« رسانه های نوین و غیر رسمی، استفاده از دروغ ها و جعل ها را مجاز می دانند. مثل اتفاقی که هر روز شاهد آن هستیم که در اینترنت و یوتیوب برای خدشه دار کردن حیثیت افراد می افتد. استفاده از این ابزارهای نوین برای اهداف ضد اخلاقی، ناشی از تنگ بودن فضای های رسمی و شکل نگرفتن فضایی است که در آن تبادل نظرات مثبت و منفی به شکل منطقی وجود داشته باشد و در بسیاری از مواقع شیوع غیر اخلاقیاتی است که رسانه های رسمی و ملی باعث آن شده و در بسیاری از مواقع مشوق اعمال غیر اخلاقی در جامعه دینی به گونه ای وسیع می شوند. »
به گزارش جماران، مهری بهار، عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران این گونه اخلاق را در رسانه های نوین می بیند. او معتقد است که رسانه اخلاقی و دینی ویژگی هایی دارد که در متن کامل گفت و گوی مکتوب شفقنا رسانه با این استاد واحد درسی «دین و رسانه» می‌توانید، بخوانید.

اخلاق در رسانه چگونه تجلی پیدا می کند؟

بحث و گفت و گو در مورد اخلاق نه آن قدر تازه و جدید است که در مورد آن چیزی ندانیم و نه آن قدر کهنه است که همه بدانیم. اخلاق با زندگی ما همراه است و بشر برای دست یابی به آن تلاش می کند. هم هست و هم نیست. اخلاق با ما و جامعه هست چون همه در پی اخلاق هستیم و بشر پدیده ای اهل اخلاق و فرهنگ است. از سوی دیگر، دچار مشکل اخلاق شده ایم چون امیال دیگری داریم و عوامل دیگری در بی اخلاق کردن ما نقش دارند. بدین لحاظ است که هم اخلاق موضوع مهمی است و هم بحث اخلاق در رسانه دارای اهمیت است.

در رسانه در جهان غربی بحث از وضعیت اخلاق و رفتار اخلاقی می شود. این بحث در ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است و به یکی از کانونی ترین بحث ها تبدیل شده است. چون در حوزه رابطه رسانه و مخاطب، سخن از نقش رسانه در اخلاقی شدن جامعه می شود. بدین معنی که بحث از وجود اخلاق در رسانه و نحوه تعامل و تاثیرگذاری آن بر اخلاقی کردن مخاطبان یک موضوع محوری است. این بحث به میزانی که نوع رابطه رسانه و مخاطب دچار تغییر می شود، از افت و خیز برخوردار شده است. هر چه که بر دامنه حضور رسانه و میزان مصرف آن افزوده می شود، این بحث مهم تر و مورد توجه تر شده است. افزون بر تعیین میزان و نحوه ارتباط رسانه با اندیشه و فکر دینی، آنچه در سالهای اخیر فقدان آن به نوعی همه را از جمله عالمان علوم اجتماعی و محققان رسانه را رنج داده است، بی اخلاقی است. به طور خاص این مساله با مسایل ایران مرتبط است. چون ایرانیان خود را سرمشق اخلاق ، دوستی و احترام به کرامت انسانی به هر شکل آن چه به گونه مهمان نوازی، چه کمک و دستگیری از ما پایین تران و چه کمکهای فکری که بی محابا در اختیار دیگرانی که به توصیه های ما گوش جان می سپارند دانسته اند. با این تاکید بر فرهنگ و اخلاق است که بحث از بد اخلاقی رسانه ای و بد اخلاقی در جامعه مهم شده است که در حال حاضر جامعه ایرانی را از هر قشر آن دچار ساخته است. می دانیم که این موضوع را باید مورد بحث و مداقه قرار داد اما اتفاقی که در حال حاضر در جامعه ایرانی شاهد هستیم، اشاعه بی اخلاقی و ربط آن در نهایت با بی فرهنگی در جامعه است. گفته می شود فرهنگ مدرن عامل ظهور بی اخلاقی در جامعه شده است. عده ای هم به این مطلب اعتقادی ندارند و مدعی اند بی اخلاقی امری فراگیر است و از قدیم هم بوده است و رسانه آن را آشکار کرده است. بی اخلاقی از نظر خیلی ها در جامعه ای چون جامعه ایرانی پنهان بوده است و رسانه آن را آشکار کرده است. در نتیجه ما مفاهیم متعددی را در این بحث داریم که باید به آنها توجه کنیم. نخست، بی اخلاقی و بد اخلاقی، دوم، اخلاق در رسانه و سوم، اخلاق رسانه ای و در نهایت رسانه اخلاقی است.

