نویسنده : حجت الاسلام و المسلمین محمد علی خسروی معاون پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)

تعابیر گوناگونی که حضرت امام خمینی (ره) در موضوع «وحدت امت» به کار برده اند شاید در کمتر موضوعی نظیر آن را بتوان یافت. تعبیرات دقیق و پرمعنایی که اگر خواننده از کنار آن به سادگی نگذرد و در مفهوم آن اندکی تامل کند افق های گسترده ای از اندیشه های اجتماعی و تربیتی بر روی فهم و درک او گشوده می شود و به نکات مهمی از معارف الهی و حقایق قرآنی دست می یابد. در این مقاله برخی از این تعابیر را که الهام گرفته از آیات قرآن کریم به کنایه یه با صراحت است بررسی می کنیم. ولی قبل از آن لازم است توجه خوانندگان عزیز را به یکی از ویژگی های مهم سخنان حضرت امام (ره) جلب کنم:
امام خمینی در گفتار و نوشتار خود متن آیات و روایات را به ندرت ذکر می کرد به طوری که گاهی در یک سخنرانی حتی یک آیه هم تلاوت نمی کرد. اما با اندکی تامل در بیانات ایشان به خوبی مشخص می شد که عمده این سخنان دارای مضامین قرآنی و مستند به کتاب و سنت است به گونه ای که روح آیات و روایات در الفاظ و کلمات امام موج می زد. شاید بتوان گفت معنویت و جذابیت فوق العاده ای که در سخنان دلنشین حضرت امام (ره) بود عمدتا ناشی از سریان و جریان حقیقت آیات و روایات در عبارات ایشان بود. به عنوان مثال این کلام حکیمانه حضرت امام را بنگرید: «مدرس زنده است تا تاریخ زنده است.» آیا مضمون این سخن جز برداشت دقیق و تمثیل گویایی از حدیث شریف و کلام جاودانه حضرت علی (ع) است که به کمیل بن زیاد فرمود: العلما باقون ما بقی الدهر (تا روزگار باقی است دانشمندان باقی هستند) امام خمینی با توجه به اینکه شهید آیت الله مدرس را از آن دسته عالمانی می دانست که مصداق کلام امیرالمومنین اند و به بلندای روزگار جاودانه خواهند ماند بدون آنکه حدیث «العلما باقون مابقی الدهر» را صریحا ذکرکند مضمون آن را با عبارت زیبای فوق بیان کرده است.
بررسی و جمع آوری این گونه عبارات در آثار امام خمینی که ملهم از آیات قرآن و کلمات معصومین (ع) است خود می تواند موضوع رساله مستقلی باشد که اشخاص مطلع و آشنا به رموز کلام ایشان و آگاه از آیات و احادیث باید بدان همت گمارند.
پس از این مقدمه کوتاه به اصل موضوع می پردازیم. آیاتی را که حضرت امام (ره) در بحث وحدت مورد استناد قرار داده و یا به مضمون و محتوای آن اشاره کرده اند همراه با برخی لطائف تفسیری و نکات علمی برمی شماریم. به امید آنکه توضیحات ما از نورانیت کلام امام نکاهد بلکه مقدمه ای برای فهم بهتر و دقیقتر آن باشد:

1. وحدت نعمت است
حضرت امام (ره) در چندین مورد «وحدت» را با واژه «نعمت» همراه کرده و مردم را به قدردانی از نعمت وحدت فراخوانده است از جمله:
«این الان یک نعمتی است که خدا به ما داده که همه مطمئنا برادروار پیش هم نشسته ایم حرفهایمان را می زنیم این را حفظش کنید. (1)»
«برادرها باید با حسن نیت و برادری مجتمع باشند و بحمدالله تعالی هستند. ما باید این نعمت الهی که خدا این نعمت را حساب کرده ـ این نعمت بزرگترین نعمت است ـ این نعمت الهی را ما باید حفظش کنیم. مادامی که این نعمت الهی را ما حفظ کردیم در امان هستیم از همه شیاطین. (2)»
تعبیر «نعمت» در مورد «اتحاد مسلمانان» یک تعبیر قرآنی است که حضرت امام (ره) از آیه 103 سوره آل عمران برگرفته است. خداوند سبحان می فرماید:
«واذکروا نعمه الله علیکم اذکنتم اعدا فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا» ترجمه: نعمت خداوند را به یاد بیاورید که ابتدا با هم دشمن بودید ولی خداوند دلهای شما را به هم نزدیک کرد و در سایه نعمت تالیف قلوب و اتحاد به اخوت و برادری رسیدید.

