اسلام ناب آن است که مردم عهده دار اداره جامعه باشند. این مردم اگر عهده دار باشند، باید حق رای داشته باشند، پس باید انتخابات برگزارشود. برای انتخابات باید خودشان فکر کنند و کسی برای آنها تصمیم گیری نکند، یعنی با شناخت و معرفت انتخاب کنند، پس باید شناخت کسب کنند. باید آزادی داشته باشند. باید بتوانند عملکرد مسوولین را نقد کنند.

تمام ریشه نادرستی های جامعه در دو چیز است. جهل و حب نفس که من جهل را هم از حب نفس می بینم. اگر ما حب نفس نداشته باشیم، جهل را می‌توانیم درمان کنیم.
حجت الاسلام والمسلمین مستوفی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، به بیان ویژگی های اسلام ناب محمدی(ص) و جامعه مطلوب اسلامی پرداخت و در پاسخ به این سوال که معیارهای اسلام ناب محمدی(ص) چیست و جامعه اسلامی چه ویژگی هایی باید داشته باشد و برای رسیدن به آن چه باید کرد؟ پاسخ داد: اسلام ناب که امام مطرح می کردند، خودش گویاست و مراد ایشان مشخص است. یعنی اسلام نابی که از تحریف هایی که در تاریخ به وجود آمده، دور باشد. در اوایل انقلاب و زمان حیات امام یک نوع اسلام انحرافی که غیر از آن اسلام اصیل بود و توسط کسانی حمایت می‏شد، شکل گرفت که امام تعبیر اسلام آمریکایی را برای آن برگزیدند. به همین دلیل امام بر روی اسلام ناب، در مقابل اسلام آمریکایی تاکید می کردند.
وی در ادامه افزود: ما اگر بخواهیم اسلام ناب را بشناسیم، در حقیقت باید اسلام را بشناسیم. چیز دیگری نیست، اما پیرایه هایی که بر آن افزوده شده، را باید کنار بزنیم و تفسیرهای نادرست را رها کنیم و قسمت هایی از آن را که مغفول واقع شده، مورد توجه قرار دهیم.
در مساله اسلام ناب، یک بخش اعتقادات داریم. امام در زمینه اعتقادات، انحرافات جدی احساس نمی کردند. مثل مساله توحید. البته منظور در جامعه شیعی و تشیع است. نه در جامعه مطلق اسلامی. چون در جامعه مطلق اسلامی ممکن است در بحث توحید هم انحرافاتی وجود داشته باشد. در آنجا امام احساس نمی کردند که در بحث اصل نبوت یا امامت یا معاد انحراف باشد، گر چه اینها همه جزو اسلام ناب است. به همین دلیل ایشان وقتی می خواستند اسلام ناب و اسلام آمریکایی را مقابل هم معرفی کنند هیچ وقت نگفتند اسلام امام زمان در مقابل اسلامی که به امام زمان معتقد نیست. یا اسلامی که به آخرت معتقد است در مقابل اسلامی که به آخرت معتقد نیست. گفتند اسلامی که به سیاست معتقد است در مقابل اسلامی که به سیاست معتقد نیست. اسلام مستضعفان و محرومان در مقابل اسلام مستکبران یا اسلام مبارزه و قیام در مقابل اسلام سازش. اینها را مطرح کردند و به بخشی از اسلام که در دوران انقلاب اسلامی و قیام، مغفول مانده بود، پرداختند. روی تحقق همین قسمت هم بیشتر تاکید کردند و عمده تکیه امام در پیاده کردن اسلام بود.