ماهیت اخلاق رسانه و ویژگی های آن کدام است؟

همان طور که اشاره شد اخلاق یکی از عناصر اصلی فرهنگ و جامعه بشری است. اخلاقی بودن آرزوی مردم و جوامع است. به همین دلیل، تلاش اصلی بسیاری که اهل فرهنگ هستند تاکید بر معیارهای اخلاقی در سطح نظر و عمل است. مثلاً تاکید در مورد نیکوکاری و خدمت به دیگران یا تاکید بر ادب و پاکیزکی زبانی و گفتاری به همین معنی است. همه سعی دارند تا در ارتباط با دیگران از تعبیرها و کلمه های زیبنده استفاده کنند. اگر فردی از کلمه ها و تعبیرهایی که در فرهنگ مورد توجه نیست استفاده کند به عنوان فرد غیر اخلاقی شناخته می شود. این حساسیت ها در رسانه هم وارد شده است و بحث و موضوعی چون اخلاق رسانه ای را طرح کرده است. پس ما در مقابل این پرسش قرار داریم که اخلاق رسانه ای چیست؟ ویژگی های اخلاق رسانه ای کدامند؟ چه فرقی بین اخلاق رسانه ای و اخلاق به معنی معمول و اجتماعی اش وجود دارد؟

نخستین مساله این است که اخلاق رسانه ای، اخلاقی است که در رسانه در مقایسه با اخلاق در زندگی اهمیت می یابد. دوم، اینکه به رسانه، شرایط رسانه ای و اقتضائات درون رسانه ربط پیدا می کند. اینکه کدام قوانین بر رسانه جمعی حاکمند اهمیت پیدا می کند. سوم، اخلاق رسانه ای در عین حال اخلاق عملی نیزمی تواند باشد. چهارم، این اخلاق فضای پیوند زدن بین افراد در فضای رسانه ای است. یعنی، ساحت رسانه ای دارد. پنجم، در بسیاری از موقعیت ها از طرف مخاطب تعریف و توضیح داده می شود. با خوانشی که مخاطب در مورد برنامه ها دارد، امری اخلاقی و دیگری غیر اخلاقی می شود. بدین لحاظ است که اخلاق رسانه ای درست است که در مرحله اول در درون رسانه است ولی در ادامه مسیر به نوع رابطه و خوانش مخاطب از پیامها برمی گردد. ششم، اخلاق رسانه ای یک موقعیت واحد ندارد. با توجه به نوع رسانه است که اخلاق رسانه ای متفاوت داریم. تنوع این نوع اخلاق معمولاً در ارتباطات مجازی و غیر مجازی از جمله روزنامه نگاری، اینترنت، در رسانه های سمعی و بصری، فیلم و نمایش و هر آنچه در ارتباط با دیگری است ظهور پیدا می کند. هفتم، در اخلاق رسانه ای، مجموعه ای از قواعد ثابت و بعضی از آنها اجباری است. تکلیف آن در نزد مخاطب نیز معلوم است و دیگران موظف به رعایت آن می شوند. یعنی، افراد نمی توانند با داشتن این قوانین، معیارهای اخلاقی و اصولی آن را شرعی و عرفی زیر پا بگذارند. به روایتی موازین اخلاقی و قاعده ای شامل یک سری معیارهای مشخص است که همه مردم فطری و ذاتی آن را دوست دارند. به طور مثال، داشتن اعتماد به یکدیگر، پایبندی، محبت، حس هم دوستی بین افراد (شامل تولیدکننده و مخاطب). در این رابطه جامعه شناسان، محققان رسانه، جامعه شناسان ارتباط جمعی، فیلسوفان واخلاقی ها و محققان علوم وابسته با آن موظفند که معیارهایی را برای مردم تعیین نمایند به گونه ای که نتوانند با هر قاعده و دستوری، قواعد اخلاقی و معیارهای گذشته را کنار بگذارند.