2. وحدت معجزه است
امام (ره) ایجاد اتحاد و رسیدن همه اقشار ملت به وحدت کلمه را یک امر فرابشری و خارق العاده معرفی کرده و همدل شدن اقشار مختلف را تنها و تنها از راه یک امر الهی و غیبی امکان پذیر می داند ایشان می فرماید:
«این وحدت کلمه را خدا ایجاد کرد. یعنی من نمی توانم تصور کنم که بشر بتواند یک ملت سی و چند میلیونی را در مدت کوتاهی اینطور همزبان بکند هم قلب بکند که بچه دو ـ سه ساله زبان باز می کند و همین مسائل را می گوید آن پیرمرد هشتاد ساله هم همین را می گوید. زن و مرد و بچه و صغیر و کبیر همه یک روال حرکت کردند این جز اراده الهی نمی شود باشد. و من هم از اول این معنا را چون احساس کرده بودم امیدوار شده بودم به این نهضت. (3)»
شاید برخی خوانندگان تصور کنند که سخن امام سخن بدیع و مهمی نیست چون همه چیز را خداوند ایجاد می کند وحدت هم از این قاعده مستثنی نیست پس آن هم به دست خداست. ولی این برداشت نادرست است و مقصود امام چیز دیگری است. زیرا در این که به یک معنا همه امور را می توان به خداوند متعال نسبت داد تردیدی وجود ندارد. اعتقاد صحیح دینی هم جز این نیست که همه چیز در ید قدرت خداست تحقق قوانین حاکم بر نظام آفرینش کلا بسته به اراده مطلقه او است و هیچ فرد آشنا به مبانی قرآنی و فلسفی و کلامی نمی تواند در این امر مسلم تشکیک و تردید کند. اما موضوع موردبحث خارج از این مقوله کلی است. امام خمینی (ره) معتقد است تحقق وحدت کلمه در جامعه علاوه بر آنکه مانند همه امور عالم تحت اراده کلی پروردگار است اما به عنایت ویژه و اراده خاص خداوند نیز بستگی دارد مانند معجزات پیامبران که خارج از روال عادی و قوانین مرسوم اتفاق می افتد. وحدت نیز به صورت معجزه از ناحیه خداوند تحقق می یابد. ایشان صریحا در عبارتی می فرماید:
«این وحدت کلمه ای که در تمام اقشار ایران پیدا شد معجزه بود. کسی نمی تواند این را ایجاد کند; این معجزه بود. این امر الهی بود. این وحی الهی بود نه کار بشر. (4)»
این سخن امام (ره) که ایجاد وحدت را معجزه دانسته است کسی نمی تواند آن را ایجاد کند و یک امر الهی است نه کار بشر دقیقا از آیه 63 سوره انفال الهام گرفته شده است. خداوند می فرماید: «والف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعا ماالفت بین قلوبهم ولکن الله الف بینهم. ترجمه: خداوند قلوب مومنین را به هم نزدیک و یکی کرد اگر هرچه در زمین است انفاق و هزینه می نمودی تا این وحدت حاصل شود امکان پذیر نبود. از این رو هدف امام (ره) که وحدت را «معجزه» نامیده و بشر را ازایجاد آن ناتوان می داند عبارت پردازی شاعرانه و مبالغه آمیز نیست ; بلکه بیان یک حقیقت قرآنی است. نکته لطیف دیگر این است که هرگاه معجزه الهی اتفاق بیفتد باید منتظر عنایت ویژه و نوید خاص بود. و لذا ایشان فرموده است:
«این جز اراده الهی نمی شود باشد. و من هم از اول این معنا را چون احساس کرده بودم امیدوار شده بودم به این نهضت. (5)»

3. وحدت واجب است
امام خمینی (ره) وحدت مسلمین را نه یک امر استحسانی و مستحب بلکه یک امر واجب شرعی می داند و از موضع یک فقیه صاحب فتوا با واژه های «تکلیف» «واجب» و «باید» وظیفه پیروان اسلام را ازلحاظ حکم شرعی روشن نموده است. در این عبارات دقت کنید:
«واجب است بر همه مسلمین که با هم باشند (6)
مسلمین به حکم اسلام باید ید واحده باشند (7)
همه باید با هم باشند. این یک تکلیف الهی ـ شرعی است به عهده ما و به عهده همه ملت. (8)»
درباره دلایل فقهی وجوب وحدت باید به کتاب های مربوطه مراجعه کرد و این مقاله گنجایش این مبحث را ندارد. ولی به اجمال به یکی از آن ادله اشاره می کنیم:

