اخبار مرتبط

جماران ـ زهره علی حسینی: برجستگی مفهوم اسلام مستضعفین و دغدغه های امام خمینی در توانمدی سازی این قشر به اندازه ای در ادبیات امام خمینی وضوح و روشنی دارد؛ که به راحتی می توان گفت جایگاه سازمانی و کیفیت عملکرد سازمان بهزیستی به عنوان سازمان تخصصی مددکاری کشور، شاخصی برای سنجش میزان پای بندی دولتها به خط امام و عدالت اجتماعی است.
علاوه بر این که پر واضح است؛ کشوری با داعیه مردم سالاری دینی در اولین قدم نیازمند کاهش فاصله خود با استاندارهای جهانی در ارائه خدمات مددکاری است و چه بسا شایسته چنین عنوانی، فراتر رفتن از استانداردهای جهانی است.
از منظر برخی از کارشناسان اما، سازمان بهزیستی نه تنها از جایگاه شایسته خود در فرآیند سیاست گذاری عمومی و سازمان اجرایی کشور برخوردار نیست. محمد زاهدی اصل در دومین بخش از گفت و گوی خود با خبرنگار جماران از دست دادن استقلال و وابستگی این سازمان به وزارت بهداری و بهزیستی وقت، برتری یافتن رویکرد پزشکی بر رویکرد مددکاری اجتماعی در آن را از ضربه های بزرگ به این سازمان می داند.
دکتر محمد زاهدی اصل، استاد تمام رشته مددکاری اجتماعی و از پایه گذاران این سازمان در بدو پیروزی انقلاب اسلامی است.
دومین بخش از گفت و گوی خبرنگار جماران را با این استاد دانشگاه در ادامه می خوانید.

 

بخشی از کارهای سازمان بهزیستی به آسیب های اجتماعی مربوط می شود، این در حالی است که سازمان بهزیستی تمام آسیب های اجتماعی را پوشش نمی دهد و تنها بخشی از آسیب های اجتماعی در زیرمجموعه کار سازمان بهزیستی قرار گرفته اند؛ دلیل اولویت دادن به بعضی از آسیب ها و انتخاب آنها برای قرار گرفتن در گروه های هدف بهزیستی چیست آیا اساسا سازمان دیگری موظف به رسیدگی به آسیبهای اجتماعی است؟
در حال حاضر در جامعه ما چه از نظر قانونی، چه از نظر عرفی و چه در افکار عمومی بیشترین مسئولیت در حوزه آسیب های اجتماعی بر دوش سازمان بهزیستی است و در واقع سازمان بهزیستی موظف است که تمامی آسیب های اجتماعی را تحت پوشش قرار دهد. اما این سازمان نمی تواند چنین کاری را انجام دهد.

دلیل آن چیست؟
دلیل اینکه این سازمان نمی تواند به رغم وظیفه و انتظاراتی که از آن می رود تمامی آسیب های اجتماعی را پوشش دهد در وهله اول در کمبود منابع مالی ومورد نیاز سازمان است. در وهله دوم کمبود منابع تخصصی و غالب بودن نگاه پزشکی در سازمان است که برای سازمان بهزیستی در درجه اول برای خود سازمان محدودیت است و در درجه دوم در جهت رفع آسیب های اجتماعی محدودیت ایجاد می کند. اما جدای از مواردی که ذکر کردم سازمان بهزیستی از زمان شروع به فعالیت همیشه ضربه هایی خورده است که مانع از عملکرد مناسب این سازمان شده است.