با این تعریف و ویژگی ها از رسانه اخلاقی، چه رسانه ای غیر اخلاقی است؟

رسانه اخلاقی مفهوم و تعبیری در راستای جامعه اخلاقی است. وقتی گفته می شود رسانه اخلاقی، کنایه از گذر کردن از رسانه غیر اخلاقی است. بدین لحاظ لازم است شناخته شود که رسانه غیر اخلاقی چیست؟ رسانه غیر اخلاقی رسانه ای است که به کمترین اصول اخلاقی پایبندی ندارد. رسانه ای است که اخلاق و فرهنگ را مورد نقد و اعتراض قرار داده و مدافع بی بند و باری است. در این رسانه، آموزه های اساسی انسانی و فرهنگی نفی می شود. این رسانه بیش از یک رسانه مادی است. رسانه ای است که مخاطب را به بی هویتی، بی اخلاقی و بداخلاقی دعوت می کند. در مقابل، رسانه اخلاقی رسانه ای است که پای بند به اخلاق و اصولی ثابت بوده و بر اساس فرهنگ و ارزشهای جامعه عمل می کند. همان گونه که رسانه غیر اخلاقی مستقل است، در رسانه اخلاقی نیز اخلاق امری مستقل است و بنیان های فرهنگی و اجتماعی دارد و گفته می شود که امور متعالی و مطلق را جستجو می کند و مدافع است. به طور خاص، وقتی رسانه اخلاقی، دینی و اسلامی است اخلاقِ آن بنیان دینی دارد و قضاوت در مورد آن هم بر اساس آموزه های دینی است. در اسلام قواعد و اصول اخلاقی به طور ثابت و در همه زمان ها برای همه افراد یکسان است.

جلوه های این نوع از اخلاق گرایی در زندگی اجتماعی چیست و چه مصادیقی دارد؟

اخلاق شامل یک سری ارزش های باطنی و فطری است. معیارهای آرمانگرایانه ای است که هر فرد فطری به دنبال آن است. اخلاق، همان رفتار فرهنگی و فرد اخلاقی، فرد فرهنگی است که ریشه های فرهنگی و عادت های حسنه ثابت و با دوامی دارد و از این طریق، معیارهای خوب و بد و شر و خیر را می شناسد. او با داشتن این معیارها می داند سرانجام عمل او به کجا می رود، آیا این معیارها، ملاک های رذیله یا فضیله را در او تقویت می کند.

در اصول آدم اخلاقی فردی ارزشی است و قوه تشخیص خوب و بد را می داند و می تواند از رذالت و نقص در اخلاق پیشگیری کند. اخلاق بد و اخلاق خوب هست که فضای زندگی را می سازد. در این نگاه است که اخلاق، ملاک و منشور عملی و رفتاری انسان است. اگر اعتقاد داشته باشیم آدم های با اخلاق، کمتر دچار مشکل می شوند و در زندگی و کارشان گشایش هست و راحتتر از دیگران امورشان ختم به خیر می شود، سخن گزافی نگفته ایم. از طرف دیگر، اخلاق در عین حال فن و هنر نیز هست؛ هنر برای تشخیص و جدایی خوبی از بدی. قوه تمیز دو امری است که یکی به بیراهه می رود و دیگری درست در سر منزل استقرار می یابد. با داشتن این فن و هنر است که فرد اخلاقی از فرد غیر اخلاقی متمایز می شود . به عنوان مثال، فردی که قوه تشخیص این امر را داشته باشد، نمی تواند در هر جا و از هر امکانی اگرچه در اختیار او باشد، حیثیت و هویت دیگران را زیر سوال ببرد و طبیعی است که فردی اخلاقی محسوب می شود.

آیا اخلاق یک امر فرهنگی است؟

اخلاق می تواند در مجموعه فرهنگ نیز قرار بگیرد و بخشی از سبک زندگی خوب افراد محسوب شود. اخلاق است که ماهیت سبک زندگی را می سازد. سبک زندگی افراد بدون معیارهای اخلاقی امکان ساخته شدن و ظهور ندارد. فرد اخلاقی سبک زندگی و زیستن و اندیشیدنش با دیگران متفاوت است. به همین ترتیب، اخلاق ظرفیت داشتن معناست. معنایی که انسان را به کمال می رساند یا موجب رذائل اخلاقی در او می شود.

