رضا شفیعی

امام خمینی (س) می فرمایند « پسرم! هیچ گاه دنبال تحصیل دنیا، اگر چه حلال او باشد، مباش که حبّ دنیا، گرچه حلالش باشد، رأس همه خطایا است‏ » (صحیفه امام،ج 18، ص520)

قرآن کریم در آیات فراوانى دنیا را به شدت سرزنش کرده و از آن به عنوان یک زندگى فانى و ناپایدار یاد کرده است. واژه «دنیا» مؤنث أدنى است. اگر اصل آن را «دنائت» بگیریم، به معناى پست‌تر است، و اگر اصل آن را «دنوّ» بدانیم، به معناى نزدیک‌تر است. این کلمه همیشه وصف است، اعم از این‌که موصوف آن در کلام باشد مانند: حیات دنیا، عذاب دنیا، سعادت دنیا، گرفتاری دنیا، ثروت دنیا، متاع دنیا، حبّ دنیا، غرور دنیا، جاه دنیا، ریاست دنیا. و یا نباشد مانند: «لهم فى الدُّنیا خزىٌ».

جوهرى در صحاح مى‌نویسد: «دنیا به علت نزدیک بودنش دنیا نامیده شده است.» ابن منذر در لسان العرب مى‌گوید: «دنیا نقیض آخرت است و اسم براى این زندگى است؛ چرا که آخرت از آن دور است. این واژه دنیا یکصد و پانزده بار در قرآن کریم تکرار شده است.

در قرآن کریم می خوانیم: «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ» دنیا جز بازیچه کودکان و هوسرانی بی خردان هیچ نیست و همانا سرای دیگر، اهل تقوی را نیکوتر است آیا تعقل در این گفتار نمی کنید؟ (انعام 32)

اینکه حیات دنیوى لهو و لعب است و بس، زیرا که این زندگى چیزى جز یک سلسله عقاید اعتبارى و غرضهاى موهوم نیست، و چون لعب هم عبارت است از سرگرمى به موهومات، بنابراین دنیا نیز یک نوع لعب خواهد بود. و از آنجائى که آدمى را از مهمات حیات اُخرویش که حیات حقیقى و دائمى است بازمى دارد، و لهو هم چیزى است که آدمى را از مهماتش بازمى دارد؛ پس دنیا هم نوعى لهو است. واقعیت زندگی دنیا منهای اعتقاد به آخرت، جز پوچی و بیهودگی نیست. در آیه دیگرى زندگى دنیا را سرمایه فریب و غرور شمرده شده است،

«مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ االْغُرُورِ» (آل عمران 185)

این تعبیرات نشان می دهد که زرق و برق دنیای فریبنده یکی از موانع مهم بر سر راه تکامل معنوی انسان است که تا این مانع را پشت سر ننهد راه به جایی نمی برد. زندگی دنیا همچون سرایی است که تشنه کامان را در بیابان سوزان تعلقات مادی به سوی خود فرا می خواند، اما هنگامی که نزد آن می آیند چیزی که عطش را فرو نشاند پیدا نیست، بلکه دویدن در این بیابان سوزان آنها را تشنه تر می کند، باز سراب را در فاصله دیگری جلو خود می بیند و به گمان اینکه آنجا آب است و به سوی آن می شتابند، و باز هم تشنه تر می شوند تا هلاک گردند.

دیلمى در ارشاد القلوب از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت می کند که رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: «در شب معراج خداى تعالى فرمود: اى احمد، اگر بنده‏اى نماز اهل آسمان و زمین را بخواند و روزه اهل آسمان و زمین را بگیرد و چون ملائکه طعام نخورد و جامه عابدان را بپوشد پس از آن در قلب او ببینم ذرّه‏اى از حبّ دنیا یا سمعه آن یا ریاست آن یا اشتهار آن یا زینت آن، با من مجاورت نمى‏کند در منزلم و از قلب او محبّت خود را بیرون مى‏کنم و قلب او را تاریک مى‏کنم تا مرا فراموش کند و نمى‏چشانم به او شیرینى محبّت خود را.» (ارشاد القلوب ج 1 ص 206)

دنیا در کلام امام راحل (س)

در کلام امام راحل (س) و همچنین در رفتار و زندگی ایشان می شود به راحتی پی برد که با اقتدا به قرآن کریم و معصومین (علیهم السلام) ایشان هیچ علاقه ای در مدت حیاتشان به دنیا و و زرق و برق آن نداشتند و دیگران را هم توصیه می کردند که به فکر آخرت بیشتر باشند تا اینکه به دنیا سرگرم باشند.