مستوفی در ادامه افزود: ما باید احکام اسلامی را با همه جامعیت و کمالش بشناسیم و با همان جامعیت و کمال پیاده اش کنیم. اما تفکری وجود دارد که معتقد است، بخشی از زندگی ما دور از اسلام است و اسلام به آن نپرداخته و ما برای آن بخش از زندگی مان مثل بخش اداره جامعه، سیاست، فرهنگ، بخش زندگی روزمره شخصی، به دین و اسلام نباید کار داشته باشیم. دو بیان در این زمینه وجود دارد که یک دیدگاه مربوط به روشنفکرانی بود که اجرای احکام را مربوط به دوران گذشته می دانستند و معتقد بودند اسلام به این مسایل نمی پردازد و دیگری دیدگاهی بود که اظهار می داشت اسلام به همه ابعاد زندگی پرداخته ولی در غیبت امام معصوم اجرای آن، امکان پذیر نیست. امام با هر دوی این دیدگاه ها مخالف بود. امام به این مساله می پرداختند که ما باید ذهنیت دیدگاه مردم را در این که اسلام قابل اجرا نیست یا این که اسلام را تنها امام معصوم قادر است اجرا کند، اصلاح کنیم. با اصلاح اندیشه مردم، عملکرد مسوولین نیز اصلاح می شود. چرا که برخواسته از همین مردم هستند. پس باید برسیم به این که اسلام قابل اجراست و ما هم، باید مجری آن باشیم. این دیگاه اگر پیدا شود، می توانیم اسلام را وارد عرصه زندگی مان می کنیم. حکومت اسلامی هم برای تحقق همین امر تشکیل شده است.
وی با اشاره به این که عمل به اسلام مهم ترین نکته قابل بحث است، اظهار داشت: اسلام ناب آن است که مردم عهده دار اداره آن باشند. این مردم اگر عهده دار شوند، باید حق رای داشته باشند، پس باید انتخابات برگزار شود. برای انتخابات باید خودشان فکر کنند و کسی برای آنها تصمیم گیری نکند، یعنی با شناخت و معرفت انتخاب کنند، پس باید شناخت کسب کنند. باید آزادی داشته باشند. باید بتوانند عملکرد مسوولین را نقد کنند. پس مساله مهم در اسلام ناب حضور مردم در اداره جامعه است. همه این ها در مجموع می شود حقوق مردم. حقوق مردم محقق نمی شود مگر این که به آنها آزادی بدهیم، حق رای بدهیم، انتخابات آزادانه برگزار شود تا افراد صالح و شایسته برگزیده و انتخاب شوند.
مستوفی در پاسخ به این سوال که در این صورت باز هم این طور می شود که مسوولین باید حقوق مردم را بدهند تا مردم بتوانند معرفت و رشد را کسب کنند، گفت: بله درست است. مسوولین باید حق مردم را بدهند. در اسلام مسوول پیغمبر است که این حق را به مردم داده است. اگر در دوره ای قرار بگیریم که این حق را ندهند، مردم باید خودشان حقشان را بگیرند. مثلا در زمان پیش از انقلاب این حق را به مردم نمی دادند. وقتی مردم انقلاب کردند و حقوقشان را مطالبه کردند دیگر نمی شد که حقشان را به آنها ندهند.
وی با اشاره به این که مرحله ای از رشد، مبارزه و قیام است، گفت: اگر حق مردم را نمی دهند، مردم باید با قیام و مبارزه آن را به دست آورند. این حق گرفتنی است. مساله دیگر تامین زندگی افراد است. یعنی جامعه اسلامی را باید به بهترین وجهی تامین کنیم. امور فرهنگی و معیشتی و رفاه جامعه باید تامین شود. این ها نیاز به کار و فعالیت دارد. درست است که اسلام، اسلام مستضعفین است، ولی قرار نیست در جامعه اسلامی، مستضعف، مستضعف باقی بماند. نه این که مستضعف، مستکبر شود. باید حاکم شود و استضعاف فرهنگی و اقتصادی و... را از بین ببرد. بنابراین باید برای تحقق این مساله کار کرد. تحقق آن برنامه می خواهد. این ها چیزی نیست که امام به طور جزیی بگویند.
