art

اگر یدالله صمدی و فیلم اش «پدر آن دیگری» نبود، آن وقت میانگین سنی کارگردان های فیلم های جدید اکران به زیر ۴۰ سال می رسید. در فصل جدید اکران هم فیلم اجتماعی هست، هم فیلم خانوادگی و کودکانه، هم فیلم دفاع مقدسی و هم فیلم عاشقانه. خبری از کمدی نیست و کارگردان ها همان طور که ابتدا گفتیم، میانگین سنی پایینی دارند. فیلم های «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت»، «ماهی سیاه کوچولو» و «عاشق ها ایستاده می میرند» اولین تجربه کارگردان هایشان محسوب می شوند. به گزارش جی پلاس، «شیفت شب» و «ارغوان» هم دیگر فیلم های اکران جدید هستند، البته بعید است سینماها پس از ایام عزاداری گیشه پرفروشی را تجربه کنند، اما حداقل می توان به تنوع فیلم های اکران شده امید بست، شاید هر مخاطبی بتواند سه خودش را از اکران جدید داشته باشد. نکته جالب اکران جدید ،تداوم حضور مهتاب کرامتی در پرده سینماست، حضور او از ماه رمضان با اکران عصر یخبندان شروع شد، با نمایش مزارشریف ادامه پیدا کرد و حالا هم با فیلم های جامه دران و ارغوان تداوم خواهم داشت. چهره دیگر اکران جدید هم نیکی کریمی است که هم به عنوان کارگردان و هم به عنوان بازیگر، فیلم هایی روی پرده خواهد داشت. پدر آن دیگری؛ یدالله صمدی

همچنان با حضور مهتاب کرامتی
داستان از چه قرار است: پسربچه بسیار شیطان و پرجنب و جوشی ظاهرا تا شش سالگی قدرت تکلم ندارد. پدرش مدام به او سرکوفت می زند و مادرش سعی در حمایت از او دارد، اما داستان چیزی دیگری است. جلودوربینی ها: حسین یاری، هنگامه قاضیانی، بنفشه صمدی، مریم سعادت، اکبر عبدی، جمشید مشایخی، ثریا قاسمی، شمسی فضل اللهی، محمد ابهری، مهدیار عزیزی. جایزه ای، چیزی؟ در جشنواره فجر در بخش «خارج از مسابقه» بود و جای دیگری هم نبود. برگ برنده: مهدیار عزیزی؛ سال گذشته دو فیلم در جشنواره فجر اکران شد که بازیگران خردسالشان فوق العاده بودند، یکی ماهان نصیری در «یحیی سکوت نکرد» و دیگری همین مهدیار عزیزی. با توجه به اینکه فیلم در ژانر کودک قرار می گیرد، کارگردان نیازمند بازیگری است که از همان ابتدا مخاطب با او همذات پنداری کند و چهره و جذابیت کودکانه مهدیار، خود جنس است. او به لحاظ احساسی پلان های سختی دارد که مثل یک بازیگر حرفه ای از عهده آنها برآمده است. آنهایی خوششان می آید که: دنبال یک فیلم خانوادگی مطرح باشند. فیلم کاملا به درد خانواده ها می خورد، کاملا قابلیت سرگرم کردن دارد و به لحاظ ارائه تصویری درست از رفتارهای غلط پدر و مادر با فرزندان و ارتباط درون خانواده ای موفق عمل کرده است. مهم ترین ویژگی فیلم قصه گو بودن آن است؛ ویژگی مهمی که عموم فیلم های اقتباسی با توجه به منبع ادبی شان از آن برخوردارند. آنهایی ضد حال می خورند که: حوصله زیادی نداشته باشند، خصوصا برای دیدن یک فیلم خانوادگی. کلا زمان فیلم کمی زیاد است، هرچند صمدی گفته برای اکران ۱۲ دقیقه از فیلم را کم کرده، ولی باز هم زمان فیلم زیاد است، البته به دلیل اینکه اثر اقتباسی است احتمالا نویسندگان فیلمنامه تلاش کرده اند کاملا به اثر وفادار بمانند و این کمی کار دستشان داده است. برخی داستان های فرعی فیلم هم واقعا به درد فیلمی مخصوص کودک و نوجوان نمی خورد. حاشیه ای داشته؟ یدالله صمدی که شش سال پس از ساخت «کلانتری غیرانتفاعی» این فیلم را ساخت، نتوانست به بخش مسابقه سینمای ایران سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر راه پیدا کند. آن هم به دلیل اینکه مدیران جشنواره ظاهرا می خواستند فضا را برای جوان ترها باز کنند، این مساله با اعتراض شدید صمدی مواجه شد، اما در نهایت، تنها نتیجه این اعتراض، حضور فیلم در بخش خارج از مسابقه جشنواره بود. آیا می فروشد؟ بعید نیست با حال و هوایی که فیلم دارد و اینکه همه اعضای خانواده به راحتی می توانند به تماشایش بنشینند از فروش خوبی برخوردار شود، هر چند سال هاست عادت کرده ایم در سینمای کودک و نوجوان فقط عروسک های اسفنجی بفروشند. ارغوان؛ امید بنکدار، کیوان علی محمدی