مقدمه واجب واجب است
در علم اصول فقه به اثبات رسیده است که اگر انجام واجب مطلق مانند نماز مستلزم امور دیگری باشد و انجام دادن آن امور برای انسان مقدور باشد باید آن امور را هم بخاطر به جای آوردن واجب انجام دهد. زیرا آن امور مقدمه واجب به شمار می روند و در صورت ترک آن مقدمات اصل واجب مطلق نیز ترک خواهد شد. و چون ترک واجب خلاف امر خداست پس انجام آن مقدمات نیز به خاطر انجام اصل واجب ضروری است. از این رو دانشمندان علوم اسلامی با شرایطی که در کتابهای اصول فقه به تفصیل آمده است مقدمه واجب را واجب شمرده اند. در مساله وحدت نیز این قاعده جاری است. زیرا چنانکه می دانیم دفاع از اسلام و کیان مسلمین بر همگان واجب است و چون دفاع از اسلام بدون وحدت مسلمانان ممکن نیست امام خمینی مساله وحدت را به عنوان مقدمه واجب واجب دانسته اند. در این عبارت دقت کنید:
«بنابراین از امور مهمه ای که بر همه ما واجب است دفاع از اسلام دفاع از جمهوری اسلامی است و آن بستگی دارد به وحدت. (9)»
و نیز چنانکه طبق آیه ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا (نسا140) قبول سلطه کفار و اجانب بر مسلمانان حرام و قطع دست آنان از دخالت در امور کشور واجب است. برای وصول به این واجب شرعی و عقلی راهی جز اتحاد و «ید واحد بودن» وجود ندارد. امام خمینی (ره) می فرماید:
«مسلمین به حکم اسلام باید ید واحده باشند که بتوانند دست اجانب و مستعمرین را از دخالت در کشور خود قطع کنند. (10)»
حضرت امام در جمله مذکور وحدت را مقدمه قطع دست بیگانگان و به عنوان مقدمه واجب واجب شمرده اند.

4. ایمان و اتحاد دو رمز پیروزی
امام خمینی (ره) اساس پیشرفت و تعالی جامعه را تنها بر دو پایه «وحدت مردم» و «ایمان به خدا» استوار می داند. ایشان برای عنصر وحدت در تحقق اهداف اسلام چنان اهمیتی قائل است که حتی تعهد به اسلام را منهای اتحاد بی اثر و بی نتیجه می داند:
«اساس پیشرفت شما ملت عزیز تعهد به اسلام و وحدت کلمه است. تعهد به اسلام بدون اینکه با هم اجتماع کنید در مسائل بی فایده است. اجتماع در مسائل بدون تعهد به اسلام مضر است. (11)»
در اندیشه حضرت امام (ره) تاثیرگذاری دو عنصر «ایمان به خدا و اتحاد کلمه» در سعادت جامعه یک امر مسلم و قطعی است که پایه و اساس همه پیروزی ها و تحولات مهم و سرنوشت ساز اجتماعی را تشکیل می دهند و هیچ یک از آن دو برای خود جایگزینی ندارند. این نکته بارها از زبان امام و به شکل های مختلف شنیده شده است. ایشان وحدت را گاهی همراه با «اسلام» و گاهی همراه با «ایمان» و گاهی توام با «الله اکبر» ذکر می کنند. اینک چند نمونه:
«رمز پیروزی شما اول ایمان ثابت ; و بعد وحدت کلمه. این دو مطلب را حفظ کنید. (12)»
«اگر ما وحدت کلمه مان و اسلامیت این دو تا اگر محفوظ بماند ما پیروز هستیم. (13)»
«کاری بکنید که این کلمه «یدالله مع الجماعه» از دستتان نرود. اگر جماعت ها همه با هم باشند و ایده اسلامی باشد دست خدا همراهشان است. (14)»
پیروزیمان با وحدت کلمه و اتکای به اسلام بود الله اکبر ما را پیروز کرد حالا هم سلاح ما همان الله اکبر است و وحدت کلمه ما را پیروز کرد. حالا هم سلاح ما همان وحدت کلمه است. (15)»
گفتنی است مبنای اصلی دیدگاه فوق آیه کریمه واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا است. زیرا در این آیه «وحدت امت» و «محوریت الله» در کنار هم مطرح شده و هر دو با هم مورد فرمان خداوند قرار گرفته است. حضرت امام (ره) به این معنی اشارات لطیفی دارند:
«این دو تا کلمه: همه با هم وحدت کلمه و همه با اسلام. این دو تا کلمه رمز پیروزی شما بود و عمل به آیه کریمه واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا در این آیه همین رمز است که همه تان با هم به خدا بپیوندید و جدا از هم نباشید; اجتماع با هم باشد و توجه به خدا باشد. (16)»