مستوفی در ادامه افزود: اسلام می گوید باید عدالت برقرار شود. اسلام می گوید نباید کسی گرسنه باشد. همه باید سرپناه داشته باشند. همه باید فکر و علم داشته باشند. اما در عمل به دستورات کلی، قوانین جزیی را باید جامعه و حکومت اسلامی تعیین کند. مردمی که می خواهند قواعد جزیی را تعیین کنند باید دارای علم و دانش و تخصص باشند.
وی در ادامه گفت: به طور کلی یک منطقه در داخل داریم که اسلام ناب باید در آن پیروز شود، یک عرصه سیاسی است که مردم با انتخابات و نقد و آزادی و صحبت در آن شرکت نموده و اظهار نظر می کنند. یک عرصه اجرایی و عملی است که اجرای عدالت، رفاه، رشد و ترقی جامعه است. بیرون از منطقه با دیگران ارتباط داریم که باید ارتباطات برهمین پایه تعریف شود. یعنی بر اساس منافع مردم ، جامعه و دیگر مستضعفان و محرومان دنیا و در جهت رشد و تعالی انسان ها و هدایت و راهنمایی آنها باشد. سیاست خارجی ما صرفا سیاستی بر مبنای تبادلات اقتصادی نیست. بلکه باید خیلی از مسایل دیگر را که توانایی و امکانات و ظرفیت ما اجازه می دهد، در آن لحاظ کرد.
وی با اشاره به هدف نهایی اسلام ناب، اظهار کرد: هدف نهایی از تمام این تلاش ها، تعالی بشر و کمال انسان است. رسیدن به خدا و تامین زندگی معنوی و حیات ابدی است. امکان ندارد که بدون تامین به صورت درست و آزادی به صورت صحیح، عموم افراد جامعه بتوانند به مطلوبشان برسند. یعنی اگر نیازهای اقتصادی به شدت در زندگی انسان وجود داشته باشد، فرد را به شدت از رشد معنوی نیز باز می دارد. اگر آزادی نباشد و اختناق باشد و فرد مجبور باشد به زور عقایدی را بپذیرد و رفتارهایی داشته باشد تعالی پیدا نمی کند. تعالی باید با معرفت و شناخت همراه باشد که با زور کسب نمی شود. نیاز به آزادی دارد. مفهوم لا اکراه فی الدین در اینجاست. در قرآن می فرمایند که "قد تبین الرشد من الغی" راه رشد از راه گمراهی آشکار شده. فرض کنید یک سو روشنایی و طرف دیگر تاریکی است. می توانید یکی را انتخاب کنید. اگر به زور شما را به روشنایی ببرند، شما وارد روشنایی نشدید. وقتی وارد روشنایی می شوید که آگاهانه آن را انتخاب کرده باشید و وارد آن شده باشید. خصوصیت اسلام و پیغمبر و همه انبیا این است. حق را روشن می کنند و مردم را به سوی آن دعوت می کنند. بنابراین، تعالی انسان در زمانی انجام می شود که روشنایی مشخص شود و آزادی هم وجود داشته باشد. چون روشنایی بدون قدرت انتخاب و آزادی روشنگر نخواهد بود.
حجت الاسلام مستوفی در بخش دیگری از سخنانش گفت: افراد باید فرصت تفکر با آرامش را داشته باشند. فشارهای اقتصادی بالاترین میزان سلب آرامش از افراد را دارد. فردی که سه شیفت کار می کند تا مخارج زندگی اش را تامین کند دیگر زمان کافی برای تفکر و عبادت در آرامش و رشد معنوی و فرصت متعالی شدن را ندارد. در شرایط استثنایی کسانی هستند که در سخت ترین شرایط تعالی معنوی پیدا کردند ولی این اکثریت مردم نیست. اسلام قوانینی برای همه مردم دارد. برای این که همه به تعالی برسند، باید عدالت برقرار شود. بنابراین از نظر امام همه آنچه که به عنوان اسلام ناب محقق می شود برای رسیدن به این تعالی است. اینجا وظیفه به دوش یکایک افراد است. هر کس به اندازه توانایی خودش مسوول است. کلکم رائع و کلکم مسوول. این را امام بارها فرمودند. همه مسوولیم ولی مسوولیت ها بر اساس توانایی ها و موقعیت هایشان وسیع تر یا تنگ تر می شود.