فیلد از جمله بحث هایی است که بوردیو به آن می پردازد. از این نظر، وجوه اخلاق نیاز به میدان هایی دارد. یعنی، میدان هایی که معنا در آن تولید می شود اهمیت دارد. عادت واره های اخلاقی در میدان های اخلاقی اتفاق می افتد. با این تفاسیر اگر فردی دسترسی به این میدان ها داشته باشد مثلاً سرمایه های فرهنگی خانواده به او کمک کند، فرد اخلاقی محسوب می شود. پس اخلاقی بودن یا نبودن او بستگی به نوع میدان هایی دارد که فرد در آن قرار دارد. گاه فرد به دلیل میدان هایی با سرمایه کمتر نسبت به دیگرانی که از میدانهای قوی تری برخوردار است عمل و رفتار بی اخلاق را اخلاق می داند و رفتار اخلاقی را بی اخلاقی و یا کج اخلاقی می خواند. بوردیو ،منتقد و جامعه شناس فرانسوی، سبک زندگی را مرتبط با سرمایه فرهنگی که هر فرد در میدانی از آن رشد یافته است می داند. اگر کسی دچار بی اخلاقی شود دچار بی معنایی و فقدان سرمایه فرهنگی است . میدان های فرهنگی و اخلاقی برای فرد یک سری ملاک، معیار، ارزش، هنجار و حتی ناهنجاری ایجاد می کنند. پس می توان گفت که اخلاق امری نسبی است و بستگی به شرایط فرهنگی و عادتها و میدان های فرهنگی فرد دارد. به عنوان مثال، فردی که دینی است و آموزه های دینی برایش اهمیت دارد مردم از او انتظار فردی که خود را متصف به امری اخلاقی می داند دارند. این فرد نمی تواند از رسانه به عنوان ابزار حادثه ساز و غیر دینی استفاده کند. اگرچه رسانه برای او این امکان را فراهم کند. نمی تواند به دیگران بهتان بزند به بهانه اینکه قدرت سرکوب دیگران را دارد. سواد رسانه ای فرد و دسترسی او به امکانات بیش از دیگران، نیز در همه حال نباید او را پر قدرت برای سرکوب دیگری سازد. به همین دلیل با داشتن اخلاق، مهاری را برای او فراهم می کند که او نتواند از آن سوءاستفاده کند. همه می توانند دیگران را سرکوب کنند اما با چه منطقی برخی از آن، سرباز می زنند این همان منشور اخلاقی و خانوادگی است که برخی بهره مندند و برخی از آن بهره ای نبرده اند، تعهدی است که فرد با خدا، فرهنگ و دین خود امضا کرده است و مهاری است که با آن همه جور رفتار را نمی تواند اعمال کند.

رسانه در رعایت و وجود اخلاق یا بی اخلاقی جامعه چه نقشی دارد؟

یکی از عناصر عمده ای که در حال حاضر ساختار و میدان های فرهنگی فرد را در هم شکسته، رسانه است. هر چند که رسانه این نقش را پیدا کرده است اما دینداران و مدافعان اخلاق بیکار ننشسته و تلاش کرده اند تا در رسانه جایی برای اخلاق بیابند و در نهایت از رسانه اخلاقی یاد کرده اند. در نتیجه، به این بحث رسیده اند که رسانه باید بر اساس اصول و قواعدی اخلاقی عمل کند و با بهره گیری از تجربه های فرهنگی ضمن اینکه بد اخلاقی نمی کند در اشاعه فرهنگ و اخلاق هم تلاش کند. این کار را ما در رسانه دینی شاهد هستیم. با این وجود، دیده می شود که رسانه، رفتاری غیر اخلاقی داشته است. در بسیاری از مواقع این کار را نکرده بلکه ابزاری برای بی اخلاق کردن جامعه محسوب شده است.

وضعیت رسانه و اخلاق در چه شکل هایی دیده می شود؟

در رابطه با رسانه ما با سه موقعیت متفاوت رو به رو هستیم؛ در موقعیت اول، اخلاق شکل رسانه ای گرفته که در این صورت با واژه ای به نام اخلاق رسانه ای شده رو به رو هستیم که می تواند منشور اخلاقی - رسانه ای برای مخاطبان تولید کند. یعنی، اخلاق در قالب رسانه مفهوم پیدا می کند و وابسته به رسانه و تحولات جاری در آن می شود. این نوع اخلاق، دیگر اخلاقی مستقل که برآمده از فضائل اخلاقی و دارای صفت های نیکو و حسنه رفتاری و وابسته به میدان های فرهنگی مربوط به تولید معنای معطوف به کمالات نیست. آن گونه که اخلاق دینی ادعای این گونه اخلاق را دارد. به این مفهوم که اخلاق در رسانه، استقلال خودش را از جانب دین، فرهنگ، معنا و میدان های فرهنگی از دست می دهد. می توانیم بگوییم که عملکرد رسانه نسبت به رعایت اخلاق، امری نسبی است و اقتضائات رسانه ای در آن باعث می شود که اخلاقی که در میدان رسانه رشد پیدا می کند تقویت شود. زمانی که امری مستقل از رسانه نمی تواند وجود داشته باشد. در صورت قبول این نگاه است که باید در مورد ماهیت اخلاق در رسانه کاری دیگر کرد. برای این کار پیشنهاد می شود یا اخلاق رسانه ای را از اخلاق دینی جدا سازیم یا هر چند میدان رسانه این امکان رادر بسیاری از مواقع غصب می کند، رسانه را به اخلاق فرهنگی و دینی نزدیک سازیم.