5. وحدت تا حد برادری
وحدت جامعه باید تا آنجا پیش رود که به حد برادری برسد. تعبیر برادری یک تعبیر قرآنی است خداوند متعال با آیه انماالمومنون اخوه (حجرات 10) همه مسلمانان و مومنان را برادر یکدیگر خوانده است. معنای آیه گرچه روشن است ولی امام خمینی که در سخنرانیهای مختلف به این آیه استشهاد نموده هر بار نکته بدیع و برداشت جدیدی را ارائه کرده است. هر یک از این معانی در جای خود حائزاهمیت است و ازعمق بینش و دقت نظر آن قرآن پژوه توانا و حکیم فرزانه حکایت دارد. پنج نکته از برداشت های امام را برای خوانندگان گرامی برمی شماریم:

الف. اولین برداشت امام خمینی از آیه مذکور این است که مومنان جز برادری نباید به چیز دیگری فکر کنند و وظیفه آنها تنها برادری است. کلام امام چنین است:
«اسلام تکیه کرده است بر اخوت با تعبیرهای مختلف. انماالمومنون اخوه از آن استفاده می شود که کانه مومنین هیچ شانی ندارند الا برادری همه چیزشان در برادری خلاصه می شود. (17)»
برای اینکه بدانیم چرا امام در برداشت مذکور حقیقت ایمان را منحصر در برادری کرده است و این انحصار چگونه از آیه به دست می آید به این توضیح توجه کنید:
معنی مذکور از واژه «انما» استفاده می شود. واژه «انما» در ادبیات عرب نشانه «حصر» است این کلمه در ابتدای جمله می آید و موضوع را در محمول منحصر می کند. مثلا جمله «انما انت نذیر» در قرآن کریم به این معناست که: تو فقط هشداردهنده ای و کار دیگری جز هشدار و انذار برعهده تو محول نشده است. بنابراین طبق این قاعده ادبی و برداشت حضرت امام آیه «انما المومنون اخوه» را می شود چنین ترجمه کرد: مومنان فقط با هم برادرند. و این نکته لطیف و قابل توجهی است پس سخن امام که فرمود: «کانه مومنین هیچ شانی ندارند الا برادری» از مفهوم «انما» به دست می آید.

ب. برخی تصور می کنند اگر بخواهند با کسی پیمان برادری و «عقد اخوت» ببندند نیازمند صیغه خاص و شرایط ویژه ای است و بدون آن عقد اخوت بسته نمی شود. اما نظر امام خمینی که از آیه «انماالمومنون اخوه» استفاده کرده اند این است که عقد اخوت بین همه مومنین و مسلمین در آسمان بسته شده است. در واقع آیه مذکور صیغه عقد اخوتی است که خداوند متعال آن را میان همه مسلمانان جهان جاری کرده است و نیاز به اجرای صیغه و عقد اخوت دیگری نیست ایشان می فرمایند:
«مومنین سرتاسر دنیا برادرند به حسب حکم قرآن. و برادرها برابرند و در شادی و غم هم مشترک اند. در اسلام همین برادری است که مبدا همه خیرات است... اسلام قرآن عقد اخوت بین ما انداخته است: «المومنون اخوه» مومنون همه نه ترک و فارس و نه عرب و نه عجم و نه هیچ جا همه مومنین برادرند. این قرآن است. (18)
«اگر همه مومنین... در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند قابل آسیب دیگر نیست. (19)»