وی همچنین افزود: یکی از مواردی که امام می فرمایند این است که به کسانی رای بدهید که به اسلام ناب معتقد باشند، کاردان باشند، به فکر مردم و مستضعفان باشند. حداقل کاری که فرد می تواند انجام دهد، در هر سن و موقعیتی که هست، این است که به فرد مناسب رای بدهد.
مستوفی درباره فراگیر نشده تفکر اسلام ناب در جامعه و علل و عوامل آن گفت : شاید سخت ترین سوالی که وجود دارد همین باشد. پاسخ دادن به این سوال اصلا راحت نیست. هر کس ممکن است بر اساس دیدگاه خود یک گوشه مطلب را ادا کند. این مساله تنها مربوط به جامعه ما نیست. مربوط به تاریخ انبیا(ع) است. انبیا(ع) هم آمدند خیلی تلاش کردند، ولی بارها و بارها در تاریخ مشاهده می کنیم که بعد از انبیا (ع) چه انحرافاتی در جوامع به وجود آمد. چرا این اتفاق می افتد و چرا نمی توانیم به آن مطلوب برسیم؟ پاسخ دادن به این پرسش ها بسیار سخت است .
وی در ادامه افزود: ما در زمان انقلاب یک حرکتی در مقابل رژیم شاهنشاهی انجام دادیم. رژیم شاه سقوط کرد. انگیزه ای در مردم به طور عموم به وجود آمد که اسلام را در زندگی شان پیاده کنند. مسلمان ها در کشور بودند. آنچه که تغییر کرد، انگیزه مسلمانان بود که اسلام را فقط در شناسنامه نگه ندارند و به آن عمل کنند. با این انگیزه تاکنون کارهایی انجام شد. چرا این انگیزه با قدرت و توانایی ای که به وجود آمد استمرار پیدا نکرد؟ مهم ترین مساله اینجاست که آسیب های همه انقلاب هاست. افراد وقتی که وارد صحنه زندگی می شوند بعد از یک مرحله بسیاری از افراد، با یک منحنی کم و زیاد، به طور نسبی،به سوی منافع خودشان می غلطند. یعنی تامین منافع شخصی بر هدف نهایی اولویت پیدا می کند. تمام ریشه بدبختی ها به همین مساله دنیا خواهی و حب نفس مربوط است .
مستوفی همچنین افزود: در انقلاب ما هم همین اتفاق افتاد. البته نه صد در صد، ولی درصد بالایی از مردم متحد شدند تا شاه و رژیم شاه را از بین ببرند و حکومتی را که می خواهند دایر کنند. در آن زمان اگر دو ماشین هم در خیابان تصادف می کردند، به راحتی از گناه هم می گذشتند و ادامه می دادند. اما وقتی به یک مرحله پیروزی و آرامشی رسیدند، یک مرتبه همه به یاد منافعشان افتادند. برای تصاحب منافع شروع می کنیم به دروغ گفتن و تهمت زدن و اعمال غیر اخلاقی.
وی گفت: تمام ریشه نادرستی های جامعه در دو چیز است. جهل و حب نفس که من جهل را هم از حب نفس می بینم. اگر ما حب نفس نداشته باشیم، جهل را می توانیم درمان کنیم. اگر پیشنهاد کاری به فردی می شود و فرد می داند که توانایی انجام آن کار را ندارد، اگر حب نفس نداشته باشد، نمی پذیرد و اجازه می دهد فردی مسوولیت را بپذیرد که به خوبی از عهده آن بر می آید. الان اگر خرابکاری های افراد را در سمت های مختلف بررسی کنیم می بینیم که ریشه همه این ها در حب نفس است. پس باید حب نفس را درمان کنیم تا به سوی اخلاق اسلامی و به تبع آن جامعه اسلامی حرکت کنیم.

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.