امام راحل (س) می فرمایند: «اسّ اساس و امّ الأمراض را باید حبّ دنیا که رأس تمام خطیئات است، دانست. و چون حبِّ دنیا در دل متمکّن شد، به مجرّد آن که با یکى از شئون دُنیاوى مزاحمتى حاصل شد، قوّه غضب فوَران کند و عنان اختیار را از دست بگیرد و متملّک نفس نشود و انسان را از جاده شریعت و عقل خارج کند. پس علاج اساسى این قوّه به قلع مادّه آن است که آن حبّ دنیا است. و اگر انسان نفس را از این حبّ تطهیر کند، به شئون دنیائى سهل انگارى کند، و از فقدان‏ جاه و مال و منصب و ریاست، طمأنینه نفس را از دست ندهد،» (شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص377و 378)

ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «اگر کسى اندکى تأمل کند در عواقب امر اهل دنیا و عشاق آن و مفاسدى که از آنها بروز کرده، و ننگهایى که از آنها به یادگار مانده که صفحات تاریخ را سیاه و ننگین نموده، که تمام آن از حب جاه و مال و بالجمله حب دنیا بوده، و تفکر کند در اخبار و آثارى که از اهل بیت عصمت و طهارت در مذمت حبّ دنیا وارد شده، و مفاسدى که در دین و دنیا بر آن مترتب است، تصدیق مى‏کند که با هر قیمت هست و با هر فشار و ریاضتى میسور و ممکن باشد، قطع این فساد را از صفحه قلب بکند و این ظلمت و کدورت را از فضاى دل برکنار کند، لازم است بکند؛ و این با قدرى اقدام و همت، تا اندازه‏اى ممکن است. گرچه ترک مطلق از عهده هر کس ساخته نیست، ولى کم کردن آن و شاخ و برگ آن را زدن، بسیار ممکن است بلکه مى‏توان گفت سهل است؛ و البته اگر انسان همّ اکبرش دنیا نشد و وجهه قلب یکسره رو به زخارف دنیا نگردید، ممکن است حالات خود و تفکرات قلب را تقسیم کند و گاهى هم خالص کند قلب را براى عبادت؛ و شاید اگر در صدد برآمد و مدتى از قلب مواظبت نمود و از خود دلدارى کرد، نتایج خوب بگیرد و کم کم به قطع این ریشه فساد نایل شود.» (سر الصلوة ص 30)

امام راحل (س) در کتاب آداب الصلوة در ضمن بیان حدیثی اینطور می نویسند: « فى الکافی عن ابى عبد اللَّه علیه السلام، قال: رَأْسُ کُلِّ خَطیئَةٍ حُبُّ الدُّنْیا. و روایات کثیره دیگر نیز به این مضمون با اختلاف تعبیر وارد است. و بس است براى انسان بیدار همین حدیث شریف؛ و کفایت مى‏کند براى این خطیئه بزرگ مهلک همین که سرچشمه تمام خطاها و ریشه و پایه جمیع مفاسد است. با قدرى تأمّل معلوم شود که تقریباً تمام مفاسد اخلاقى و اعمالى از ثمرات این شجره خبیثه است. هیچ دین و مذهب باطلى تأسیس در عالم نشده و هیچ فسادى در دنیا رخ نداده مگر به واسطه این موبقه عظیمه قتل و غارت و ظلم و تعدّى نتایج این خطیئه است، فجور و فحشاء و دزدى و سایر فجایع زاییده این جرثومه فساد است. انسانِ داراى این حبّ از جمیع فضائل معنویّه برکنار است: شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضائل نفسانیّه است، با حبّ دنیا جمع نمى‏شود. معارف الهیّه، توحید در اسماء و صفات و افعال و ذات، و حق‏جویى و حق‏بینى با حبّ دنیا متضادّند؛ طمأنینه نفس و سکونت خاطر و استراحت قلب، که روح سعادت دو دنیا است، با حبّ دنیا مجتمع نشود. غناى قلب و بزرگوارى و عزّت نفس و حرّیّت و آزاد مردى از لوازم بى‏اعتنایى به دنیا است؛ چنانچه فقر و ذلّت و طمع و حرص و رقّیّت و چاپلوسى از لوازم حبّ دنیا است. عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت، محبّت، با حبّ دنیا متخالفند. بغض و کینه و جور و قطع رحم و نفاق و دیگر اخلاق فاسده از ولیده‏هاى این امّ الأمراض است.» (آداب الصلوة ص 49)