ج. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از تحصیل کرده های حوزه و دانشگاه و بیشتر مردم چنین می پنداشتند که دین از سیاست جداست و اسلام احکام سیاسی ندارد. دین را مجموعه ای از برنامه های تربیتی و اخلاقی می دانستند که در چارچوب ارتباط فرد با خدا معنا می شود. اما امام خمینی و همفکران ایشان نظری متفاوت داشتند و اسلام را یک مکتب سیاسی می دانستند. استدلال گروه اول این بود که ما آنچه در قرآن می بینیم احکام اخلاقی و تربیتی و دستوراتی است که چگونه رابطه فرد را با خدا تعیین می کند و نیز برخی احکام اجتماعی و حقوقی که چگونگی ارتباط مردم را با یکدیگر مشخص می سازد و چیزی به نام سیاست در اسلام نداریم. اما امام خمینی (ره) معتقد بود مسائل سیاسی اسلام با مسائل اخلاقی پیوند خورده است. چه بسا یک مساله به ظاهر صددرصد اخلاقی و تربیتی باشد اما با یک نگاه دقیق تر در می یابیم که در ورای آن اهداف سیاسی مهمی نهفته است. امام خمینی باهوش سرشار و نگاه تیزبین خود بسیاری از احکام سیاسی اسلام را از احکام اخلاقی عرفانی و عبادی استخراج کرد و از این طریق پدیده ای به نام «انقلاب اسلامی» را تحقق بخشید. ایشان با تبیین دیدگاه خود منشا تحول عظیم اجتماعی و سیاسی در حوزه فکری جهان معاصر گردید.
بدون مبالغه و اغراق در میان علمای اسلام اعم از شیعه و سنی کمتر کسی را می شناسیم که چنین برداشتی را از مباحث عبادی و اخلاقی داشته باشد. کتابهای اخلاقی دانشمندان بزرگ ما نظیر معراج السعاده نراقی و احیاالعلوم غزالی تنها با دید تربیتی به رشته تحریر درآمده اند گرچه در نوع خود کم نظیر و در جای خود فوق العاده موثر بوده اند. البته در گذشته استثناهایی وجود داشت و برخی علمای بزرگ دیدگاهی شبیه دیدگاه امام خمینی داشته اند ولی معمولا اندیشه حاکم بر حوزه های علوم دینی اندیشه جدائی اخلاق از مسائل سیاسی بود. جدایی دین از سیاست در نظر برخی از بزرگان از مسلمات اسلام و به عنوان یک ارزش شمرده می شد. به طوری که یکی از نشانه های افراد عابد و عارف دوری آنان از امور سیاسی و حتی نداشتن فهم و درک مسائل سیاسی بود. هرکس از سیاست بی خبرتر مقبولیت او به عنوان یک عارف زاهد و معلم اخلاق بیشتر بود. امام که خود بزرگترین عارف و معلم اخلاق در حوزه علمیه بود با ورود عملی به سیاست و تشکیل حکومت اندیشه جدایی دین از سیاست را منسوخ کرد. ایشان در حوزه نظر و اندیشه نیز مباحث کاملا جدیدی را مطرح کردند. اعمال عبادی حج را که در آن روزگار یک عمل صددرصد عبادی شناخته می شد به حوزه سیاست برد و اهداف اصلی این مناسک عظیم را سیاسی دانست. اعتقاد امام خمینی به آمیخته بودن دین و سیاست و لزوم توجه به امور سیاسی دین تا بدان پایه بود که در یک اقدام بی سابقه و خلاف معمول منشور جاودانه ای را که برای هدایت آیندگان نوشته بود به نام «وصیت نامه سیاسی ـ الهی» نامید. این شیوه در میان علمای اسلام و در تاریخ وصیت نامه نویسی سابقه نداشته است.
با این مقدمه کوتاه به سومین نکته ای می پردازیم که امام از آیه کریمه «انماالمومنون اخوه» استفاده کرده اند. این نکته شنیدنی است:
«اسلام احکام اخلاقی اش هم سیاسی است. همین حکمی که در قرآن است که مومنین برادر هستند این یک حکم اخلاقی است یک حکم اجتماعی است یک حکم سیاسی است... این یک حکم اخلاقی است که در آن حکم اجتماعی هم هست و علاوه بر این جهات سیاسی دارد. جهات سیاسی آن همین بود که همه دیدید که ملت ایران وقتی که با هم مجتمع شدند و برادروار با هم در کنار هم بودند و همه توجه به برادری اسلامی خود داشتند قدرتهای بزرگ نتوانستند در مقابل این برادرها; در مقابل اینهایی که مجتمع با هم شدند نتوانستند در مقابل اینها قیام کنند و تاب مقاومت بیاورند; همه راه خودشان را گرفتند و رفتند. (20)»

