد شد و البته یک باور کلى در میان هم مسلمین اعم از شیعه وسنى وجود دارد که امام مهدى (عج) ظهور خواهد کرد و ما هر روز این دعا را مى‏خوانیم که عج‏الله تعالى فرجه که انشاءالله بزودى صورت پذیرد و از این رو نبرد خود را تا آخر جهان ادامه خواهیم داد، در آینده نزدیک انشاءالله یک نیروى واحد اسلامى در جهان وجود خواهد داشت و من به آن امیدوارم.
مکى قاسم: ى کى از مستشرقین در روزنامه «السفیر» لبنان مى‏گوید:
آمریکا از مدتها قبل سعى مى‏کند، یک مثلث اهدافى محقق کند، یکى حرکت روسیه کمونیستى، دیگر اجراى صلح با اسرائیل و سومى نابود کردن حرکت اسلامى، من روى هدف سوم بیشتر صحبت مى‏کنم. یک خبرنگار زن مصرى هم همین مفهوم را تقریباً گفته بود و گفت آمریکا با اسلام جنگ و دشمنى ندارد، بلکه با جنبش اسلامى جدید دشمنى و مبارزه مى‏کند، این نکته را باید بررسى کنیم و ببینیم آیا نفع آمریکا است که با اسلام بجنگد و با یک میلیارد مسلمان دشمنى داشته باشد، اگر با آنها طرف است پس با مانعى بزرگتر از خودش برخورد کرده است، من اطمینان دارم که آمریکا نمى‏خواهد اسلام را از بین ببرد بلکه مى‏خواهد بماند ولى بطور شکلى، مانند اسلام عربستان، مى‏خواهد اسلام خمینى را از بین ببرد، چون این جنبش اسلامى با هویت استکبار تعارض دارد، پس مشکل امریکا با جنبش اسلامى است، و هدف ما وحدت اسلامى و پایه اصلى وحدت اسلامى همان جنبش و آگاهى اسلامى است، و هدف استکبار نابود کردن جنبش و آگاهى اسلامى و وحدت اسلامى است. و امروز بعد از رفتن شوروى کمونیست و نزدیک شدن آمریکا به حل نهائى مسئله اسرائیل تنها مشکل مانده همان جنبش اسلامى است. آمریکا در تحقق سه هدفش جدى است، ما چه نقشى خواهیم داشت. باید دور یکدیگر جمع شویم و من اطمینان دارم اگر این کار را بکنیم خدا با ماست.
مسئله دوم اینکه آمریکا مى‏خواهد آقاى دنیا باشد در آمریکا و اروپا داد و فریاد مى‏کنند که ما بسوى نیستى مى‏رویم، پس آمریکا نمى‏تواند نیازهاى مردم دنیا را تأمین‏ کند، نیازهاى روحى و معنوى را، چون مردم آن دیار از نیاز مادى شاکى نیستند آنها مشکلشان نیازهاى روحى و معنوى است. یکى از دکترهاى آمریکائى که ایرانى‏الاصل مى‏باشد و در دمشق با هم آشنا شدیم مى‏گوید: من از آمریکا براى دیدن خانواده‏ام آمدم ایران. در ایران اهداف بزرگ رهبران ایرانى را دیدم و به خود برگشتم و گفتم آنها با هم این مشکلات که دارند هنوز به اهداف خیلى دور و بزرگ امید دارند. پس حتماً پشت سر این دولت یک نیروى لایزال است، از این راه به خدا ایمان آوردم، و مطمئن شدم که این دولت از طرف آفریننده عظیمى اداره مى‏شود. پس ما هم باید ایمان داشته باشیم که خدا ما را تنها نمى‏گذارد اگر به امکانات موجود عمل کردیم و اگر براى هر کار نتیجه خاصى بطلبیم، در نتیجه پیروز خواهیم شد بخواست خدا هر چند مشرکان نمى‏خواهند.
دکتر مخلص: درست است که با رفتن شوروى امریکا یک نتیجه خوبى گرفت ولى این نتیجه موقت خواهد بود، چرا؟
اوّل: درست است که آمریکا شاید بتواند در مقابل نیروى مادى ملتهاى مستضعف بایستد ولى جلوى نیروى معنوى این ملتها ناتوان است.
