صادق آهنگران

رهبرى نظامى، شأنى از شئون مختلف رهبر در جامعه اسلامى است. بُعد رهبرى نظامى امام خمینى (س) هر چند که ناشناخته نیست، لیکن تاکید برآن همواره ضرورت دارد.درآستانه هفته دفاع مقدس خاطرات تعدادی از فرماندهان دفاع مقدس به نقل از کتاب امام و دفاع مقدس منتشر می شود.

در مراسم سوم یا چهلم شهداى بمباران دزفول شعرى خواندم که با بیت «اى عزیزان شد به پا غوغاى محشر» شروع مى‏شد و در ادامه شعر «یک طرف افتاده طفلى یک طرف افتاده مادر». اشعار، صحنه‏هاى دلخراش جنگ رامجسم مى‏کرد که چه روى داده است. شعر را که خواندم همان شب دو بار ازتلویزیون پخش شد و در روزهاى بعد چندین بار با آهنگ و تصاویر مناسبى که بر روى آن مونتاژ شده بود، پخش گردید. بعد از این جریان در شیرازخدمت آیت اللّه‏ حائرى شیرازى بودیم تا براى رزمندگان از صحبتهاى ایشان تصویر بردارى کنیم. بعد از مراجعت، در اهواز آقاى غلامعلى رجائى را دیدم، ایشان به من گفت: آقاى انصارى با ما تماس داشتند و سراغ شما را مى‏گرفتند. ولى من به ایشان گفتم به شیراز رفته‏اند. آقاى انصارى گفتند: به ایشان بگویید امام به حاج سید احمد آقا فرمودند که: «به ایشان بگویید اشعار حماسى بخواند». وقتى من این خبر را شنیدم ذهنم روى همان شعر متمرکز
شد، چرا که صحنه‏هاى دلخراش جنگ را بیان مى‏کرد. با وجود ریتم بسیارخوبى که داشت اشعار حماسى محرکى نبود و شاید تنها چند بند آن حماسى بود. گفتم احتمالاً همان شعر است. با آقاى رجائى تماس گرفتم ایشان گفت:بله،این اشعار را چند شب از تلویزیون پخش کرده‏اند و حضرت امام هم شنیده‏اند لذا این مطلب را بیان داشته‏اند.
یک بار دیگر در نماز جمعه تهران اشعار حماسى
«خیز اى رزمنده شیر خانه از دشمن بگیر»
را خواندم. در متن شعر چند جمله‏اى بود که مى‏گفت «اى کسانى که خانه‏هایتان ویران شد و سوخت اى کسانى که چه شُدید...» بعد از اتمام نوحه گویا از جماران تماس گرفته بودند ولى به من خبر ندادند. بعد آقاى مرتضائى‏فر به من گفت که: حاج سید احمد آقا تماس گرفته و گفته است که امام بوسیله رادیوى کوچکى که در دستشان بود اشعار را مى‏شنیدند وقتى به این قسمت رسیدند، رادیو را زمین گذاشته‏اند و فرموده‏اند: «به ایشان بگویید مردم ما، مردم جنگند مردم حماسه‏اند» و امام روى این قسمت حساس شده‏اند. این مطلب را که شنیدم با خودم گفتم: اگر ما چیزى بخوانیم که مورد تأیید امام نباشد مورد تأیید امام زمان هم نیست و خدا هم قبول نمى‏کند و اصلاً براى ما فایده‏اى ندارد. لذا در جماران به خدمت آقاى انصارى رسیدم و قضیه را براى ایشان مطرح کردم و گفتم اگر قرار باشد ما شعرى بخوانیم که امام تأیید نکند، کارم را مورد تأیید اهل بیت و براى رضاى خدا نمى‏دانم و به درد نمى‏خورد. ایشان مدتى با من صحبت کردند که: امام روى اشعار خیلى حساسند و روح امام با یک ذره ضعف در شعر و کارهاى هنرى حساس مى‏شود و خیلى به اشعار و کارهاى هنرى اهمیت مى‏دهند و شما را نیز مى‏شناسند.در مورد بچه بسیجى‏ها بیشتر حساس هستند و ما نیز در مورد کارهاى شما در جنگ برایشان تعریف کرده‏ایم به همین حساب بیشتر حساس شده‏اند. دیگر ما شروع به خواندن اشعار حماسى کردیم و تا توانستیم حماسى‏اش کردیم. بعد از مدتى جهت مشورت و کسب تکلیف پیش آقاى انصارى آمدم که الحمداللّه‏ ایشان گفتند: امام اظهار رضایت کرده‏اند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.