در موقعیت دوم، ما با کلمه رسانه اخلاقی رو به رو هستیم. رسانه ای که اصول ثابتی دارند مثلاً غیر اخلاقی بودن عمل پخش شایعه در همه حال، بی حرمتی به کرامت انسان ها، شکستن حریم های خصوصی، دروغ، افترا که از اموری غیر اخلاقی محسوب می شوند. در رسانه اخلاقی، میدان های فرهنگی - دینی، میدانی ثابت و با سبک های مرتبط با دین تعریف شده است. در رسانه ای که اخلاق و رعایت موازین دینی برای آن مهم است، کارگزار ارتباطی تنها تصمیم گیرنده نیست بلکه میدان های فرهنگی -دینی که مبتنی بر اصولی ثابت دینی است و قانونی مکتوب پیش رو دارد، جای خود را به کنشگران ارتباطی و رسانه ای و سلیقه های فردی آنها می دهند. در اخلاق رسانه ای ایده و افکار اقلیتی و هم چنین قوانین رسانه خاص اهمیت دارد. اما رسانه اخلاقی تنها حق مداری و حقیقت محوری و نه اقتضائات و شرایط فرهنگی اهمیت دارد. آنچه در دین به آن سفارش شده و رسانه دینی متصف به آن می باشد، رعایت برخی موارد مثل امانت داری، اعتماد، رعایت منافع دینی و دفاع از حق هر چند تلخ، است. پس وظیفه رسانه دینی و اخلاقی، تولید متن فرهنگی همراه با اخلاق به گونه ای که در آن، اصول و مبانی اخلاقی دینی و عزت مردم رعایت شود است. رسانه دینی از هر گونه تبعیض های جنسی، قومیتی، دینی و فرهنگی به دور است. رسانه اخلاقی نسبت به رعایت بسیاری از اصول ادبی و متن ها و اسناد متعلق به دیگران، وفادار است . حقوق مخاطبان در رسانه ای که اخلاقی است و برای آن فرهنگ و ادب، ارزش و اهمیت دارد، محفوظ است. اگر قرار است که رسانه متنی را مخدوش سازد، حقی را از بین ببرد یا ساختار آن متن را به نفع خود به هم زند بی اخلاقی کرده است یا از اخبار و اسنادی غیر واقعی و پر هیاهو که فقط دل برخی به این اخبار خوش می شود، استفاده کند به گونه ای که از نظر اخلاقی و دینی و از نظر علمای دینی مذموم شناخته است در آن صورت از اصول و شرافت حرفه ای و رسانه ای عدول کرده است. متاسفانه در حال حاضر به وفور این بی اخلاقی بارها و بارها از جانب بی اخلاقان و بد اخلاقان بدون مجازات فرد یا گروهی صورت گرفته است. در صورتی که در منشور رسانه، مسوولیت و تبعیت از قانون وجود دارد و رعایت اخلاق در امور کاری و حرفه ای اهمیت دارد.

