«امنیت اخلاقی» عنوان طرحی است که پلیس تهران به تازگی تلاش دارد با اجرای آن «امنیت اخلاقی» را در جامعه حفظ یا ایجاد کند و مکمل گشت های ارشاد محسوب می شود. در این طرح هفت هزار گشت نامحسوس، وظیفه شناسایی هنجارشکنان و معرفی آنها به مرکز پلیس امنیت اخلاقی را دارند. هنجارشکنی در این طرح برای مثال مزاحمت برای نوامیس، آلودگی صوتی، کشف حجاب در خودرو و حرکات نمایشی در خیابان بیان شده است.

به گزارش جماران، شفقا با بیان این مقدمه در ادامه گزارش خود می نویسد: این طرح و میزان موفقیتش از ابعاد مختلفی قابل نقد است و این نقدها از همان نام «طرح امنیت اخلاقی» آغاز می شود. اخلاق اگرچه به گفته بسیاری از اهل فن، گمشده دنیای امروز است اما بعید است با گماشتن ۷ هزار نفر به عنوان گشت نامحسوس و تجسس در خیابان و محله ها قابل دستیابی باشد که اگر بود سیستم کمونیستی شوروی می توانست به آن دست یابد. اخلاق، گوهری فراتر از چند ناهنجاری اجتماعی در حد ویراژ دادن و… است که فروکاستن این واژه و محدود کردن آن به حفظ ظاهر یک شهروند قانونمند، بی اعتبار کردن تلاش علمای دینی برای تعریف درست اخلاق از دیدگاه اسلام خواهد بود. چرا که اخلاق چه بسا زیربنا و مقوم قانون است.

به نظر می رسد پلیس درصدد تربیت اخلاقی جامعه است اما آیا تربیت اخلاقی امری پلیسی است؟ و اگر هدف تربیت اخلاقی را بپذیریم آیا با این شیوه دست یافتنی است؟ بنا بر آنچه متخصصان امر می گویند، هدف از تربیت اخلاقی در اسلام، افزایش مراتب و درجات قلبی در سایه معرفت الهی است، تا شخصی شایستگی لازم برای تقرب به خدا را پیدا کند. از این‌رو، تعلیمات اخلاقی باید در جهت نیل به این هدف متعالی قرار گیرد و از هر نوع سطحی نگری و ظاهر گرایی مصون ماند، تا به جای تربیت افراد متظاهر، انسان‌های خود ساخته و بیدار تربیت شوند که هم از لحاظ بینش و معرفت و هم از لحاظ عمل در سطح والایی از کمالات قرار گیرند. (سایت مبلغان)

به نظر می رسد اتخاذ شیوه گشت نامحسوس که قرین مچ گیری نیز هست برای رسیدن به شهری آرمانی و فرهیخته که همه شهروندانش از روی بلوغ و آگاهی، قوانین را اجرا می کنند و خلاف قوانین رفتار نمی کنند، سلیقه مناسبی نیست و شاید زمینه افزایش بدبینی اجتماعی، سوء ظن و حتی گناه را فراهم کند. ایده «شهروند صرفا قانونمند» با ایده «انسان خوب» و نحوه اجرای هر یک متفاوت است اولی بعضا مبتنی بر قوانین سفت و سخت و نهایتا جریمه است و دومی مستلزم آموزش و اقدام فرهنگی است و نمی توان انسان خوب مسلمان را با جریمه و محرومیت از حقوق شهروندی و با قوه قهریه تربیت کرد. البته ناگفته پیداست که به کارگیری اقتدار در برابر تجری کنندگان به جامعه و قانون ضروری است و این افراد در مقوله گفتار ما نمی گنجند. اما شیوه گشت نامحسوس برای امنیت اخلاقی متوجه همه جامعه است نه فقط متخلفان و متجریان که متجریان خلافشان علنی است و نیاز به گشت نامحسوس ندارند.