چه ضربه ای به سازمان وارد شده است؟
اولین و بزرگترین ضربه ای که سازمان بهزیستی خورد زمانی بود که وزرای مشاور از نظام حذف شدند. علاوه بر سازمان بهزیستی که شهید فیاض بخش، وزیرمشاور و رئیس این سازمان بودند سازمان های انرژی اتمی، برنامه و بودجه ، تربیت بدنی،محیط زیست و چند سازمان دیگر بودند که در رأس آنها وزیر مشاور قرار می گرفت. وزرای مشاور مانند وزاری کشور باید از مجلس رأی اعتماد می گرفتتند. شورای نگهبان ایراد قانونی به وزرای مشاور وارد کرد و وجود این پست در نظام را غیر قانونی دانست. زمانی که شورای نگهبان این ایراد قانونی را به وزاری مشاور وارد کرد این پیشنهاد را داد که اگر سازمانها در حد وزارت خانه هستند، به وزارت خانه تبدیل شوند و اگر در حد وزارت خانه نیستند به یک وزارت خانه وابسته شوند. متاسفانه در بین سازمان هایی که در راس آنها وزیر مشاور قرار داشت تنها سازمانی که وابسته به وزارت خانه ای شد سازمان بهزیستی بود؛ و رؤسای مابقی سازمان ها زیر نظر نخست وزیری آن زمان به سمت معاونت نخست وزیری منصوب شدند.

چرا وابستگی سازمان بهزیستی به یک وزارت خانه منجر به نقطه ضعف و محدودیت برای سازمان شد؟
به این دلیل که سازمان بهزیستی زیرمجموعه وزارت بهداری آن زمان با نام وزارت بهداری و بهزیستی قرار گرفت و این باعث ایجاد دو ایراد و مشکل شد. ایراد اول و مهم اینکه این اتفاق باعث غالب و حاکم شدن نگاه پزشکی به سازمانی بود که باید با نگاهی مددکارانه و اجتماعی اداره شود. مشکل دوم هم این بود که سازمان بهزیستی با وجود مشغله ها و مورد های زیادی که در درون خود این سازمان داشت، زیر مجموعه وزارت خانه ای قرار گرفته بود که یکی از پرکار ترین و یکی از پر مشغله ترین وزارت خانه ها از زمان انقلاب تا به حال بوده است. علاوه براین موارد یکی دیگر از مشکلاتی که مانع می شود تا سازمان بهزیستی نتواند تمام آسیب های اجتماعی را پوشش دهد موازی کاری است. به چه دلیل کاری که کمیته امداد امام خمینی انجام می دهد باید توسط سازمان بهزیستی نیز انجام شود؟ برای چه کاری که توسط سازمان بهزیستی انجام می شود باید در دستور کار شهرداری هم باشد؟ این صحبتی است که من بارها کرده ام و از مسئولین خواسته ام که یک بار برای همیشه مسئولیت هایی که به عهده هر سازمان است را مشخص نمایند. این باید به وضوح و صریح بیان شود که در حوزه آسیب های اجتماعی فقط سازمان بهزیستی باید فعالیت کند و سازمان دیگری در این باره نباید کار کند.

حوزه کاری سازمان بهزیستی با سازمان های مشابه در کشور های پیشرفته چقدر تشابه و تفاوت دارد؟ درواقع پوشش سازمان بهزیستی از آسیب های اجتماعی چقدر نزدیک به کشورهایی توسعه یافته است؟
بخش عمده شاخص ها در کشور ما با کشورهای دیگر متفاوت است. از این بعد هم فاصله و تفاوت زیادی با کشور های دیگر در کشور ما حاکم است.
ما کشوری مستثنی هستیم که داعیه مردم سالاری دینی را داریم که با آن قصد داریم الگویی جدید به دنیا و در حداقل آن به کشورهای جهان اسلام ارائه کنیم. برای اینکه بتوانیم چنین الگویی را به جهان ارائه دهیم باید فاصله خود را با استانداردهای جهانی کم کنیم و حتی از استاندارد ها هم فراتر رویم. ما باید حداقل در عرصه رفاه اجتماعی فاصله ای که با کشور های توسعه یافته داریم را به حداقل برسانیم.
راه حل آن هم این است رفاه اجتماعی به عنوان یک واقعیت و یک نیاز برای همه مردم به ویژه برای گروه های آسیب پذیر و در معرض آسیب در جامعه به وجود بیاید. مسئولین جامعه باید بپذیرند که رفاه اجتماعی یک حق است که مردم بایدبه آن برسند. این در حالی است که فقر نسبی در جامعه بیداد می کند. این برازنده جامعه ما نیست که در آمار های رسمی اعلام شود که درصد قابل توجهی از جامعه دچار فقر مطلقند. دولت موظف است در وهله اول چنین موانعی را رفع و حذف نماید.

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.