موقعیت سوم، ادغامی از صورت اول و دوم و فراتر از آن دو موقعیت ذکر شده است. به موقعیت سوم، موقعیت رسانه اخلاقی -فرهنگی اطلاق می شود. گاهی متن رسانه فرهنگی است و همان طور که این متن، فرهنگ تولید می کند، اخلاق هم تولید می کند. در این صورت مقتضیاتی دارد و برای خود اخلاق های حرفه ای در عین حال فرهنگی ایجاد می کند. بر اساس تصویری که جان فیسک در این زمینه دارد می توان این معنا را استنباط کرد که اگر رسانه را یک متن فرهنگی تلقی کنیم، رسانه میدان عرضه فرهنگ و میدان عرضه ارزش ها، معنا و هنجارهاست. برای ایجاد معنا، قواعد رسانه ای یک سویه و دستوری نیست. میدانی است که هم اصحاب رسانه و هم مخاطبان در آن ملزم به تولید معنایند. با این وصف می گوییم که رسانه، عنصری فرهنگی و معنایی است که رعایت آن نه تنها برای رسانه بلکه برای مخاطبان رسانه نیز لازم است. به این دلیل است که ارزش های موجود در بطن جامعه از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت می شود. برای فهم بهتر این رویکرد و موقعیت بهتر است نگاهی که جان فیسک ارایه داده است بازگو شود. من از این نگاه با عنوان پارادایم فیسک و اقتباس موقعیت سوم در رسانه یاد کرده ام. پارادیم غالب بر افکار فیسک مبتنی بر رویکرد انتقالی و معناکاوانه در رسانه است، البته مطالعه تجربی و مشخص فیسک در زمینه های مختلف فرهنگ عامه به اوکمک کرد تا قبل از این رویکرد به فهم دقیق ارتباط و فرآیند انتقال پیام نیز بپردازد. در رویکرد انتقالی از نوع مدل ساده اینکه چگونه فرستندگان و گیرندگان رمزگذاری و رمزگشایی می کنند و اینکه چگونه انتقال دهندگان از کانال ها و رسانه های ارتباطی استفاده می کنند اهمیت دارد. در این رویکرد، اولاً به خود ارتباط به عنوان روند و فرآیند و نحله نگاه شود، ثانیاً ارتباط با هدف تاثیرگذاری بر رفتار و ذهنیت شخص مخاطب انجام می شود. اما ارتباط از نوع مدل پیچیده آن این است که رسانه ها با اینکه فرآیند ارتباطی در آنها مهم است اما از این سطح عبور کرده و به عنوان یک متن فرهنگی مطرح می شوند. به قول فوئر، رسانه به عنوان میدانی برای خلق یک متن، قابل بررسی است. در این رویکرد تنها ارتباط مهم نیست بلکه اینکه چگونه پیام ها با متن در تعامل با مخاطبان و مردم قرا ر می گیرند تا تولید معنا کند اهمیت می یابد. نقش هر متنی دراین فرهنگ مهم می شود و آنچه به تولید معنا منجر می شود نیز اهمیت می یابد. اگر در رسانه این شرایط ایجاد شود که چگونگی قرائت پیام ها، گشودگی و چند معنایی یا تک معنایی آن از سوی مخاطب اهمیت داشته باشد به گونه ای که مخاطب حس نکند که به حقوق او اجحاف شده است. از سوی دیگر، رسانه نیز موظف به وظایف خود باشد و اخلاق حرفه ای و کاری را به طور یکسان برای همه رعایت کند. این به مثابه آن است که رسانه، متن فرهنگی، اخلاقی و دینی تولید کرده است و مسلماً معناآفرینی و نقش آفرینی رسانه در اخلاقی یا بی اخلاقی کردن آن نقش مهمی خواهد داشت. رسانه الگو و اخلاق آفرینی می کند. به مثابه متنی اخلاقی، جلوی بسیاری از حوادث را می گیرد، به بدی ها هشدار می دهد، کارکرد آموزشی و هدایتی خود را با بحث اخلاق و ارزش های جاری در فرهنگ در هم می آمیزد. در آن صورت مردم به آن اعتماد می کنند زیرا صحت و سقم مسائل از طریق رسانه به وضوح در اختیارشان گذاشته می شود . اما اگر رسانه تبدیل به رسانه ای بی اخلاق، بی ارزش و محلی برای عقده گشایی های یک طرفه شود آیا می شود بر این رسانه، نام رسانه اخلاقی گذاشت؟ اگر رسانه بداند یک متن فرهنگی و اخلاقی است و معناهای بی مناسبت با فرهنگ ایرانی تولید نکند، مخاطبان با آن پیوند ایجاد می کنند آن وقت اعتماد کلید اصلی این پیوند و تعامل قرار می گیرد .