بنا به گفته پلیس تهران، گشت نامحسوس در صورت مشاهده موارد ناهنجاری شماره پلاک خودرو را برداشته و از طریق سامانه پیامکی به مرکز پلیس امنیت اخلاقی اطلاع می‌دهند سپس از سوی پلیس امنیت با این افراد تماس گرفته و از آنان خواسته می‌شود که در موعد تعیین شده به پلیس مراجعه کنند. اگر این افراد از دستور پلیس سرپیچی کرده و به آن تمکین نکنند با توجه به اینکه پلیس آدرس این افراد را در اختیار دارد به منازل آنها مراجعه می‌کند و اگر آدرس این افراد مخدوش یا به هر دلیل تغییر کرده باشد، با آنان تماس گرفته شده، تخلف خودروی مذکور در فهرست افراد خاطی ثبت شده و هنگام نقل و انتقال پلاک خودرو یا فروش خودرو یا هنگام دریافت خدمات برای خودرویشان این افراد شناسایی شده و با آنان برخورد خواهد شد ضمن آنکه تا اطلاع بعدی به این افراد خدماتی نیز ارائه نخواهد شد.

سردار ساجدی نیا در سخنانشان مشخص نکرده اند اگر به هر دلیلی گشت نامحسوس در ثبت شماره پلاک اشتباه کرده باشد، شهروندی که پلیس به اشتباه سراغ او رفته به استناد چه مدرکی می تواند خود را از اتهام ناروا تبرئه کند. ضمن آنکه گزارش تخلف، نوعی اعلام جرم نسبت به یک شهروند محسوب می شود که باید از سوی مرجع قضایی باشد نه پلیس.

همچنین مشخص نشده که پلیس با چه مجوزی به منزل شهروندان مراجعه می کند یا بر چه مبنایی شهروند فرضا خاطی پیش از محاکمه یا دفاع از خود از دستیابی به خدمات محروم می شود؟

این پرسش ها، تردیدهای دیگری را ایجاد می کند؛ تصاویر ۷ هزار گشت نامحسوس نشان می دهد این گشت ها، افرادی معمولی از سطح جامعه با شکل و چهره هایی عادی هستند که احتمالا برای ایفای نقش مسلمانی خود و برای ترویج اخلاق اسلامی در این مسیر گام گذاشته اند اما آیا لزوما همه انسان هایی که علاقه مند به اجرای اخلاق در جامعه هستند خود انسان هایی اخلاقی اند که می توانند بر نفسانیات خود پای بزنند و احتمال ندارد همین افراد که مجوزی در واقع برای تجسس در جامعه یافته اند خود به گناه یا اشتباه گرفتار شوند؟

اگر پلیس تهران ۷ هزار نفر را اجیر می کند که برایش از ناهنجاری خبر بدهند، چند نفر را می گمارد که این ۷ هزار نفر، احیانا خود دچار لغزش و گناه نشوند و وسواس گونه در خلوت مردم وارد نشوند تا خلافی پیدا کنند یا خدایی نکرده تسویه حساب های شخصی خود را با سوءاستفاده از این عنوان بروز ندهند؟

در هر جامعه ای طبیعی است که همه قانونمند نیستند و همه نیز انسان های محترم و اخلاق گرایی نیستند؛ شیطنت های جوانی را به این اضافه کنید و خواهید دید نتیجه این ۷ هزار گشت نامحسوس این می شود که عده ای بدون آنکه جزو این دسته باشند، برای جلب توجه و شوخی یا حتی اعمال زور یا ایجاد رعب و وحشت یا زورگیری جلوی دیگر شهروندان را بگیرند و آنها را مورد آزار قرار دهند. منطقی نیست که پلیس محترم تهران به چنین تبعاتی نیندیشیده باشد زیرا سردار محترم ساجدی نیا که سوابق مثبت و روشنی نیز دارند توضیح داده است: این افراد به طور مستقیم حق برخورد با شهروندان را نداشته و تنها اطلاعات را به پلیس امنیت منتقل خواهند کرد، چراکه تنها پلیس به شکل محسوس و با لباس نیروی انتظامی حق برخورد با شهروندان خاطی را دارد.شهروندان در صورت مواجهه با افرادی که خود را پلیس نامحسوس نامیده هوشیار بوده و بدانند پلیس نامحسوس حق برخورد با شهروندان را ندارد.

