رئیس دانشگاه عالی دماوند پیرامون رابطه حوزه و دانشگاه گفت: از زمان طرح موضوع وحدت حوزه و دانشگاه، حوزویان زیادی به عنوان نماینده ولی فقیه در دانشگاه‌ها حضور داشته‌اند، اما گمان نمی‌کنم یک پژوهش علمی بی‌طرف در مورد آثار مثبت یا احیانا در مواردی منفی این حضور انجام گرفته باشد. متقابلا حضور دانشگاهیان در حوزه تقریبا منحصر به تدریس برخی از آن‌ها در مرکز آموزشی و پژوهشی امام خمینی(س) بوده است. اما ارتباط پیوسته و همیشگی بین دو گروه وجود نداشته است. آن عده‌ای از استادان هم که به حوزه رفت و آمد داشته‌اند، از دانشگاهیان دیندار اما منتقد وضع موجود جامعه، نبوده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، دکتر سیدکاظم اکرمی، وزیر اسبق آموزش و پروش در کابینه میرحسین موسوی، در گفتگویی با خبرنگار این پایگاه درباره محورهای وحدت این دو نهاد علمی کشور و دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی که می‌تواند این وحدت را مورد خدشه قرار دهد، اظهار نظر نمود.

سیدکاظم اکرمی، وزیراسبق آموزش و پرورش و استاد دانشگاه، اظهار داشت: از روزگاری که اندیشه‌های اروپائیان در زمینه‌های گوناگون علمی، اجتماعی و فلسفی وارد ایران شد و روشنفکران و به اصطلاح آن روز متجددان در برابر فرهنگ اسلامی و عالمان حوزوی به مقابله برخاستند، جدایی بین دو گروه تحصیلکرده و حوزوی شروع شد. بعد که در دوره رضاخان افرادی برای تحصیلات عالی به اروپا رفته و برگشتند، این تقابل زیاد‌تر شد.

وی همچنین افزود: در دوره پهلوی(پدر و پسر) اکثر قریب به اتفاق حوزویان، دانشگاهیان را بی‌دین و اکثر دانشگاهیان، عالمان حوزه را واپسگرا می‌دانستند. این شکاف مجموعا به زیان استقلال و آزادی و پیشرفت مردم ایران تمام می‌شد. امام راحل که سال‌ها این تقابل و طرد کردن‌ها را دیده و آثار زیان‌بار آن را مشاهده کرده بودند، از آغاز انقلاب اسلامی این دو گروه را به وحدت دعوت می‌کردند. متاسفانه دعوت مراجع بزرگی چون آخوند خراسانی در کسب علوم جدید و آشنایی عمیق حوزویان با اندیشه‌های اروپائیان موثر نیفتاد و امروز هم که جمعی از طلاب جوان با زبان انگلیسی و یک رشته از علوم انسانی آشنایی خوبی پیدا کرده‌اند، کسانی رهبری فکری آنان را در دست دارند که مع الاسف از جهت اجتماعی و سیاسی زمینه وحدت را خدشه‌دار می‌کنند.

اکرمی در پاسخ به این سئوال که تا چه حد حضور روحانیون در دانشگاه‌ها را عاملی در جهت نزدیکی و تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه می‌دانید، گفت: از زمان طرح موضوع وحدت حوزه و دانشگاه، حوزویان زیادی به عنوان نماینده ولی فقیه در دانشگاه‌ها حضور داشته‌اند، اما گمان نمی‌کنم یک پژوهش علمی بی‌طرف در مورد آثار مثبت یا احیانا در مواردی منفی این حضور انجام گرفته باشد. متقابلا حضور دانشگاهیان در حوزه تقریبا منحصر به تدریس برخی از آن‌ها در مرکز آموزشی و پژوهشی امام خمینی(س) بوده است. اما ارتباط پیوسته و همیشگی بین دو گروه وجود نداشته است. آن عده‌ای از استادان هم که به حوزه رفت و آمد داشته‌اند، از دانشگاهیان دیندار اما منتقد وضع موجود جامعه، نبوده‌اند.