کنشگران حوزه اخلاق و دین آیا رسانه را به عنوان معیار می پذیرند؟ آیا رسانه می تواند ملاک اخلاق قرار بگیرد و در حکم رساله اخلاقیه به گونه ای که بتواند مرجعی برای حفظ آبرو و هویت افراد باشد و اخلاقیات را از غیر اخلاقیات جدا سازد باشد؟ یعنی آیا می توان به رسانه آن قدر اعتماد داشت که آنچه اولویت قرار می دهد و به برجسته ساختن آن می پردازد، الزاماً اخلاقی باشد؟ اگر این گونه است پس پیامدهای منفی از جانب بی اخلاقان در نزد مخاطبان چگونه است؟ چه کسی باید داوری کند که امری اخلاقی است یا غیر اخلاقی؟ مخاطبان یا مجریان رسانه؟ آنچه در منشور اخلاق رسانه آمده است این است که به بهانه دخالت عوامل اقتصادی و سیاسی نمی توان به حریم خصوصی افراد وارد شد. مگر نمی گوییم کارکرد رسانه کارکرد آموزشی و ارشاد و راهنمایی است، پس افشاگری شخصیت شخص یا گروه یا انتشار تصاویر و شکستن حریم های خصوصی یعنی زیر پا گذاشتن اخلاقیات در رسانه چگونه قابل توجیه است؟

نقش علمای دینی و فرهنگی مبرز است. لازم است آنها که جلوداران فرهنگ و دین هستند نسبت به بی اخلاقی و بد اخلاقی به دیگران هشدار دهند. زمانی که بیشتر دستورها و برنامه ها در رسانه، از سوی فرهنگ دوستان و دینداران اقتباس شود اگر بی اخلاقی صورت گیرد مردم مسلماً از چشم آنها خواهند دید. پس هشدار این علما در هر جایی از رسانه لازم است و مردم نیز از آنها انتظار واکنش اخلاقی دارند.

آیا رسانه اخلاقی در جهان معاصر وجود دارد؟

در حال حاضر رویکردهای متعددی مطرح شده است؛ برخی همانند فرانکفورتی ها ادعا می کنند که رسانه اساساً ابزاری غیر اخلاقی است. هورکایمر و ادورنو و مارکوزه ادعا می کنند که این رویکرد رسانه ها تنها فرهنگ و معنای کاذب تولید می کنند لذا از اخلاق فرهنگی و درایتی که همه تشنه اند، دور می شود. به این رسانه نمی توان ابزار اخلاقی اطلاق نمود. در نتیجه، در این جهت گیری دیگر رسانه نه متعهد به اخلاق است و نه اینکه نتایجی اخلاقی از فعل رسانه ای برای جامعه به دست می آید. شاید بشود گفت که رسانه بی اعتنای به اخلاق است. برخی دیگر بر عکس، رسانه را متن اخلاقی و فرهنگی می خوانند که کارکردهای آن، ارشادی و هدایتی همراه با منشور اخلاقی است. حتی افرادی مثل هابرماس که اطلاعات رسانه و انتقال اطلاعات را از پست ترین سرگرمی ها تا ماجراهای پرتحرک و هیجانی و موضوعات کم اهمیت می دانند اما از نظر او، هیجانی کردن مخاطب اهمیت دارد که رسانه این کار را انجام می دهد و بخشی از اخلاق و ارزش مخاطب را برای او رقم می زند.

برخی کارکرد رسانه را مشروط نسبت به اخلاق فرض می کنند. رسانه می تواند به صورت شرطی، عرصه و میدان برای ایجاد معناها باشد. رسانه ها تجربه می شوند و معناهای بالقوه ای را دارند که از این طریق می توانند اخلاقی و فرهنگی تلقی شوند یا گاهی بی فرهنگی را القا کنند. در این رویکرد، اخلاق امری مستقل، ثابت و لایتغیر است و با محکمات و متشرعات دین و فرهنگ در هم آمیخته است. اخلاق امری فرهنگی و رسانه، متنی فرهنگی با میدان های خاص می شود. در این جا تعامل بین رسانه و مخاطب همراه با ایجاد معنا همراه است.