این پرسش ایجاد می شود که چرا پلیس کند کاری که نیاز به چنین ملاحظاتی داشته باشد؟ ضمن آنکه طبق قانون اگر شهروندی خلاف کند اعم از آنچه سردار گفته اند از جمله بدحجابی در خودرو، پلیس راهنمایی و رانندگی در صورت مواجهه می تواند جریمه اعمال کند و این قوانین وجود دارد و در حال اجراست اما اینکه پلیس برود نیرو استخدام و بررسی کند تا ببیند چه کسی در کجا خلاف قانون مرتکب شده یا بدتر از آن خلاف اخلاق مرتکب شده، نوعی تجسس محسوب می شود؛ اخلاق امری نیست که سلیقه ای بتوان با آن برخورد کرد و تجسس بی دلیل نیز جایز نیست (مراجعه شود به اینجا).

از همان ابتدای راه اندازی گشت ارشاد همیشه تبعات برخورد انتظامی و قضایی با جوانانی که ظاهر دینی خود را حفظ نمی کنند و حتی به عمد در تلاش برای نشان دادن ظاهری غیردینی هستند، نگرانی دلسوزان فرهنگی کشور را به همراه داشت. چه بسا برخورد خشن یک نیروی گشت ارشاد، جوانی را از دین زده کند و شاید بد نباشد به این موضوع فکر کنیم که تا چه اندازه از ابتدای انقلاب اسلامی طرح های برخورد با منکرات به اجرا درآمده و ناموفق بودن آن حتی پیشاپیش روشن شده است که اگر موفق بود دلیلی به راه اندازی طرحی جدید نبود. موضوع اخلاق در یک جامعه مولفه ای چند بعدی است که عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به شکل پیچیده و درهم تنیده ای در آن مداخله دارند و در دنیای پیچیده امروز با طرح های ابتدایی اینچنینی بعید است راه به جایی برده شود.

در این شکی نیست که یک جامعه اسلامی زیبنده تر است که صورتی اسلامی هم داشته باشد اما اگر مسوولان جامعه اسلامی فقط بر داشتن صورت اسلامی تاکید کنند و با امنیتی برخورد کردن در این مقوله فرهنگی بخواهند ظاهر را حفظ کنند اما توجه مشهود و عیانی نسبت به دیگر موارد اخلاقی و اسلامی نداشته باشند و هر روز شرح مفاسد اقتصادی و رشوه های کلان در این کشور ادامه یابد، آیا می توانیم امیدوار به امنیت اخلاقی جامعه باشیم؟ اگر مجرمان اجتماعی یاد بگیرند شهروند خوب به زعم مسوولان یعنی کسی که صرفا حفظ ظاهر بکند و بس، نمی توانند در این قالب به جرم و جنایت خود ادامه دهند؟ اگر پلیس تهران با این دست فرمان برود که شهروندان به ماموران پلیس تبدیل شوند در عمل عنصر اعتماد اجتماعی مورد هجوم قرار می گیرد و مشتری به کاسب و همسایه به همسایه و رفیق به رفیق و حتی برادر به برادر بدبین می شوند در حالی که دوام و قوام هر جامعه ای بر مبنای اعتماد است.

چه بهتر بود پلیس تهران با نصب العین قرار دادن آموزه های بزرگان دین و توصیه های علمای اسلامی به جای نگاه امنیتی به اخلاق تلاش می کرد زمینه های جرم را از بین ببرد و اخلاقی کردن جامعه را به دستگاه ها و متولیان فرهنگی جامعه می سپرد که شاید شاهد حوادثی چون قتل «ستایش»ها نمی بودیم که چه بسا از ضعف درونی شدن اخلاق حکایت دارد نه از حفظ ظاهر اخلاق که البته حفظ ظاهر در چارچوب های شرع و قانون نیز یک ضرورت است.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.