د. چهارمین نکته ای که امام خمینی با استفاده از آیه «انما المومنون اخوه» تذکر داده اند این است که: اخوت و برادری شرط ایمان است و بدون آن ایمان محقق نمی شود. برای آنکه روشن شود این معنا چگونه از آیه استنباط می شود در این توضیح دقت کنید:
1) کلمه مومنون در آیه مذکور «نهاد» و کلمه اخوه «گزاره» آن است.
2) واژه مومنون اسم فاعل و مشتق از «ایمان» است و اصطلاحا «وصف» نامیده می شود.
3) براساس یک قاعده اصولی «تعلیق حکم بر وصف مشعر بر علیت» است.
یعنی اگر حکمی را بر یک موضوع که حالت وصفی دارد نسبت دهیم نشانه آن است که آن وصف منشا حکم بوده است. مثلا اگر بگویند: اکرم العلما (دانشمندان را گرامی بدار) درمی یابیم که علت صدور این دستور و دلیل احترام به علما علم آنها بوده است.
بنابراین نتیجه می گیریم در آیه «انما المومنون اخوه» حمل کلمه «اخوه» بر «مومنون» نشانه آن است که صفت ایمان علت و منشا اخوت است. پس اگر عده ای مومن با هم برادری و اخوت نداشته باشند معلوم می شود که ایمان آنها ایمان واقعی نیست. کلام حضرت امام در این زمینه روشن و گویاست:
«مومنها برادرند. از این آیه استفاده این معنا می شود که چنانچه دو نفر به اخوت ایمانیشان عمل نکنند برادر نباشند مومن نیستند. «المومنون اخوه»... همان طوری که یک برادری برای برادر خودش خیر می خواهد مومن این است. اگر یک وقت دیدیم که کسی برای برادرهای خودش خیر نخواست نزاع راه انداخت هیاهو راه انداخت این به طرف خودش بکشد او به طرف خودش بکشد این از ایمان معلوم می شود که حظ صحیح نبرده است. اینکه باید ایمان در قلب این تاثیر بکند نکرده است 21.»

هـ . نکته پنجم که از بیانات حضرت امام پیرامون آیه «انماالمومنون اخوه» به دست می آید تقارنی است که ایشان بین آن آیه و آیه 47 سوره حجر «اخوانا علی سرر متقابلین» برقرار کرده اند. این آیه در وصف بهشتیان است. یعنی متقین در بهشت برادرانه بر تختهائی روبروی یکدیگر می نشینند. امام از مجموع این دو آیه چنین برداشت می کنند: کسانی که در دنیا به اخوت «انماالمومنون اخوه» عمل نکنند چه بسا در بهشت از اخوت «اخوانالله» محروم بمانند. سخن ایشان چنین است:
«انماالمومنون اخوه. این آیه را همه ملاحظه کنید همه اعتصام به «حبل الله» بکنید. همه برادر باشید تا در بهشت هم اخوان بر آن سر ری که هستید در مقابل هم ـ برادر باشید. اگر اینجا برادری نباشد در آنجا هم بهشتی معلوم نیست باشد برای شما. 22»
امام خمینی در جایی دیگر در تفسیر آیه «اخوانا علی سرر متقابلین» نکته زیبائی را بیان کرده اند. آن نکته این است که اهل بهشت در کنار نعمتهای فراوان بهشتی از یک نعمت ویژه نیز لذت می برند و آن نعمت اخوت است که وقتی بر روی تختها مقابل یکدیگر می نشینند از نعمت و لذت برادری نیز بهره مند می شوند. در این جملات نورانی امام دقت کنید:
«یکی از عذابهایی که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند خصام اهل النار است. و یکی از نعمتهایی که اهل بهشت متنعمند آن اخوانی که «اخوانا علی سرر متقابلین» آن برادری و محبت که بین اهل بهشت است. یکی از نعمتهای بزرگ خداست. و آن خصامی که در جهنم است یکی از عذابهایی است که بر اهل جهنم است که دائم توی سر هم می زنند23.»
امام خمینی در موارد متعدد این نکته لطیف معنوی و سیاسی را مطرح کرده اند. ولی شاید سخنانی که صبح عید نوروز سال 1361 در حسینیه جماران و در حضور مسئولان کشوری و لشکری و صدها نفر از مدیران ارشد نظام و قوای سه گانه عنوان فرمودند جذاب تر و جامع تر از موارد دیگر باشد. بدون تردید دقت در این عبارات نورانی قلبها را منقلب و جانها را حیات دوباره می بخشد. بخشی از سخنان شورانگیز آن عارف عالم سوز چنین است:
در این عالم برادرند و هم فرموده است که در]مومنان [ «برادری از اموری است که هم قرآن کریم فرموده است که بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروی هم می نشینند و برادرند. من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا. و می دانیم که هرچه که در اینجا باشد صورت غیبی اش در آنجا به ما می رسد. ما گرفتار اعمال خودمان هستیم در آن عالم از خارج به ما چیزی نمی دهند. ما هستیم که بنا می کنیم اساس آن عالم را. این همه اعمال شماست که به شما رد می شود. انها هی اعمالکم ترد الیکم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره نه اینکه ثوابش را می برد خودش را می بیند و من یعمل مثقال ذره شرا یره خود شر را می بیند خود آن عمل را در آنجا می بیند. کارهای ما عقاید ما اخلاق ما تمام اینها در آنجا منعکس است. و من امیدوارم که برادری را در اینجا مستحکم کنیم تا در آنجا منعکس بشود و برادر باشیم. مخاصمه مال اهل جهنم است. خصام اهل النار یکی از مصیبتهایی که اهل جهنم مبتلا هستند همین خصامی است که با هم دارند جنگ و نزاعی است که به هم دارند به هم می پرند مثل سگ ! و یکی از کرامتهایی که اهل بهشت دارند آن برادری و دوستی و محبت است و این باید از اینجا تهیه بشود. چرا ما برادرهای ایمانیمان با برادرهایی که همه صالح اند خوب اند می خواهند خدمت بکنند چرا مخالف باشیم فرضا رای یک کسی با رای دیگری در یک جهتی مخالف است اختلاف آرا در بین فقها هم الی ماشاالله است. و من امیدوارم که انعکاس این دولت و مجلس و قوای ثلاثه ای که هست و همه ارتشیها انعکاس برادریشان در بهشت باشد و در بهشت همه با هم برادر و در سریرها روبروی یکدیگر نشسته باشند و خداوند توفیق بدهد به همه ما24.»