دنیاطلبى سرمنشأ اختلافات

امام راحل (س) دنیا طلبی و حب دنیا را سرمنشأ اختلافات و مشکلات در دنیای امروز می دانند ایشان می فرمایند: «کسانى که توجه به دنیا دارند، نمى‏شود اختلاف نداشته باشند، هر کسى براى خودش مى‏خواهد. آنهایى که اختلاف ندارند، آنهایى هستند که به دنیا اعتنا ندارند، آنهایى هستند که ارزشها را بهش توجه دارند، آنها بینشان اختلاف واقع نمى‏شود. اگر همه انبیا جمع بشوند و همه اولیا جمع بشوند، با هم اختلاف نمى‏کنند، یک کلمه اختلاف ندارند، لکن اگر دو تا کدخدا در یک ده باشد اختلاف پیدا مى‏کند. اگر دو عالم باشد- روحانى واقعاً- صد عالم روحانى باشد، ممکن نیست با هم اختلاف داشته باشند. اما اگر دو عالم باشد یا دو صورت عالم باشد که بخواهد دکان درست کند براى خودش، شکى نیست که‏ با عالم دیگرى که باز آن هم همین جور است اختلاف پیدا مى‏شود. و همین طور چنانچه سران یک کشورى براى خدا کار بکنند، اینها اختلاف نخواهند پیدا کرد و باید توجه کنند که گمان نکنند که مأمون‏اند از این که به راه ابلیس بروند. هیچ امرى یکدفعه نمى‏شود، بتدریج، یک قدم یک قدم انسان را مى‏کشانند به جهنم. از ابتدا نمى‏آید نفس اماره انسان بگوید بیا برو جهنم، یا ابلیس بگوید بیا برو جهنم، یا نفس اماره بگوید یا اللَّه پا شویم دعوا راه بیندازیم، نخیر؛ ابتداءً، از اول شروع مى‏شود یک قدم جلو مى‏رود، آدم ازش غفلت مى‏کند، تبعیت مى‏کند، یک قدم دیگر جلو مى‏رود، یک وقت مى‏بیند که سر از این بیرون آورد که با هم دارند اختلاف مى‏کنند.» (صحیفه امام، ج‏20، ص324و 225)

ساده زیستیِ امام راحل(س)

حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: اِقْنَعُوا بِالْقَلیِلِ مِنْ دُنْیَاکُمْ لِسَلاَمَةِ دِینِکُمْ فَاِنَّ الْمُؤْمِنَ الْبُلْغَةُ الْیَسیِرَةُ مِنَ الدُّنْیَا تَقْنَعُهُ؛ برای سلامتی دینتان به اندکی از دنیا بسنده کنید؛ زیرا سهم اندکی از دنیا مؤمن را قانع می‏کند. (غررالحکم، ج ۲، ص2۵۹)

امام راحل (س) که روح الهی خویش را به حقیقت وارستگی آراسته بودند. با آن که از بهترین امکانات برای رسیدن به انواع مظاهر دنیا برخورد بودند، ولی هیچگاه به دنبال دنیا نرفته، بلکه از آن گریزان و روی گردان بودند .درست به همین دلیل و به مشیت خداوند دنیا در تمام مظاهر گوناگونش به ایشان روی آورد. و به اوج محبوبیت، شهرت، قدرت و امکانات دنیا دست یافتند و در این مرحله نیز امتحانی نیکو دادند. در مورد ساده زیستیِ حضرت امام (س) در زندگی همواره ساده زندگی کرد، ساده پوشید، ساده خورد، باید بگوییم ایشان سعی می کردند، همیشه در شرایطی مشابه محرومان و مستضعفان جامعه زندگی می کردند. «زمانی که حضرت امام به جماران تشریف فرما شدند، آقای جمارانی علاقه داشتند که حسینیه از لحاظ ساختمانی و فرم عمومی اش تغییر یافته و به اصطلاح، محلی تمیز و مدِرن شود. یک روز حضرت امام (س) از طریق حاج سید احمد آقا پیغام دادند که از انجام این کار (تعمیر و تغییر ساختمان حسینیه) امتناع کنید، آقای جمارانی احساس کردند حاج احمد آقا در ادای پیغام حضرت امام (س) چندان مصِر نیست؛ و وقتی آقای جمارانی به کار تعمیر حسینیه ادامه داد، امام عصبانی شدند و پیغام دادند اگر می خواهید اینجا را تعمیر کنید، بگذارید برای وقتی که من از دنیا رفتم.» (پرتوی از خورشید ص 46)