همچنان با حضور مهتاب کرامتی
داستان از چه قرار است؟ یک زن و یک مرد برای شنیدن آخرین قطعه ساخته شده یک موزیسین مشهور جهانی در شب مرگ او، رو در روی یکدیگر قرار می گیرند؛ این رویارویی مسیر زندگی هر دو آنها را تغییر می دهد. جلودوربینی ها: مهتاب کرامتی، مهدی احمدی، شقایق فراهانی، آزاده صمدی، الهام کردا، یاسمین پازوکی، نسیم ادبی، رابعه مدنی، مریم بوبانی، مرتضی اسماعیل کاشی، نیکی نصیریان. جایزه ای، چیزی؟ با اینکه فیلم در جشنواره سی و سوم فجر در بخش مسابقه سینمای ایران حضور داشت، اما نه خبری از سیمرغ بود و نه حتی نامزدی اش. برگ برنده: دوقلوهای خوش قریحه و غیرهم فامیل سینمای ایران بعد از دو تجربه «شبانه» و «شبانه روز» بالاخره حاضر شدند کمی از فرم گرایی مطلق خارج شوند و به داستان گفتن در فیلمی که می سازند، بیشتر توجه کنند. شاید مهم ترین بزرگ برنده فیلم جدیدشان همین باشد که قصه اش با اینکه در سه مقطع تاریخی مختلف می گذرد، اما قابل تعریف کردن است. آنهایی خوششان می آید که: در سینما بیشتر از آنکه داستان جذبشان کند، فرم و قاب می تواند علاقه شان را جلب کند. ارغوان داستانی عاشقانه را روایت می کند و همین کافی است که انتظار قاب هایی را با این حال و هوا داشته باشید که علی محمدی و بنکدار در این زمینه کم نگذاشته اند. آنهایی ضد حال می خورند که: با فرم گرایی بیش از اندازه در سینما مشکل داشته باشند. ارغوان از آن دسته فیلم هایی است که دلیل محبوبیتش می تواند دقیقا همان دلیل غیرمقبول واقع شدنش باشد. اگر از آن دسته سینماروهایی هستید که مدام پیش خودشان می گویند: «یعنی چی می شه؟!» این فیلم به دردتان نمی خورد. حاشیه ای داشته؟ چرا نمی شود، کلا این دو کارگردان اهل حاشیه و جنجال نیستند، حتی وقتی تهیه کننده فیلم اولشان حسابی نقره داغشان کرد و فیلم دومشان هم در بدترین شکل ممکن اکران شد. آیا می فروشد؟ خیلی بعید است فروش بالایی داشته باشد، مگر آنها که فیلمی عاشقانه و ایضا خیلی خاص دوست دارند یکهو جمعیت شان چند ده هزار نفری شود. شیفت شب؛ نیکی کریمی
همچنان با حضور مهتاب کرامتی
داستان از چه قرار است؟ شوهر ناهید در بلبشوی گرفتاری های متعددی که دارند، ناگهان شب ها غیبش می زند، ناهید در اوج گرفتاری هایش به دنبال این می افتد که ببیند شوهرش سرش کجا بند است. جلو دوربینی ها: محمدرضا فروتن، لیلا زارع، سحر قریشی، امیرحسین آرمان، ترلان پروانه، امیر آقایی، گوهر خیراندیش، حسین پاکدل. جایزه ای، چیزی؟ لیلا زارع دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در این فیلم به دست آورد. برگ برنده: نیکی کریمی برخلاف دو فیلم قبلی اش «سوت پایان» و «چند روز قبل» از سندرم کارگردان/ بازیگر فاصله گرفته. او تنها به بازی کوتاهی در فیلم جدیدش بسنده کرده و تمرکز اصلی خود را بر کارگردانی فیلم گذاشته که اتفاق بسیار خوبی است؛ چرا که دو تجربه قبلی ثابت کرده نتیجه حضور کریمی به شکل توامان جلو و پشت دوربین چندان خوشایند نیست. آنهایی خوششان می آید که: به چالش های بین زن و شوهرهای طبقه متوسط امروز جامعه تهران علاقه مند باشند؛ آنها که تنها یک بحران نیاز دارند تا در آستانه فروپاشی قرار بگیرند. آنهایی ضدحال می خورند که: پایان بندی خوب ملاک اصلی شان برای موفق یا ناموفق بودن فیلم باشد. شیفت شب داستان خود را خوب شروع می کند، در ایجاد یک بحران با دلیلی که قرار نیست فعلا بدانیم، موفق است. اما پایان بندی اش، خیلی سلیقه ای است، خیلی ها ممکن است پایان بندی فیلم را قابل قبول بدانند، اما خیلی ها هم... حاشیه ای داشته؟ نیکی کریمی و حاشیه آن هم برای فیلمی که می سازد؟ شرمنده، دست هایمان خالی است. آیا می فروشد؟ در کارنامه کاری کریمی فیلم پرفروش دیده نمی شود، اما احتمالا این یکی به دلیل داستانی تر بودنش نسبت به فیلم های قبلی ای که ساخته، بیشتر از همه می فروشد. چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت؛ وحید جلیلوند
همچنان با حضور مهتاب کرامتی
داستان از چه قرار است؟ یک روز صبح اهالی شهر وقتی از خواب بیدار می شوند و صفحه نیازمندی های یکی از روزنامه های کثیرالانتشار را می بینند، ناگهان با آگهی عجیب و غیرمتعارفی برای آدم های نیازمند به مبلغ نسبتا بالایی پول نقد رو به رو می شوند که خیلی ها را به آدرس مندرج در آگهی می کشاند، حجم مراجعه کنندگان به اندازه ای است که پلیس وارد ماجرا شده و داستان آغاز می شد. جلودوربینی ها: نیکی کریمی، امیر آقایی، شاهرخ فروتنیان، برزو ارجمند، وحید جلیلوند، آفرین عبیسی، سعید داخ و سحر احمدپور. جایزه ای، چیزی گرفته یا نه؟ دو سیمرغ بلورین بهترین فیلم و کارگردانی از بخش نگاه نو سی و سومین دوره جشنواره فجر، دریافت جایزه منتقدان بین المللی «فیپرشی» در هفتاد دو دومین دوره جشنواره ونیز٫ برگ برنده: جدا از سوژه خاص و تازه اش یکی از مهم ترین غافلگیری های فیلم، بازی بازیگران مکمل آن است؛ چه برزو ارجمند که یکی از بهترین بازی های دوران بازیگری اش را در نقش نسبتا کوتاهی که در فیلم داشته، ارائه داده و چه بازیگر دختر ناشناس فیلم به نام سحر احمدپور که بازی روان و پرکشش او را می توان غافلگیرکننده ترین اتفاق فیلم دانست. به همین دلیل است که اپیزود دوم فیلم که مربوط به بازی های ارجمند و احمدپور است یک سر و گردن از باقی فیلم بالاتر است. آنهایی خوششان می آید که: کلا به موضوعات اجتماعی علاقه مند باشند. فیلم در دورانی ساخته شده که سینمای اجتماعی ایران به دلیل نگاه های سیاسی وارد شده به بدنه فرهنگی، خیلی آسیب پذیر شده و جلیلوند در اولین تجربه سینمایی اش فیلم ساخته که در بخش های مهمی از آن خیلی ظریف با ردشدن از برخی برچسب ها از جمله سیاه نمایی به اوضاع نامساعد اقتصادی مردم رد سال های اخیر که نتیجه اش ایجاد فشارهای روحی و روانی متعدد شده، اشارات ریزی می کند. آنهایی ضد حال می خورند که: خیلی فراتر از یک کارگردان اولی از فیلم انتظار داشته باشند. اولین تجربه کارگردانی جلیلوند در بخض قصه پردازی سه بخش کاملا متفاوت از لحاظ قدرت داستان گویی دارد و این یکدست نبودن هر کدام از بخش ها مهم ترین ضعفی است که دارد. حاشیه ای داشته: فیلم ابتدا «چهارشنبه ۱۹ آبان» نام داشت که به نظر فصل بهار برای تولیدکنندگان محبوب تر بوده، جلیلوند ماه رمضان سال ۸۸ اولین بار خیلی جدی با ایفای نقش «غیاث الدین» در سریال «نردبام آسمان» بازیگری را تجربه کرد و کارگردان آن سریال کسی نبود جز محمدحسین لطیفی که حالا پس از پنج سال تهیه کننده اولین فیلم او شده است. آیا می فروشد: در حالت عادی بعید است فروشی بالاتر از حد معمول داشته باشد، البته فیلم به واسطه ساختار و موضوعش اگر مورد توجه اولین سری از مخاطبانش قرار بگیرد می تواند به واسطه تبلیغات دهان به دهان به فروش بالا امید داشته باشد. فیلم اولی های اکران جدید در کمال ناامیدی در کنار فیلم هایی که در فصل جدید اکران روی پرده می روند، سه فیلم کاراولی هم به چشم می خورد، البته فیلم جلیلوند هم کاراولی است، اما از آنجا که فیلم مهمی بود جوایزی را در جشنواره به خودش اختصاص داد، در بخش فیلم های اصلی آن را معرفی کردیم و دیگر فیلم اولی ها را در اینجا معرفی می کنیم. ماهی سیاه کوچولو
