پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: مردم وقتی شادی را در بطن جامعه نیابند، آن را خارج از چارچوب های جامعه جست و جو می کنند و همین موضوع شروع بسیاری از مشکلات کشور است. شادی زمینه می خواهد و نمی توان آن را در خلوت افراد جست و جو کرد؛ به همین خاطر است که شادی های لحظه ای که به ویژه قشر مرفه به دنبال آن می روند تصنعی و ناپایدار است. شادی خاص و محدود به هیچ گروهی نیست و وقتی که جامعه شاد است طبقه معنا ندارد و همه شاد هستند، البته طبقات بالا و مرفه به دلیل اینکه دغدغه اقتصادی و مسائل روزمره ندارند، شادی بیشتری دارند و بیشتر از سایرین شاد هستند.

پدیده شادی زمانی در جامعه به وجود می آید که فضای اجتماعی برای شاد بودن مردم و در واقع شاد بودن همه جامعه فراهم باشد، به این معنا که یک جامعه باید از درون شادی پذیر و شادی طلب باشد. اگر جامعه ای شادی خواه باشد، در همه حال حتی در شریط فقر، جنگ و هر مشکل دیگری از هم نمی پاشد و با داشتن روحیه جمعی بالا، به حیات خود ادامه می دهد. وقتی که جامعه ای شاد است حتی متکدی آن جامه نیز شاد است. هر چند مسائله مالی می توانند عاملی برای شاد بودن باشد، اما فقر مانعی برای شاد بودن نمی شود؛ مصداق این ادعا را در جامعه هند به خوبی می توان دید، چرا که هند کشوری است با فقر بالا و شادی زیاد.

میزان فقر در جامعه هند را نمی توان تصور کرد که چند میلیون آدم در کنار خیابان زندگی و زاد و ولد کنند، همه دارایی شان یک لنگ از دنیا است، ولی با همه این توصیفات مردمی شاد هستند. بنابراین یک جامعه برای شاد بودن و یا نبودن به دلایل و عوامل بیشتر و فراتری از فقیر و یا غنی بودن نیاز دارد. مردم هند شاد هستند چون زمینه شادی آنها فراهم است، آزادی بیان، اندیشه و فکر وجود دارد و فیلم های خوش عاقبت می سازند، در هند موسیقی جریان دارد و رنگ های بسیار شادی دراین کشور استفاده می شود.

اما وقتی فرد غنی و به اصطلاح پولدار در یک کشور مشکلات جامعه را می بینید به لحاظ روانی و ذاتی نمی تواند شاد باشد. دیدن یک فقیر در کنار خیابان حتی برای یک فردی که سوار بر پورشه هم باشد دردناک خواهد بود. بعد از اینکه زمینه شادی در جامعه فراهم شد می توان گفت مردم جامعه از درون شاد هستند، اما نمی توان این موضع را نیز رد کرد که فاصله طبقاتی که در جامعه وجود دارد، زمینه غمگین بودن و عدم شادی را در مردم بیشتر می کند؛ اما اگر شادی در بطن یک جامعه باشد چنین مواردی کمتر آسیب زا خواهند بود.

شاید مواردی مثل تضاد طبقاتی به جامعه ضربه بزند، اما نمی تواند عاملی برای غمگین ماندن و غمگین بودن مردم باشد. مردم وقتی شادی را در بطن جامع نیابند آن را خارج از چارچوب های جامعه جست و جو می کنند و همین موضوع شروع بسیاری از مشکلات کشور است. شادی زمینه می خواهد و نمی توان آن را در خلوت افراد جست و جو کرد.

نتیجه همین تصنعی بودن شادی است که سال گذشته 18 میلیارد دلار ارز از کشور به دست 8 میلیون توریست ایرانی به کشورهای دیگر به ویژه ترکیه، ارمنستان، تایلند و ... رفته است. جامعه باید شادی خواه و شادی طلب باشد هر چند طبقه بالا در جامعه می تواند شاد باشد، اما می دانیم چون این شادی از عمق جامعه برنخواسته حتی در همان قشر مرفه نیز دوام نخواهد داشت و به نحوی تصنعی است. امروزه درباره تاثیر موسیقی بر شادی و بالارفتن امید افراد صحبت های زیادی می شود؛ حتی در تحقیقات اثبات شده است بیماران سرطانی با نواختن و گوش دادن به موسیقی و سمفونی های مختلف علاوه بر افزایش تحمل بهتر درد، امکان بهبود نیز در آنها افزایش می یابد.

در جامعه ای که شادی را عاملی وابسته به طبقات اقتصادی افرد دانست نمی توان به شادی رسید. هر چند پول و ثروت در شاد بودن و یا نبودن تاثیر دارد، اما عامل مهمی نیست. شادی یک پدیده تام اجتماعی است و با درگیر کردن همه جامعه به وجود می آید از برنامه های مدیریت شده رسانه ها گرفته تا وجود اشتغال و خیلی عوامل دیگر باید به وجود بیایند و تا جامعه ای شاد تشکیل شود و بنده با اطمینان می گویم که برنامه ای که در آن شادی نیست هیچ چیز ندارد. شادی نیاز به عوامل متعدد دارد و تزریقی نیست.

اگرچه طبقات اقتصادی مختلف می توانند در جامعه به لحاظ داشتن شادی متفاوت باشند، اما هدف جامعه باید فراهم کردن شادی نسل جوان و قشر محروم جامعه باشد تا بتواند جامعه ای شاد پدید بیاورد، دولتمردان و همه مسئولان کشور باید بدانند هر تومانی که در راه شادی جامعه خرج شود هزاران تومان از جنبه های مختلف اقتصادی، سیاسی، روحی، روانی و جنبه های دیگر را برای کشور دستاورد در بر خواهد داشت.

.............................................................

* امان الله قرایی مقدم
*جامعه شناس و استاد دانشگاه

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.