دوم: امکانات مادى آمریکا نیازهاى رژیمهاى وابسته به خودش را تأمین نمى‏کند. این رژیمها از آمریکا پول مى‏خواهند، حسنى مبارک، شاه حسین، اسرائیل، حسن دوم مراکش، صدام، الجزایر، همه از آمریکا پول مى‏خواهند و امریکا مشکل مالى دارد و نمى‏تواند به هم آنها برسد، پس در آینده مشکلى خواهد بود براى آمریکا، آنموقعى که آمریکا پولش قطع مى‏شود همه این عروسکها خواهند افتاد و رژیمها به دست ملتها خواهد افتاد، حتى اسرائیل که امروز وابسته به کمکهاى آمریکا و یهود دنیاست. اگر این کمکها متوقف بشود اسرائیل از بین مى‏رود. همچنین تنها بودن آمریکا در صحنه جهانى، از نظر نظامى آمریکا را خسته مى‏کند، در جنگ اخیر خلیج دیدیم که براى زدن صدام سى کشور را همراه خود آورده است با این که صدام یکى از عوامل خودش بوده، و اگر خداى نخواسته فردا بخواهد با ایران بجنگد و این کار را بکند حتى با کمک روسیه، آلمان و ... این کشورها از مقابله با جنبشهاى اسلامى عاجزند، پس جنگ آمریکا جنگ ضد عقیدتى است. چون بعد از رفتن شوروى فکر و اندیشه اسلامى در جهان گسترش پیدا کرده است، و امریکا فکر و اندیشه ندارد که با عقید اسلامى مقابله کند. و همانطور امریکا از وحدت اروپا ترس دارد، و از وحدت چین و ژاپن ترس دارد و از وحدت منطقه آسیا ترس دارد. وحدت اقتصادى در هر منطقه جهان براى آمریکا ترس‏آور است، پس آینده بنفع اسلام است، همان طوریکه خدا وعده داد که صالحان همانا وارثان زمین هستند.
خداوند متعال در زمان موسى (ع) منت کرد بر مستضعفان، و حالا هم مى‏خواهد که منت کند بر مستضعفان و آنان را پیشوایان زمین قرار دهد و به این جمهورى اسلامى منت کرد که پیروزى به آن عطا فرموده.
از جنبه مادّى آیا آن آدمى که در آمریکا زندگى مى‏کند مرفه نیست؟، اگر هست پس چرا قیام لوس آنجلس بوجود آمد و آمریکاى دموکراسى آنرا سرکوب کرد؟ انسانها راحت نمى‏شوند مگر این که زیر سایه و عقیده اسلام زندگى کنند، چون انسانیت از کمونیست و سرمایه‏دارى رنج برده است.
زاک زاکى: در واقع غرب فکر مى‏کرد که اسلام را شکست داده است. فکر مى‏کرد که مرده است و یا اینکه آنرا کشته است. غرب فکر مى‏کرد که امت اسلامى مرده است ولى نمرده بود بلکه بخواب رفته بود وقتى بیدار شد آنها ترسیدند. این همان چیزى است که اتفاق افتاده، مى‏دانید امام فقید این تمثیل را بکار برده است. یک روز ایشان دیدند که همه کارى را دیگران براى مبارزه با اسلام انجام مى‏دهند. جنگ روانى، جنگ تکنولوژیکى، ولى شخصیت اسلام در حال تجلى است. بهمین دلیل آنها هراسان هستند و مى‏ترسند و حتى پس از اینکه دیدند امام فوت کرده است، هر کارى که مى‏توانستند کردند تا امام را از خاطره مردم بزدایند زیرا دریافتند که امام هنوز در قلب مردم زنده است و دریافته‏اند که شخصیت وى همچنان زنده است و همچنان در حال جنگیدن علیه آنهاست. آنها هر کارى مى‏کنند تا اندیشه و تفکر امام بدست فراموشى سپرده شود و یا اینکه آنرا در چارچوب جغرافیایى ایران محصور کنند.
منبع: مجله حضور، شماره 8‏
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.