رویکرد فیسک در قبال رسانه و اخلاقی که مروج آن رسانه است، مهم است. فیسک از یک سو، به تولیدات فرهنگی و رسانه ای که علایق ایدئولوژیک در آن بیشتر است اشاره می کند. یعنی، به کارکردهای رسانه ای که از آن انتظار می رود تا امکان معانی فرهنگی و اخلاقی در آن شکل گیرد. از سوی دیگر، به توده ناهمسان، نامتجانس و خلاق مخاطب اشاره می کند که آنچه به وسیله رسانه در اختیار او گذاشته می شود را الزاماً مورد پذیرش قرار نمی دهند. فرض کنید که رسانه ای، ادعای اخلاقی و فرهنگی بودن و پایبندی به اصول اخلاقی دارد و معانی را برای مخاطبان خود تعیین می کند. اما مخاطب آن را اخلاقی نمی خواند و برای آن اصلاً کاربردی قائل نیست. آن وقت رسانه نمی تواند ادعای اخلاق کند. از نظر فیسک، نباید انتظار داشته باشیم که تولیدات فرهنگی و رسانه ای الزاماً آنچه مطلوب عامه است را انتقال دهند و مخاطب در تفسیر آن فرهنگ و انتقال مطلوب ها نقش دارد. گاه معانی مرجح را بر اساس اینکه اخلاقی است قبول می کند و گاه در برابر متون رسانه ای مقاومت می کند چرا که آن را با بافت های زندگی روزمره خود هم ساز نمی بیند. در آن صورت، ملاک نه رسانه و اخلاق رسانه ای است بلکه توجه به ایده مخاطب است. به نظر فیسک، اگر رسانه ای تمایل دارد تا اصول اخلاقی را رعایت کند باید طیف وسیعی از مخاطبان را نیز در آن مطلب، همساز با اخلاق ببینند. باید اعتماد مخاطب را جلب کند، به حقوق آنها احترام بگذارد ود از حق ضایع شده آنها حمایت کند نه اینکه عرصه رسانه به بی اخلاقی تبدیل شود. از رسانه اخلاقی این انتظار هم می رود که در کنار اصول اخلاقی ثابت به سلیقه مخاطبان نیز احترام بگذارد و سلایق در بسیاری از مواقع جای دستورات ایجازی و یک طرفه رسانه را بگیرند و منشور اخلاقی در رسانه برای همه یکسان حتی برای اصحاب رسانه نیز محفوظ بماند. چند معنایی از یک سو، توجه به نیازهای هویتی - دینی - فرهنگی مخاطب است و از سوی دیگر، بحث اخلاقی که عامه و گوناگون است و در عین حال رعایت آن که باید برای همه یکسان باشد. با توجه به مطالب بالا باید به سه امر توجه کرد؛ یک سری اصول ثابت اخلاق و لایتغیر بودن آن که همه افراد فطری آن را قبول دارند (وجه غیر سیال)، چند معنایی بودن یعنی، برای ورود مخاطبان به عرصه فرهنگی رسانه پدیده (وجه سیال) چند معنایی ارزشمند است و احترام به سلایق و اظهار نظرهای مخاطبان که دوباره وجه سیال در رسانه است.

به طور خلاصه می توان گفت، اخلاق شیوه درست و منطقی برای سامان دادن به برداشت های ما از دنیای اطرافمان است که رسانه در حال حاضر می خواهد منطق آن را برای ما تولید کند. به روایت فیسک، برای اخلاقی شدن نیاز به عرصه های فرهنگی است که افراد آزادانه برای بیان نظرها و اندیشه های خود دست به اظهار نظر بزنند. فقدان این عرصه ها افراد را به جستجو درباره عرصه های دیگر تشویق می کند. یعنی، زمانی که میدان های فرهنگی رسانه، همگانی و جمعی نبوده و برای عامه تولید نشد یا برخلاف ایده های منطقی مخاطب عرضه شوند، میدان های دیگری جایگزین آن می شود که در این میدان ها، دیگر اصول اخلاقی ثابت و لایتغیر وجود ندارد. هر فردی امکان وارد شدن در این فضا را پیدا می کند. استفاده از بدن برای انتقال پیام نمونه آن است، استفاده از رسانه های شخصی مثل موبایل، ابژه های اقتصادی مثل اسکناس ها، مکان های عمومی شهر مثل توالت ها، ابژه های طبیعی مثل درخت و سنگ و دیوار، همه در اختیار انسان قرار می گیرند. متاسفانه این رسانه های غیر رسمی، استفاده از دروغ ها و جعل ها را مجاز می دانند. مثل اتفاقی که هر روز شاهد آن هستیم که در اینترنت و یوتیوب برای خدشه دار کردن حیثیت افراد می افتد. استفاده از این ابزار نوین برای اهداف غیر پیش بینی شده ضد اخلاقی، ناشی از تنگ بودن فضای های رسمی، شکل نگرفتن فضایی که در آن تبادل نظرات مثبت و منفی به شکل منطقی وجود داشته باشد و در بسیاری از مواقع شیوع غیر اخلاقیاتی است که رسانه های رسمی و ملی باعث آن شده و در بسیاری از مواقع مشوق اعمال غیر اخلاقی در جامعه دینی به گونه ای وسیع می شوند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.