وی در ادامه ضمن بیان خاطره‌ای از سخنرانی خود در جمع روحانیون در هفته «وحدت حوزه و دانشگاه» در زمان ریاست جمهوری حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی اظهار داشت: در دوره ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی، حجت‌الاسلام آقای قمی یک‌سال در هفته وحدت، حوزه و دانشگاه از بنده برای سخنرانی به مدرسه فیضیه دعوت به عمل آوردند. در روز سخنرانی بنده عرض کردم دانشگاهیان نباید احساس کنند که حوزویان می‌خواهند فرماندهان یک طرفه جامعه باشند، بلکه باید احساس کنند در ترسیم نقشه راهنمای جامعه هر دو گروه به تساوی شرکت دارند و در عمل هم هر دو گروه سهیم هستند. اما متاسفانه بنده شاهد این خواسته نیستیم. ببینید جامعه‌ای که 50 استاد متخصص در علوم اقتصاد، نظری در زمینه مشکلات اقتصادی دارد و تقریبا کسی از آنها حمایت جدی و علمی و علنی نمی‌کند، احساس وحدتی به وجود نمی‌آید.

وزیر اسبق آموزش و پرورش در کابینه مهندس موسوی، در پاسخ به این پرسش که تا چه حد دغدغه تقلیل «وحدت حوزویان و دانشگاهیان» با یکدیگر را به سلطه حوزویان بر دانشگاهیان، اساسی و جدی می‌بینید، افزود: در مورد دغدغه تقلیل وحدت حوزه و دانشگاه به کارفرمایی حوزویان، شاید نتوان گفت این وضع صد در صد اتفاق افتاده است. در مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و شوراهای شهر و روستا و بعضی شوراهای دیگر، هر دو گروه حضور دارند، اما روحانیون دلسوز باید فرصتی ایجاد کنند تا دانشگاهیان منتقد به راحتی و بدون هیچ ترس و واهمه‌ای بتوانند انتقادات خود را مطرح کنند.مسلما پاره‌ای از انتقادات، پاسخ درستی دارند و با گفتگو، به آن پاسخ‌ها می‌توان رسید، ازطرفی باید انتقادات واقعی مورد توجه روحانیون و حوزویان قرار گیرد و راه‌حل عملی برای برطرف کردن آن‌ها پیدا شود.

سیدکاظم اکرمی در پایان ضمن اشاره به بحث‌های طرح شده در زمینه «علوم انسانی» در سالهای اخیر اظهار داشت: یکی از مسائلی که چند سال اخیر در جامعه مطرح است، طرح اسلامی کردن علوم انسانی است. شما بعضی از چیزهایی را که روحانیون محترمی مطرح کرده‌اند ملاحظه کنید تا ببینید، به طرف وحدت حوزه و دانشگاه می‌رویم یا به سوی تسلط دیدگاه‌های افرادی از روحانیون . وقتی کسی با دیدگاهی خاص می‌گوید به جای علوم انسانی معارف مهدوی را تدریس کنید (بنده هم تدریس آن را درجای خود قبول دارم) چقدر به دوری دانشگاهیان از حوزویان کمک می‌کند و تا چه حد از خواسته امام و متفکرانی چون شهید مطهری و شهید بهشتی و شهید باهنر دور می شویم؟ ناگفته نماند که منظور بنده از مطالب فوق، فکر غالب و مسلطی است که در حوزه های علمیه و جامعه ما وجود دارد. اما باید از «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» که جمعی نواندیش و منتقد بر اساس اصول و مبانی و روش پژوهشی علمی بوده و هستند، نیز یاد کنم. اینان در حدود 20 سال پیش دست به اقدامی ابتکاری زدند که اگر ادامه می‌یافت، امروز وحدت حوزه و دانشگاه تا حدود زیادی محقق شده بود. آن ابتکار هم دعوت از اساتیدی چون دکتر شهیدی، دکتر عباس زادگان، دکتر درخشان، دکتر مهدی محقق و آقای محمد مجتهد شبستری و.... به حوزه علمیه قم بوده است که آزادانه می خواستند رابطه حوزه و دانشگاه را به وحدتی هر چه بیشتر و واقعی، نزدیک کنند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.