6 ـ تنازع مساوی با شکست حتمی
آیه دیگری که در مساله وحدت مورد استناد امام خمینی قرار گرفته آیه 46 سوره انفال است: و اطیعوالله و رسوله ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم ترجمه: و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و راه اختلاف و تنازع را نپویید که در اثر تفرقه ترسو و ضعیف شده و قدرت و شکوه شما از میان خواهد رفت. و صبر را پیشه کنید که خداوند با شکیبایان است.
طبق این فرمان الهی نزاع بین مسلمانان جایز نیست. زیرا موجب سستی و از بین رفتن عزت و آبروی آنان می شود. این آیه که نهی صریح از اختلاف است به همراه آیه «واعتصموالله» به گونه ای مسیر مسلمانان رادر مسیر حرکت به سوی اتحاد روشن کرده است که جای هیچگونه سرپیچی و عذر تراشی برای توجیه اختلاف و تنازع را باقی نگذاشته و همه مسیرها را به روی مومن جز مسیر اتحاد بسته است. این کلام امام را بنگرید:
«... قرآن مهجور است. احکام قرآن مهجور است به اینکه در ماذنه ها اذان می گویید و نماز می خوانید و اکثر احکام سیاسی اسلام را اعتنا به آن ندارید از مهجوریت بیرون نمی رود قرآن. البته قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شوون زندگی انسان از امور لازم است لکن کافی نیست. قرآن باید در تمام شوون زندگی ما حاضر باشد. قرآن وقتی می فرماید: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا می فرماید: ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم اینطور احکام مترقی سیاسی که اگر به آن عمل بشود سیادت عالم مال شماست. این قرآن را مهجور کردیم همه و اعتنا نکردیم به این مسائل 25.»
گفتنی است که هیچ مسلمانی در حقانیت آیات قرآن تردیدی ندارد همه ما پس از هر بار تلاوت با جمله «صدق الله العلی العظیم» راستی و درستی آن را تصدیق می کنیم. اما متاسفانه از کنار آن به سادگی می گذریم و در وعده ها و وعیدهای آن دقت نمی کنیم. مثلا در همین مورد خداوند نتیجه تنازع و اختلاف را پیش بینی کرده و چنانکه می دانیم پیش بینی خدا به معنای تحقق قطعی آن است. و براساس همین وعده های الهی امام خمینی با قاطعیت و اعتقاد جازم سخن می گفت و آن را مبنای تصمیم گیری قرار می داد. در کلامی که ایشان به مناسبت آغاز سال تحصیلی در اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی خطاب به اساتید و دانشگاهیان و دانش آموزان فرموده است دقت کنید:
«عزیزان من ! اگر اسلام را می خواهید و کشور را به فرمان خدای متعال گوش فرا دهید و اطاعت کنید که می فرماید: «واطیعواالله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم اختلاف و نزاع شما را به شکست می کشد و قدرت را از شما سلب می کند و رنگ و بوی شما را در جوامع بشری می برد26.»
همچنین امام خمینی به مناسبت اولین دوره مجلس شورای اسلامی ضمن 11 توصیه به نمایندگان مجلس یکی از توصیه ها را به این امر اختصاص داده و با استناد به آیه مزبور فرموده است:
«خود را به طوری جدی در خدمت اسلام و کشور درآورند تا خدای متعال آنها را پشتیبانی فرماید. و ندای آسمانی انسان ساز واعتصموابحبل الله جمیعا و لاتفرقوا را در نظر داشته و اطاعت نمایند و از منازعه و تفرقه اجتناب نمایند و به امر آموزنده الهی گوش فرا دهند و و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم که دنباله آن تنازع فشل و شکست و رفتن و رنگ و بو و آبروست 27.»