امام همواره از تجملات پرهیز می‌کردند. او زیبایی را دوست می‌داشت که نشانگر زیبایی حق باشد و تجمل و پرستش ظواهر مادی که موجب غفلت از خدا با شد، نزد او منفور بود.

«امام (س) در مسأله بیت المال و مسأله حق الناس خیلی دقت نظر داشتند، زندگی ایشان طوری بود که فرقی با زندگی یک طلبه ساده نداشت. در خرید ما یحتاج منزلشان خیلی سفارش می کردند که یک چیزهایی را خریداری کنند تا درحد معمول زندگی طلبه ها باشد. امام(س) می گفتند چیزی را بخرید که همه کس قدرت خریدش را داشته باشد، همیشه تأکید داشتند که خرید را مختصر کنید و در حد ضرورت بخرید، اسراف و زیاده روی نکنید.» (پرتوی از خورشید ص112)

«مسجد سلماسی در آن زمان، مسجد ساده ای بود که کف آن با زیلوهای نخی آبی رنگ یزدی و یا کاشی فرش شده بود که زیلوهای نازکی بودند و به خصوص در زمستان سرد، نشستن روی آنها واقعا نوعی ریاضت به حساب می آمد. روزی شاگردان با هم گفتند: این درست نیست که ایشان نیز همانند ما روی زیلوی نازک و سرد بنشینند. از این رو یکی از شاگردان برخاست و قبل از اینکه ایشان بیایند، عبای پشمی خود را تا کرد و در جایی که ایشان می نشستند، پهن کرد و همه خوشحال بودند که بدین وسیله کار خیری انجام داده اند. اما همین که امام (س) وارد مسجد شدند و برای نشستن به جای مخصوص خود رفتند و آن عبا را پهن دیدند، با ناراحتی آن را جمع کردند و کناری گذاشتند و مانند هر روز و مثل دیگران، روی زیلو نشستند و آثار ناراحتی تا پایان درس در چهره ایشان هویدا بود.» (پرتوی از خورشید ص101)

امام راحل (س) از ابتدا تا انتهای عمر شریفشان دست از ساده زیستی نکشید زندگی ایشان آمیخته با سادگی و قناعت و بی اعتنایی به دنیاپرستی بود و این شیوه چه در دوران جوانی و چه در سالهای بعد حتی در دوران تبعید و نیز پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران تا لحظه ارتحال ایشان ادامه داشت.

«یکی از ایرانیان علاقمند به حضرت امام (س) از آلمان، برای ایشان ماشینی هدیه آورده بود که آقا در موقع رفتن به حرم و زیارت حرم حضرت امیر و رفتن به کربلا و زیارت قبر حضرت سید الشهداء با آن رفت و آمد کنند. حضرت امام فرمودند: من ماشین نمی خواهم، آن را می فروشم و پولش را خرج طلبه ها می کنم. آن فرد اصرار داشت که من این ماشین را به اسم شما خریده ام ولی حضرت امام قبول نکردند تا خلاصه ایشان خواسته امام را تمکین کرد. » (پرتوی از خورشید ص 47)

چیزى که از نظر اسلام «نبایستنى» است و اسلام در تعلیمات خود مبارزه‌اى بى‌امان با آن دارد، «وابستگى» و «رضایت دادن» و «قانع شدن» به دنیا و آن را منتهاى آرزو قرار دادن است. رابطه انسان و دنیا اگر به صورت وابستگى انسان و طفیلى بودنش درآید، موجب محو و نابودى تمام ارزش‌هاى عالى انسان مى‌گردد و پیامدهاى شوم و ناگوارى را هم در جنبه فردى و هم از جنبه اجتماعى در پى دارد

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.