همچنان با حضور مهتاب کرامتی
یک چریک زبر و زرنگ زن با بازی مریلا زارعی در کنار مصطفی زمانی جمشید گرگین و همایون ارشادی، در داستانی مبتنی بر یک واقعه پرتنش و دراماتیک انقلابی که جزء مهم ترین و تلخ ترین آثار زمان انقلاب و جنگ محسوب می شود، مبارزه ای مسلحانه بین کمونیست ها و انقلابیون در آمل، لوکیشنی در جنگل های سبز شمال، تهیه کننده خوش نامی به نام محمدرضا شفیعی که کلی سریال درست و درمان و فیلم های «زندگی آقا و خانم میم» و «سر به مهر» را تهیه کرده است، فیلمنامه نویسی به نام علی طالب آبادی که ید طولایی در نگارش تله فیلم دارد و دو اثر قابل قبول «زندگی آقا و خانم میم» و «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» را نوشته و یک کارگردان اولی جویای نام به نام مجید اسماعیلی در اولین تجربه کارگردانی اش. همه انتظار یک فیلم قابل قبول را داشتند، اما حاصل کار اصلا درخشان نبود، البته شاید نظر مخاطبانی که به زودی به تماشای فیلم می نشینند، چیز دیگری باشد. عاشق ها ایستاده می میرند
همچنان با حضور مهتاب کرامتی
«لانه های سوخته» اولین فیلم شهرام مسلخی بود که در ایران اکران نشد. وقتی او برای اکران عمومی این فیلم به کردستان عراق می رود، پلیس عراقی که مدارک او را هنگام عبور از مرز، چک می کرده از او می پرسد در ایران کسی را به فلان اسم می شناسد؟ وقتی مسلخی بیشتر با او صحبت می کند، افسر عراقی برایش تعریف می کند که در زمان جنگ ایران و عراق در یک عملیات همه کشته می شوند و فقط او و یک سرباز ایرانی زنده می مانند، آن ها بعد از یک درگیری وقتی که سرباز ایرانی پایش روی مین می رود و سرباز عراقی مین را خنثی می کند، با هم دوست می شوند. همان موقع مسلخی فکر می کند که این می تواند سوژه یک فیلم سینمایی باشد و نتیجه اش می شود اولین فیلم سینمایی رسمی او به نام «عاشق ها ایستاده می میرند» به تهیه کنندگی یوسف صمدزاده و بازی سروش صحت، لعیا زنگنه، پوریا پورسرخ، شوان عطوف که البته چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. تا اکران و قضاوت مخاطب چه باشد. جامه دران
همچنان با حضور مهتاب کرامتی
جامه دران تولید پردردسری داشت؛ یکبار با حضور جمع دیگری از بازیگران وارد پیش تولید شد، اما در آستان تولید، جمال ساداتیان از تهیه اش منصرف شد. بعد از یکی دو سال تغییر، دوباره روند تولید پروژه از سر گرفته شد و این بار هم تعدادی بازیگر صاحب نام از جمله مهتاب کرامتی، باران کوثری، پگاه آهنگرانی و مصطفی زمانی دعوت به کار شدند تا حمیدرضا قطبی اول تجربه کارگردانی خود را به حضور آنها جلو دوربین ببرد. جامه دران پس از تولید در دو فصل متفاوت جشنواره سال گذشته در جشنواره اکران شد. این فیلم سه اپیزودی هر چند در چند رشته در بخش مسابقه فیلم های اول کاندیدا شد، اما نتوانست آن طور که باید مخاطبان را راضی کند. این فیلم که با اقتباس از رمانی نوشته ناهید طباطبایی ساخته شده، شامل سه اپیزود است که در این اپیزودها ماجرای زنی به نام شیرین در مقاطع زمانی مختلف، روایت می شود. منبع: هفته نامه همشهری جوان
کدخبر: 536505
ارسال نظر

موضوعات داغ