فشل چیست
در آیه مورد بحث خداوند نتیجه تنازع و در افتادن با یکدیگر را دو چیز دانسته است: یکی فشل شدن (لاتنازعوا فتفشلوا) و دیگری رفتن رنگ و بو و بی آبرو شدن (و تذهب ریحکم). کلمه فشل را در لغت به معنی ترس رخوت ضعف و زمینگیر شدن معنا کرده اند.
امام خمینی در یکی از سخنرانی های خود اقسام تنازع را بیان می کند و از اینکه مسلمانان در بسیاری از اوقات گرفتار منازعات تبلیغاتی و منازعات سیاسی یا گاهی تنازع مسلحانه هستند اظهار تاسف می نماید. سپس درباره نتیجه آن که فشل شدن مسلمین است توضیحات بسیار مفیدی را ارائه فرموده است. برای آشنای بیشتر با معنای «فشل» از نظر امام (ره) بخشی از مطالب ایشان را نقل می کنیم:
«قرآن کریم اخطار کرده است به اینکه اگر تنازع کنید فشل می شوید. شما آثار فشل را در مسلمین مشاهده می کنید آثار فشل را در کشورهای عربی مشاهده می کنید. فشل شدن از این بدتر چه کشورهای پهناور اسلامی با همه قدرتی که از حیث سیاسی از حیث نظامی از حیث ذخایر دارند در مقابل اسرائیل همه فشل هستند شما فشل را چه می دانید جز این است که نتواند یک دولتی یا یک ملتی کاری که باید انجام بدهد کاری که باید برای حفظ نظام خودش انجام بدهد نتواند انجام بدهد دشمنی که حمله بر اسلام کرده است و حمله بر بلاد مسلمین کرده است و هر روز توسعه را زیاد می کند و قانع به یک کشور هم برای خودش نیست مسلمین در مقابل او فشل هستند28.»

پاورقی:
1 ـ صحیفه امام ج 10 ص 155
2 ـ همان ج 16 ص 173

3 ـ همان ج 16 ص 172
4 ـ همان ج 6 ص 310

5 ـ همان ج 6 ص 173
6ـ همان ص 83

7 ـ همان ج 2 ص 403
8ـ همان ج 20 ص 226

9 ـ همان ص 79
10ـ همان ج 2 ص 403
11 ـ همان ج 15 ص 45
12ـ همان ج 6 ص 310
13 ـ همان ج 7 ص 316
14ـ همان ج 12 ص 448
15 ـ همان ج 13 ص 155
16ـ همان ج 8 ص 505

17ـ همان ج 15 ص 471
18ـ همان ج 11 ص 367

19 ـ همان ص 491
20ـ همان ج 13 ص 131
21 ـ همان ج 11 ص 381
22 ـ همان ج 15 ص 476

23 ـ صحیفه امام ج 13 ص 100
24ـ همان ج 16 ص 140 و 141

25 ـ صحیفه امام ج 16 ص 38
26ـ صحیفه امام ج 10 ص 83 (پیام امام در 31 شهریور 1358)

27 ـ همان ج 12 ص 363
28ـ همان ج 16 ص 35

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.